آب هویـج .
اسکار بهترین تماشاگر سال هم میرسه به خداوند بخشندهی مهربان.
خدایا خودت از اینکه تو 𝟸 شب 𝟹𝟽𝟶𝟶𝟶 ایرانی اومد پیشت تعجب نکردی، نگفتی بزار یه سر بزنم شاید کمک میخوان .
کاش پیرتر بودم مثل ریشه ها ، یا خیلی جوانتر مثل شاخه ها ، اینجا که ایستاده ام فقط تبر میخورم.
فهمیدم که بله!
آدم میتواند همزمان به پیشرفت و حرکت به جلو؛و رفتن به کوه و دیگر برنگشتن فکر کند.
از خانه که میآیی یک دستمال سفید،پاکتی سیگار،گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور ، احتمال گریستن ما بسیار است .
در دل فاجعه ای زنده ماندم و گلوله ای به تنم نخورده ، اما زخم تماشای این ویرانی حیاتم را روزی صدبار مصادره میکند . .
من دوام آوردم،باز هم دوام میآورم اما دلم میخواست معنای زندگیام چیزی بیشتر از دوام آوردن باشد.
در این باغ کوچک چرا صدای تبر قطع نمیشود؟
در این باغ کوچک مگر چند سرو و صنوبر هست؟
که این دندان برنده تبر از شکستنِ شان سیر نمیشود؟