- زندگیه دیگه گاهی خستت میکنه، خیلی خستت میکنه؛ اونقدری که دوست داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش. یه مدت بری سراغ خودت. هیچی نکنی با هیچکی حرف نزنی، حتی نفسم نکشی. اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی میبینی یه نفر خودکار و از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی ،
گم میشی. و هیچی تو دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی .