یه دیالوگ خوبی بود که میگفت:
‹ تو اسممو میدونی، نه داستانمو!
تو لبخندمو میبینی، نه دردمو!
تو متوجه چیزایی که رها میکنم میشی، نه زخمام!
میتونی حرفامو بخونی، نه ذهنمو! ›
پس راجبم نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو میبینی که خودم خواستم بهت نشون بدم· ·! 🙂
دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است
گاهی فقط یک حاشیه ی امن و آرام می خواهی ؛
به دور از تمامِ دوست داشتن ها
به دور از تمامِ دلتنگی ها
به دور از تمامِ خواستن ها ، نخواستن ها …
تو باشی و یک فنجان قهوه ی داغ ، چند تکه شکلاتِ تلخ و یک موسیقیِ ملایم ،
چشمانت را ببندی ، لم بدهی وسطِ یک بیخیالیِ مطلق و تا چشم کار می کند ؛ عینِ خیالت نباشد !
فلسفه ی بغل کردن خیلی عجیبه؛
دستتو می پیچی دور بدن یه موجود زنده و انگار که یه سرنگ پر از مورفین وارد پوست تنت شده شناور میشی تو آرامش.
و وقتی نسخ بغل کردنش میشی جای خالی قلبش سمت راست قفسه سینت طوری درد میگیره که حاضری کل دنیاتو بدی تا فقط یک بار دیگه تو بغلت حسش کنی.... :)
عشق دیدنی نیست عشق چشیدنی نیست
عشق در اغوش گرفتنی نیست
عشق باید احساس بشه پس فقط بدون، بازیچه نیست!:)
If your life just got a little harder that’s means you just leveled up!
اگه زندگيت سخت تر شد
اين يعنى كه يه مرحله رفتى بالا..💚
گرفتن دست ها رازی دارد که در آن نهفته است
رازی مثل بیرون رفتن خستگی ها از عمق قلب:) ♥
میشه یه صلوات بفرستی؟🙂
#برایِ_امامِ_زمان
فور کردنش لیاقت میخواد🚶♀
خجالت نکش رفیق:)