وقتی گرداب مرگ میان من ُاو را گرفته بود ، آمد ؛ .
و تن به وصال داد ، اما دیگر سودی نداشت ! (:
. خوندلیکهلعلشد .
خالق را راضی کنیم نه خلق را ..
گاهی اوقات خالق را رها کرده
و بیشتر عمرِ خود را صرف ِ
قانع کردن خلق میکنیم ؛ .
وقتی به خودمان میآییم که
توقعات خلق آنقدر زیاد شده و
به باوری میرسند که گویا
هیچ عیب و نقصی ندارند ..
دیگر توانی برای قانع کردنشان
در وجود ما نمیماند و وقتی نمیتوانیم ..
آنها دور میشوند ، میروند ،
طوری که انگار هیچوقت نبودهاند .
. بهقلم ِ| الفمیم .