یه روزی به یه نقطهای میرسی که میدونی همه تلاشت رو کردی و همه حرفهات رو زدی حتی اگه تلاشت بینتیجه و حرفهات نشنیده مونده باشه اون موقع شاید پر از غم باشی ولی آرومی .
از اینکه در موقعیتهای جدی و حساس خندهم میگیره خسته شدم ، جدی این مرض درمانی نداره؟ آبرو واسم نذاشته .
همچین میگه من پرخوریم عصبیه که انگار ما پرخوریمون از ترس قحطی فراگیر ناشی از جنگ جهانی سومه .