میگن شیشه حافظه داره یعنی هر ضربهای بهش بزنی تو خودش جمع میکنه برای همینه که بعضی وقتا بی دلیل با یه تقهِ کوچیک میشکنه...
حکایتِ دلِ آدماست
عجله داشتم . تندتند راه میرفتم . محكم به چيزی خوردم؛ آدم بود . منتظر بودم بگويد : كوری ؟!
دستش را به طرفم دراز كرد با من دست داد و لبخندی زد ؛ به گمانم " انسان " بود !
میگفتکه:
نه با سیاهیا نا امید شو،
نه با سفیدیا دلخوش!
ترکیبِ جفتشونباهم زندگی مونو میسازن..