_حکایت ما تو فضای مجازی_
+خوبی؟
-اره
همون لحظه تو واقعیت:
کنج اتاق،چشمای اشکی،دست به بغل
[ادماغیرقابلپیشبینیان
هموقضاوتنکنیم]
حس الانم مثل یه درخت کاجِ که تو یه جنگل بین اون همه درخت جورواجور میخوان اونو با اَرّه برقی قطع کنن:/
بعضیا حتی لیاقت سلام کردن مارو هم ندارن اون وقت همش تو قیافن
ببینید یه چیزی رو برادرانه،خواهرانه، دوستانه بهتون میگم : بیاین پایین
من:مامان میخام برم یه جای دور
مامانم:رفتی سر کوچه یه ظرف ماستم بگیر:/
اره اینجوری بود که من دیگه اون ادم سابق نشدم.