eitaa logo
اشعار محمد جواد شیرازی
1.4هزار دنبال‌کننده
36 عکس
20 ویدیو
0 فایل
این کانال توسط ادمین اداره می شود. مشاهده بانک جامع اشعار در وبلاگ: http://Sabuo.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هزار شعله ی خون بر روی جگر دارم دلم گرفته و خوب است چشم تر دارم بده نشانی من را به حضرت موسی گناه، از همه ی خلق بیشتر دارم نشد برای تو قید گناه را بزنم مرا ببخش که اینقدر دردسر دارم فدای رحمتت اصلا بزن مرا اما نخواه تا که از این عشق دست بردارم همیشه منتظر لطف یک نفر بودم همیشه چشم بر احسان یک نفر دارم "زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی" دوباره حال و هوای نجف به سر دارم علی علیِ مرا زود می خرد زهرا من از مرام دل فاطمه خبر دارم فدای حضرت زهرا که گفت: فضه بیا مرا کمک بده که درد در کمر دارم نمرده ام که کسی حیدر مرا بزند سرم شکسته ولی از پرم سپر دارم ز قتلگاه خودم، کوچه ی بنی هاشم به سوی قتلگه کربلا نظر دارم آهای خنجر و شمشیرهای در گودال نگفته اید به خود، مادرم... پسر دارم https://eitaa.com/abdorroghaye
7.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر بناست ببخشد مرا خدای علی سزاست آن که ببخشد فقط برای علی کمیت توبه ی من بی کمیل می لنگد نجات داده مرا بارها دعای علی هر آن که خواند علی را، خدا نگاهش کرد رضای حضرت حق است در رضای علی هوای طفل زمین خورده را پدر دارد فدای این پدر مهربان، فدای علی ... https://eitaa.com/abdorroghaye
نمانده فرصتی، هنوز توشه برنداشتم لیاقتی برای بهره از سحر نداشتم چه حیف شد، چه زود ماه رحمتت تمام شد حلال کن مرا که غیر دردسر نداشتم تو خواستی که جوشن از عذاب روزی ام شود اگر نبود رزق روزه ات، سپر نداشتم از آن طرف چه میزبانی و چه خوان رحمتی ازین طرف مرا ببخش جز ضرر نداشتم خلاصه عرض می کنم تمام عزتم تویی چقدر خوار می شدم تو را اگر نداشتم ضمانتی نداشتم برای قبر و محشرم اگر به سوی مشهد الرضا سفر نداشتم تمام عمر، هر زمان دلم شکست از غمی به غیر ثامن الحجج، به کس نظر نداشتم مرا رضا جواز گریه بر حسین داده است وگرنه از بساط عاشقی خبر نداشتم پر از غبار می شدم، ذلیل و خوار می شدم اگر به روضه ی حسین، چشم تر نداشتم فدای آه خواهرش که با سر حسین گفت: مرا ببخش بیش از این دوتا پسر نداشتم غیور من چه خوب شد نبودی و ندیدی ام که بر سرم بجز حجاب شعله ور نداشتم سرم به گریه بند شد، شب غمم بلند شد ولی کنار خود ستاره و قمر نداشتم https://eitaa.com/abdorroghaye
مولایَ یا مولای، سرتاپا گناهم عذری ندارم، شرمسارم، روسیاهم مولایَ یا مولای، بیرونم مینداز چیزی نمی خواهم، گدای یک نگاهم قلبم به ذکرت زنده می ماند حبیبم ای منتهای حاجتم، ای تکیه گاهم تا پای من لغزید، دستم را گرفتی از کودکی دادی نجات از پرتگاهم قدری مصیبت، های و هویم را در آورد غافل ازین بودم که هستی خیرخواهم مولایَ یا مولای، با قبرم چه سازم؟! دلواپسِ تاریکی آن جایگاهم از مادریِ فاطمه بالانشینم بیرون کشیده بارها از قعر چاهم شاهم فقط مولا علی باشد ولاغیر دور از ضلالت با علی در شاهراهم مولایَ یا مولای، از هجرش خرابم دلتنگِ ایوان طلا و صحن شاهم یاد وداع آخرش با بچه هایش در پشت درب خانه اش افتاده راهم مولایَ یا مولای، کوفه بی علی شد چون پیر مرد کوفه غرق اشک و آهم پشتم شکسته گرچه، شکرش باز باقی است بین کفن پیچیده شد پشت و پناهم کوفه کفن هم داشت پس! ماندم که از چه بهر حسینش بوریایی شد فراهم؟! بیچاره ام کرده غمش، گریان برای... آن جسم گرمادیده بین قتلگاهم https://eitaa.com/abdorroghaye
دریاب سه ساله دخترت را بگذار به دامنم سرت را باید که تلافی اش نمایم آن بوسه ی روز آخرت را قبل از منِ تشنه، چوب دستی بوسیده لبان پرپرت را با روسریِ سوخته بستم با گریه سرِ مکسّرت را دیدم سر شاخه تاب دادند خورشیدِ سر منورت را نفرین به کسی که نامنظم از پشت، بریده حنجرت را گفتند شبانه جمع کردند در بین حصیر پیکرت را خونابه ی داغ اهل بیتت ... پر کرده دو دیده ی ترت را با ضربه ی بی هوا شکستند آیینه ی در برابرت را افتادنِ از فراز محمل له کرده پر کبوترت را هر کس که رسید با غضب زد این دختر رنجورترت را تا اینکه مرا به تو رساند خواندم به خرابه مادرت را وقت سفر رقیه ات شد دریاب سه ساله دخترت را https://eitaa.com/abdorroghaye
طوری حجاب روی جرمم خدا کشیده گویی که اصلا از من معصیتی ندیده رویی برای برگشت، بر درگهش ندارم از این همه خجالت، رنگ از رخم پریده نه یاد مرگ بودم، نه فکر تنگی قبر پس کِی به خود می آیم عمرم که سر رسیده وقت گناه اصلا از او حیا نکردم وای از فریب نفس و از سستیِ عقیده خواهم امان ز روزی که دیده ها ببینند ظالم به آه حسرت، دستان خود گزیده بار خرابم اما در کیسه ی کریمم ما را سوا نکرده، زهرا خودش خریده از کودکی به لطف دامان پاک مادر قلبم به حب حیدر، در سینه ام تپیده پایان ندارد اصلا بی تابی از فراقش هر کس که از شراب صحن علی چشیده باید بمیرم از غم، بودند بین یثرب هم مرتضی وحید و هم فاطمه وحیده گویای لطف زهرا، آن محور وجود است اشکی که در عزایش بر گونه ام چکیده می رفت سوی مسجد حق را اقامه دارد می رفت محکم اما با قامت خمیده گفتند با تمسخر، صدیقه شاهدت کو؟! آزرده شد ازین حرف صدیقه ی شهیده ناگاه بین صحبت، شد منقطع کلامش انداختش به زحمت، پهلوی ضرب دیده یک روز هم می آید پیش تن حسینش بر روی نی ببیند زهرا سرِ بریده پایان ظلم دنیا روز ظهور مهدی است این شب ادامه دارد تا سر زند سپیده https://eitaa.com/abdorroghaye
بر لب اهل مناجات و سحر جان می رسد رفته رفته وقت مهمانی به پایان می رسد عبد رسوا و گریزانی که هر جا رفته است آخر مهمانی مولا، پشیمان می رسد در شب قدرش، همه بستند بار خویش را یک نفر جا مانده و با چشم گریان می رسد تا گنهکاری، پشیمان از گناهش می شود سوی او فورا خدا لبیک گویان می رسد بر سر این سفره تا هستیم، بر دل های مان.‌‌.. دائما انوار لطف حی سبحان می رسد سائل معرفت از بیت بتول و حیدریم هرچه بر ما می رسد از لطف ایشان می رسد تا که یک ذره فقط احساس غربت می کنیم بر سر ما دست آقای خراسان می رسد رزق آب و نان رعیت های این خانه فقط از عطای سفره ی بابای سلطان می رسد غربت موسی بن جعفر بر دلم آتش زند تا که هر دفعه به گوشم اسم زندان می رسد از رخ زرد و تن همچون خیالش شد عیان ارث از مادر به اولادش فراوان می رسد ساق پایش را چه کرده سندی ملعون مگر تا به محراب دعا افتان و خیزان می رسد https://eitaa.com/abdorroghaye
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا