یکی از عجیبترین حسها اونجاست که با خودت فکر میکنی چقد دلم واسه این لحظه تنگ میشه در حالی که هنوز تموم نشده .
وقتی از بهترین آدمایِ زندگیت میرنجی حتی اگه بگی بخشیدمش بازم یه چیزی تهِ دلت میمونه کینه نیستا یه جاییه مثلِ زخم یه چیزی که نمیذاره اوضاعِ دلت مثلِ قبل بشه هرچقدر هم خودتو گول بزنی و بگی نه، بیفایدست یه چیزی این وسط از بین رفته و جاش تا همیشه درد میکنه .
من هشتاد سالمم بشه باز اون لحظهای که اون دکمه رو فشار میدم کابل جاروبرقی جمع میشه ذوق میکنم😔 .