eitaa logo
مراسمات هیئت علوییون
242 دنبال‌کننده
40 عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
جلسه آموزش مداحی ویژه برادران زمان:شنبه شب ها ساعت۱۹:۰۰ مکان برگزاری: مسجد علوی ادرس:شهرک انقلاب بعداز درمانگاه تأمین اجتماعی https://eitaa.com/ALAVIOONE
بسم الله الرحمن الرحیم کرامات امیرمومنان علی صلوات الله علیه خبرازارث مفقودشده یهودی .. اسلام آوردن جوان یهودی... امام رضا علیه السلام ازپدران گرامیشان صلوات الله علیهم اجمعین نقل میکند: جوانى يهودى پيش ابوبكر آمدوگفت :سلام برتوای ابابكر،مردم به او هجوم آوردند و گفتند: چرا او را خليفه نخواندى ؟!ابوبكر گفت : چه مى خواهى ؟گفت : پدرم بر دين يهود مرده و اموال زيادى بر جاى نهاده است ، ولى ما جاى آنها را نمیدانيم . اگر جاى آن اموال را بگويى ، به دست تو مسلمان مى شوم . و غلامت مى گردم ويك سوم مالم را به تو مى دهم و يك سوم آن را به مهاجر و انصار مى بخشم و يك سوم ديگر را خودم بر مى دارم .ابوبكر گفت : اى خبییث ! جز خدا، هيچ كس از غيب خبر ندارد.ابوبكر برخاست و رفت .يهودى پيش عمر رفت و بر او سلام كرد و گفت : پيش ابوبكر رفتم و از او چيزى را سؤال كردم ولى ماءيوس برگشتم ، و اكنون از تو مى پرسم و جريان را گفت . عمر نيزگفت : غيراز خدا كسى غيب را نمى داند.عاقبت ، جوان يهودى در مسجدنزد امیرمومنان على صلوات الله علیه رفت و گفت : السلام عليك يا اميرالمؤمنين .و اين سخن را به گونه اى گفت كه ابوبكر و عمر وحاضرین نيز شنيدند.مردم او را زدند و گفتند: اى خبيث! چرا برعلى ،همچون ابوبكر سلام نمى كنى ، مگرنمى دانى كه ابوبكر خليفه است .يهودى گفت :به خدا سوگند ازطرف خود اين گونه نگفتم،بلكه در تورات اسم او رااين گونه ديدم .امیرمومنان علی صلوات الله علیه فرمود: چه مى خواهى ؟جوان گفت : پدرم بر دين يهود مرد و اموال زيادى را باقى گذاشت ولى جاى آن را به مانگفت . اگر آنها را بيرون بياورى به دست تو ايمان مى آورم .امام علیه السلام فرمود: به آن چه مى گويى پايبند هستى ؟جوان گفت : بلى خدا و ملايكه و تمام حاضران را شاهد مى گيرم .امام علیه السلام برگ سفيدى خواست و چيزى در آن نوشت .سپس فرمود:(آيا مى توانى خوببنويسى ؟).جوان يهودى گفت : بلى .امام علیه السلام فرمود: لوحه هايى را با خودت بردار و به طرف يمن برو، وقتى آنجا رسيدى صحرای برهوت را بپرس .وقتى كه آنجا رفتى ، هنگام غروب خورشيد، بنشين . كلاغ هايى می آيند كه منقارشان سياه و سروصدا مى كنند ودنبال آب مى روند. وقتى كه آنها را ديدى اسم پدرت را ببر و بگو: اى فلانى ! من فرستاده وصى محمد صلی الله علیه وآله هستم ،با من سخن بگو پدرت جوابت را مى دهد از گنجينه هاسؤ ال كن ،جايش را مى گويد و هر چه گفت بنويس . وقتى كه به خيبر برگشتى ، هرآنچه در آنها نوشته اى عمل كن یهودى رفت تا اين كه به يمن رسيد و در جايى كه امیرمومنان على صلوات الله علیه فرموده بودنشست و كلاغهاى سياهى آمدند و صدا كردند. جوان يهودى نام پدرش را برد.( گویا پدرش به شکل کلاغ مسخ شده بود) پدرش جواب داد و گفت :واى بر تو چه چيزى تو را به اينجا آورده ؟ چون اينجا يكى ازجاهای اهل جهنم است .پسرش گفت : آمدم جاى گنج ها را از تو بپرسم كه كجا مخفى كرده اى .گفت : در فلان باغ در فلان مكان در فلان ديوار. جوان همه را نوشت . آن گاه پدرش گفت: واى بر تو! از محمدصلی الله علیه وآله پيروى كن . كلاغ ها برگشتند. و جوان يهودى به سوى منطقه خيبرروانه شدو غلامان و نوكران و شتر و را برداشت ودنبال آنچه نوشته بود رفت و گنج هايى كه در ظرف هاى نقره و ظرف هاى طلا بود رابيرون آوردند، سپس آنها را بر بردوش حیوانات بار كردندوخدمت امیرمومنان علی صلوات الله علیه وآله آوردند.جوان یهودی نزدامام علیه السلام شهادتين را گفت و مسلمان شد و گفت : براستى كه تو وصى محمدصلی الله علیه وآله هستى و به حق اميرالمؤمنين هستى ، چنانچه اين گونه ناميده شده اى . اين كاروان و درهم ها و دينارها را در جايى كه خدا به تو دستور داده مصرف كن .مردم جمع شدندوبحضرت علیه السلام گفتند: اين را چگونه دانستى ؟امام علیه السلام فرمود: (از رسول خداصلی الله علیه وآله شنيده ام.اگر مى خواهيد بالاتر از اين را نيز به شما خبر دهم ).گفتند: بلى .امام علیه السلام فرمود:(روزى با رسول خداصلی الله علیه وآله زير يك سقف نشسته بوديم،ومن شصت و شش جای پا شمردم كه همه آنها مال فرشتگان بودندوتمام جاى پاى آنها را مى شناختم و اسم وخصوصيات و زبان يك يك آنها را هم مى دانستم منبع بحارالأنوارجلد۴۱صفحه۱۹ https://eitaa.com/ALAVIOONE
فضائل مولا علی شيخ صدوق رحمه الله در كتاب «علل الشرايع» از جابر نقل مى كند كه گفت: با عدّه اى در منى همراه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بوديم ناگهان شخصى توجّه ما را به خود جلب كرد، او گاهى سجده مى نمود و گاهى ركوع مى كرد ومشغول ناله و تضرّع بود. گفتيم: اى رسول خدا ؛ چقدر نمازش نيكو است. فرمود: او همان است كه پدر شما را از بهشت بيرون نمود. پس على عليه السلام بى مبالات به طرف او رفت و او را گرفته حركت شديدى داد به طورى كه دنده هاى راست و چپش درهم فرو رفت و فرمود: إن شاء اللَّه تو راخواهم كشت. او گفت: تا آن مهلتى كه خداوند به من داده است پايان نپذيرد و آن وقت معلوم نرسد اين كار را نمى توانى كرد، وچرا مى خواهى مرا بكشى؟ به خدا قسم دشمنى نمى كند كسى با تو مگر اينكه نطفه من قبل از نطفه مردمان ديگر مگر كه گمراه و بدبخت است، و از زنان مگر كسى كه از پشت حيض شود. بعد آن حضرت سر را به آرامى به طرف سينه مباركش پائين آورد و مدّتى سكوت كرد، سپس سر را بلند كرده و فرمود: معاشر الناس، أعرضوا أولادكم على محبّة عليّ. اى گروه مردمان ؛ به فرزندان خود محبّت على عليه السلام را عرضه بداريد. جابر بن عبداللَّه گويد: ما دوستى اميرالمؤمنين عليه السلام را بر فرزندان خود عرضه مى كرديم، هر كدام از آنها على عليه السلام را دوست داشت مى فهميديم كه فرزند خود ما است، و آنكه آن حضرت را دوست نداشت به خود نسبتش نمى داديم. [۲] مؤلّف رحمه الله گويد: ترمذى كه از بزرگان اهل سنّت است از ابوسعيد خدرى نقل كرده است كه گفت: ما منافقين را به دشمنى آنها با على عليه السلام مى شناختيم. [۳] ---------- [۲]: علل الشرايع: ۱۴۲/۱ ح ۷، بحار الأنوار: ۱۵۱/۲۷ ح ۱۷۴/۳۹ ۲۰ ح ۱۶ و ۲۳۶/۶۳ ح ۸۰، مدينة المعاجز: ۲۱۵/۲. [۳]: صحيح ترمذى: ۶۳۵/۵ ح ۳۷۱۷ چاپ بيروت، مسند احمد: ۲۹۲/۶، صحيح مسلم: ۶۰/۱، العمدة: ۲۱۸، إحقاق الحق: ۲۳۸/۷ و ۲۲۳/۱۷. https://eitaa.com/ALAVIOONE
فضائل مولا - شيخ مفيد رحمه الله در كتاب «امالى» از حارث همدانى نقل مى كند كه گفت: خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام شرفياب شدم، حضرت فرمود: اى حارث ؛ چه باعث شده اينجا آمدى؟ عرض كرد: حبّي لك يا أميرالمؤمنين. محبّت و دوستى شما مرا به اينجا كشانيده است. فرمود: اى حارث ؛ مرا دوست دارى؟ عرض كرد: بلى بخدا قسم اى اميرالمؤمنين. فرمود: أما لو بلغت نفسك الحلقوم رأيتنى حيث تحبّ، ولو رأيتني وأنا أذود الرجال عن الحوض ذود غريبة الإبل لرأيتني حيث تحبّ، ولو رأيتني وأنا مارّ على الصراط بلواء الحمد بين يدي رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم لرأيتني حيث تحبّ. بدان وقت جان كندن و لحظه احتضار مرا مى بينى به گونه اى كه دوست دارى، و اگر مرا ببينى آن وقتى كه از ورود بعضى ازاشخاص به كنار حوض ممانعت مى كنم مانند ممانعت كردن شتران از يك بيگانه [۱] به گونه اى مى بينى كه دوست دارى، و نيز اگر مرا ببينى در حالى كه بر صراط عبور مى كنم و در پيش روى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم لواء حمد در دست دارم به گونه اى مى بينى كه دوست دارى. [۲] مؤلّف رحمه الله گويد: درباره لواء حمد روايتى در كتاب «خصال» از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است كه فرمود: إذا كان يوم القيامة يأتينى جبرئيل عليه السلام ومعه لواء الحمد وهو سبعون شقّة، الشقّة منه أوسع من الشمس والقمر، وأنا على كرسيّ من كراسيّ الرضوان فوق منبر من منابر القدس، فآخذه وأدفعه إلى عليّ بن أبي طالب عليه السلام. هنگامى كه قيامت فرا رسد جبرئيل نزد من مى آيد در حاليكه لواء حمد به همراه دارد، و آن هفتاد طبقه است كه هر طبقه آن وسيعتر از خورشيد و ماه است، و من بر تختى از تخت هاى رضوان، بالاى منبرى از منبرهاى قدس نشسته ام، آن را از جبرئيل گرفته و به دست علىّ بن ابى طالب عليه السلام مى دهم. عمر بن خطّاب از جا برخاست و گفت: اى رسول خدا ؛ چگونه على عليه السلام مى تواند آن پرچم را بردارد در حالى كه شما فرمودى هفتاد طبقه دارد كه هر طبقه آن از خورشيد و ماه وسيع تر است؟ پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: قيامت كه برپا شود خداوند تبارك و تعالى به على عليه السلام قوّت و نيروئى همانند قوّت جبرئيل، نورى مانند نور آدم، بردبارى و حلمى مثل حلم رضوان، جمالى چون جمال يوسف، و صدائى نزديك به صداى داود مرحمت كند، و اگر اين نبود كه داود خطيب بهشت است صدائى مانند صداى او به على عليه السلام عطا مى كرد. و همانا على عليه السلام اوّل كسى است كه از آب گواراى سلسبيل و زنجبيل كه دو نهر در بهشت اند مى آشامد، و او قدمى بر صراط برنمى دارد مگر اينكه جاى آن، قدم ديگرش استوار است. وإنّ لعلي عليه السلام وشيعته من اللَّه مكاناً يغبطه به الأوّلون والآخرون. و همانا على عليه السلام و شيعيان او در بهشت جايگاهى دارند كه اوّلين و آخرين بر آن غبطه مى خورند. [۱] ---------- [۱]: جزرى در كتاب نهايه مى نويسد: اين يك ضرب المثل است براى دور كردن بيگانگان، زيرا شتر هنگامى كه كنار آب مى رسد اگر بيگانه اى وارد شود با اوبرخورد مى كند و او را دور مى كند تا آنكه بيرونش كند. [۲]: امالى طوسى: ۴۸ ح ۳۰ مجلس ۲، كشف الغمّة: ۱۴۰/۱، بحار الأنوار: ۱۵۷/۲۷ ح ۲، و ۲۶۹/۳۹ ذيل ح ۴۳، بشارة المصطفى: ۷۳، إرشاد القلوب: ۱۳۷/۲. [۱]: الخصال: ۵۸۲ ح ۷، بحار الأنوار: ۳/۸ ح۳، إرشاد القلوب: ۱۳۷/۲، المحتضر: ۱۲۶. کانال هیئت علوییون https://eitaa.com/ALAVIOONE
مراسم هفتگی هیئت علوییون ویژه برادران سخنران حجت الاسلام شیخ حسن محمودی مداحان کربلایی سید علی میر حسینی کربلایی سید جلال میر حسینی زمان چهارشنبه ۲۶ آبان ماه ساعت ۱۹:۰۰ آدرس اردکان شهرک انقلاب مسجد علوی https://eitaa.com/ALAVIOONE
مراسم پر فیض دعای کمیل ( ویژه برادران و خواهران) زمان: پنجشنبه ها ساعت ۲۱:۳۰ مکان: اردکان شهرک انقلاب مسجد علوی کانال هیئت علوییون https://eitaa.com/ALAVIOONE کانال مسجد علوی https://eitaa.com/masjedalavy
فضائل مولا برسى رحمه الله در كتاب «مشارق الأنوار» نقل مى كند: شخصى به امام صادق عليه السلام عرض كرد: چرا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم على عليه السلام را بر دوش خود بالا برد؟ فرمود: تا اينكه مردم مقام رفيع و مرتبه والاى او را بشناسند. عرض كرد: زيادتر برايم توضيح دهيد. فرمود: تا مردم بدانند او به مقام رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از هر كس سزاوارتر است. عرض كرد: بيشتر توضيح دهيد. فرمود: ليعلم الناس أنّه امام بعده والعلم المرفوع، تا مردم بدانند على عليه السلام بعد از او پيشواى مردم و پرچم برافراشته هدايت است. عرض كرد: زيادتر بفرمائيد. حضرت فرمود: هيهات، واللَّه لو أخبرتك بكنه ذاك لقمت عنّي وأنت تقول: جعفر بن محمّد كاذب في قوله أو مجنون، وكيف يطّلع على الأسرار غير الأبرار. هيهات ؛ اگر از حقيقت و باطن آن به تو خبر دهم از من كناره مى گيرى و مى گوئى: جعفر بن محمّد دروغگو يا ديوانه است وچگونه بر اسرار كسى جز ابرار و نيكوكاران آگاهى پيدا مى كند. [۱] ---------- [۱]: مشارق الأنوار: ۱۷. https://eitaa.com/ALAVIOONE
. 🔅حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام می فرمایند: ✨هر كه مى‌خواهد ايام عمر خود را آزاد زندگى كند، طمع را در دل خويش جاى ندهد. 📚 تنبيه الخواطر : ج۱ ص ۴۹ کانال هیئت علوییون https://eitaa.com/ALAVIOONE
جلسه آموزش مداحی ویژه برادران زمان:شنبه شب ها ساعت۱۹:۰۰ مکان برگزاری: مسجد علوی ادرس:شهرک انقلاب بعداز درمانگاه تأمین اجتماعی کانال هیئت علوییون https://eitaa.com/ALAVIOONE کانال مسجد علوی https://eitaa.com/masjedalavy