چشماتو ببند...
فرض کن توی یه کتابخونه بزرگ پر از کتاب های رنگارنگ قدم میزنی.سکوت حکم فرماست ، اینجا خبری از آدما نیست، تنهای تنهایی؛ میرسی به کتاب مورد علاقت برش میداری و شروع میکنی به خوندن زمان به سرعت میگذره و تو توی دریای اون کتاب غرق شدی صدای پیانو روحتو نوازش میکنه؛ یعنی کسی داره پیانومیزنه ؟
میری جلوتر و می بینی شخصی در حال پیانو نواختنه میری و ازش میخوای که اهنگ مورد علاقتو با پیانو بزنه اون همشروع به نواختن میکنه و تو هم ازش لذت می بری ...
سناریو قشنگیه نه ؟
#خودمنویس