من شکستم ، که نیفتد ترکی بر دل تو
نشد آرام دلت؟ باز بگو ، میشکنم
من دوست نداشتم؟!
من از تلفن صحبت کردن بدم میومد اما با تو بیشتر از یه ساعت حرف میزدم.
اینکه در طول شب هزار بار از خواب بپری و از اشفتگی ذهنت نتونی اروم و یسره بخابی و بین هربار از خاب پریدن اشکات در بیاد، واقعا چیز وحشتناکیه...
اینکه یسره به رفتارای بی ارزش ادما فک کنی، واقعا مزخرف و مسخرس،حالا من ممکنه ساعت ها به یه حرف یه ادم فکر کنم،اخرم به نتیجه نرسم؛
-آیمآه؛
حالا من بگم اره خوابیدم،شماها اگه دوست ندارید دروغ بشنوید باور نکنید...
البته، چشام گویای همه چیزه...
زندگی جوری داره به خودمو رفیقام فشار میاره،که خودم به جهنم، نمیدونم برا خوب شدن حال رفیقام باید چیکار کنم...