eitaa logo
اِهتمام
407 دنبال‌کننده
341 عکس
85 ویدیو
0 فایل
یا نیایید یا اگر آمدید نروید ، مگر مریضید؟ . کپی؟ نه ، حال و احوال ِ نامیزون ِ ما مگه کپی کردن داره . . توام بوگو ؛ https://harfeto.timefriend.net/17333430555628
مشاهده در ایتا
دانلود
زیر حجم امتحانات دارم افسرده میشم و فقط با خریدن لوازم ارایشی به ورژن اصلیم بر میگردم .
وقتی یکی حالتو می‌پرسه ؛ اگه خوبم نیستی بازم بگو خوبی ، اون آدمایِ مهم زندگیت وقتی خوب نباشی خودشون میفهمن .
از من فقط خبر داشت همین! مثلِ مردمی که میدانند جایی از جهان جنگ است .
از درون آشفته و ظاهر چو کوهی استوار رنج ها اینگونه مرا مرد بار آورده اند .
قسم به حرفهایی که جویده شدند تا دلی آزار نبیند از گفتنشان .
زشت‌ترین قسمت بدن، بینی و شکم و پهلو افتادگی پلک نیست زشت ترین قسمت بدن، دهن یک احمقه که بی فکر باز میشه .
سال تحویل ساعت ۶ و نیم صبحه، شما فک کن تازه یه ساعته سحری خوردی خوابیدی بعد خانواده بیدارت میکنن ک پاشو لحظه تحویل سال نباید خواب باشی این وضعیت واقعا عیده ؟
_
میگفت: آدم خوبای روزای بد آدم خوبای همه عمرن .
سلامی از من ِ رنجور ِ بهم ریخته به تویی که نامت در صدر سر بلندان ِ عالم است . بنویسم؟ از کجا بنویسم از سیزده ِ دیِ هزارُ سیصد ُ نود ُ هشت؟ یا از امروز که ظلم و ستمگری به احدی رحم‌ نمیکند؟ از کودکان مظلوم‌ فلسطین یا وحشی گری های رژیم صهیونستی؟ از روزی که رفته ایی یا روزی که نبوده ایی ؟ آری سردارم دلم از دنیا و عدالتش به ستوه امده است در کجای تاریخ نوشته است کودک کُشی خوب است که امروز به فرزندان ِ مادرانی که از پوست و گوشت استخوان هایشان است رحم نمیکنند؟ کاش بودی ، کاش بودی که مشت محکمی بر دهان ظالمانی بکوبانی که بدانند این دنیا هنوز سرداری دارد که کسی نتواند کوچک ترین نگاهی به آن بیندازد حرف هایم تکراریست نه؟ آری تکراریست اما حقیقتی تلخ که تلخی آن شیرینی هر شهدی را از بین میبرد تلخی ِ به رنگ نبودن ِ سردارم! چهارمین سالی است که نیستی و ما ناباورانه روز ها را به دوش میکشیم و شب ها ... بماند ، بماند که نگفته ها میماند اما جایشان را زخمی عمیق پُر میکند که هر سال فقط یک بار سر باز میکند و جگرمان را میسوزاند . مثل امروز ، مثل امشب دوباره سالگرد شماست و قلم نیمه جان ِ این بنده‌ی ِ حقیر که چند صباحی بنویسم و اندکی از درد دلم با نوشتن کاسته شود سردارم ، این روز ها جای خالیت بدجور حس میشود طوری که گاه با خودم میگویم یعنی واقعا رفت؟ دیگر نیست؟ و جوابم آهی از ته دل و فاتحه ایی نثار روح ِ گرم و مهربان شماست و در آخر ... سردار ِ عزیزم شاید نتوانم یکی از دختران شما باشم اما تمام تلاشم را به کار میبندم که شبیه به آنها عمل کنم و در راهی قدم بگذارم که طرح لبخند زیبای ِ شما هیچ گاه از سر من و وطن من کم نشود . "رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را تا کی کنیم بی تو صبری ‌که نیست ما را "
بی صدا فرو میریزم زیر حجمی از سکوت .