✅در کتاب مقدس زرتشتیان یعنی اوستا به صراحت مهر (میترا) را مرد (برادر) خطاب کرده است
در اوستا اسم چند ایزد مثل میترا(مهر) و سروش و رشن رو میاره و میگه شما برادر هستید و فرزندان اهورامزدا
دقت کنید اهورمزدا دارای فرزند است.
دلیل دوم
نگاره معروف ایزد میترا(مهر) در طاق بستان کرمانشاه
سمت راستی اهورامزدا، وسطی شاه ساسانی، سمت چپ میترا
قبل از ادامه دادن
این ۲ نکته خیلی ساده بگیم
اول در اوستا برای اهورامزدا فرزند قائل شدن
دوم برای اهورامزدا تصویر تراشیدن
اینها با توحید ناب اسلامی سازگاری نداره
شهید مطهری در مورد تصویر تراشیدن زرتشتیان برایاهورامزدا یه جمله سنگین داره
بعدا میگمش
فعلا از بحث میترا خارج نشیم
میترا لزوما ایزد ایرانی نیست
ایزد آریایی است(اقوامی که گروهی از آنان به ایران آمدند برخی هند برخی به تمدن بین النهرین و...)
چرا؟
قدیمی ترین نام میترا در کتیبه ای متعلق به حدود ۴ هزار سال پیش در یکی اقوام بین النهرینی(عراق امروزی) به نام میتانی بدست آمده
میتانی ها یکی از اقوام آریایی بودن که حدود هزار سال قبلتر از پارس و ماد و پارت که به ایران آمدند به تمدن بین النهرین(حدود عراق امروزی )رفتند
دلیل بعدی در کتاب ریگ ودا ، بیش از ۲۰۰ بار نام میترا آمده است.
ریگ ودا، کتاب بسیار کهن آریایی های بود که به هند آمدند
بعد هم میترا در ایران که در کتاب اوستا و کتیبه های دوران هخامنشی به بعد نامش ذکر می شود
که نشان میده یه ایزد مشترک بین آریایی ها بوده و لزوما ایرانی نیست
چون میترا در بین اقوام مختلف ذکر شده
از عراق و هند و ایران
در زمان های مختلف
نشون میده این ایزد مشترک بین آریایی ها بوده و نه فقط ایرانی ها
نظریه وحدتگرای میدان-جسم (Unified Field-Body Theory)
تلفیقی از حکمت متعالیه (ملاصدرا) و فیزیک کوانتوم/نسبیت
۱. هستیشناسی بنیادین: اصالت میدان (جسم حقیقی)
نفیِ خلأ: چیزی به نام “فضای خالی” یا “عدم” در جهان فیزیکی وجود ندارد. عالم ماده پُر است از یک حقیقتِ واحد، پیوسته و نامحدود.
جسم حقیقی (The Field): این بستر یکپارچه، همان “صورت جسمیه” یا “جسم حقیقی” است که ویژگی ذاتی آن “امتداد” (Extension) است. این میدان، جوهرِ اصلی کیهان و جهان مادی است و هنوز فرم یا شکل خاصی ندارد (بیرنگ و بیشکل)، اما پتانسیلِ پذیرشِ تمام فرمها را دارد.
۲. ماهیت امور مادی: گردابهای وجودی (The Vortex Model)
ذره چیست؟ ذرات بنیادی (الکترون، کوارک و…) اجسام صلبِ جداافتاده نیستند؛ بلکه “برانگیختگیها” (Excitations) یا “امواجِ متمرکز” روی همین میدان هستند.
اشتداد وجودی: تفاوت امر مادی و جسمانی با فضای اطرافش، تفاوت در “بودن” و “نبودن” نیست، بلکه تفاوت در “شدت و ضعف” (تشکیک) است. امر مادی، بخشی از میدان است که دچار “اشتداد وجودی” (تراکم هستی) شده است.
۳. مکانیسم نیروها: پارادوکسِ جاذبه و دافعه
چگونه ذرات همزمان هم یکدیگر را دفع میکنند (فضا میخواهند) و هم جذب میکنند (گرانش)؟ پاسخ در مدل “گرداب” نهفته است:
الف) جاذبه (کششِ بستر - انقباض):
هر ذره (اشتداد) برای حفظِ موجودیتِ غلیظ خود، نیازمندِ تغذیه از بسترِ میدان است. این نیاز باعث میشود پارچهی میدان را به سمت مرکز خود “منقبض” کند (مثل گردابی که آب را میمکد).
این انقباض و کشیده شدنِ بستر به سمت مرکز، باعث میشود سایر امور جسمانی و مادی که روی این بستر هستند، به سمت ذره سُر بخورند. این پدیده “گرانش” (Gravity) نامیده میشود.
نتیجه: جاذبه، اثرِ “کشیده شدنِ سفرهی فضا (جسمانیت)” به زیر پای امور مادی است.
ب) دافعه (فشارِ هسته - تزاحم):
مرکزِ این گرداب (خودِ ذره) دارای تراکمِ شدیدِ وجودی است. این هستهی سخت، فضا اشغال کرده و اجازه نمیدهد موجودیتِ دیگری دقیقاً در همان مختصات قرار گیرد (تزاحم امور مادی).
این “فشار وجودی” برای حفظِ قلمرو، باعث میشود ذرات به هم فشار بیاورند تا جا باز کنند. این پدیده در تماس نزدیک به صورت “نیروی دافعه/تماس” و در مقیاس کلانِ کیهانی به صورت “انبساط عالم” (تلاشِ کلِ ماده برای جا باز کردن در بستر نامحدود) دیده میشود.
۴. ماهیت زمان: توهمِ بُعد، واقعیتِ صیرورت
زمان هندسی (توهم): زمان به عنوان یک بُعدِ کشیدهشده (مثل خطی از گذشته به آینده) وجود خارجی ندارد. گذشته و آینده اموری ذهنی هستند.
حرکت توسطیه (واقعیت): آنچه در خارج وجود دارد، “سیالیت” و “نو شدنِ آنی” میدان است. جهان در هر آن، در حال “شدن” است (حرکت جوهری).
منشأ زمان: ذهن انسان با مشاهدهی این تغییراتِ پیدرپی و به کمک حافظه (مانند مثال آتشگردان)، این نقاط را به هم وصل کرده و مفهومی انتزاعی به نام “زمان” را میسازد.
۵. تبیین نسبیت: فیزیکِ اشتداد
پدیدههای نسبیتی (مانند اتساع زمان) نه به خاطرِ خم شدنِ یک بُعد خیالی زمان، بلکه به خاطرِ تغییر در “نرخِ سیالیتِ داخلی” رخ میدهند:
اصل: هرچه تراکم و اشتدادِ وجودی بیشتر باشد، “اینرسی در برابر تغییر” (مقاومت در برابر شدن) بیشتر است.
پارادوکس دوقلوها (سرعت): وقتی جسمی سرعت میگیرد، انرژی جنبشی به جرم تبدیل میشود (E=mc²). این یعنی “اشتداد وجودی” آن افزایش مییابد. موجودیتِ آن “سنگین” و “فشرده” میشود. این سنگینی باعث میشود فرآیندهای داخلی (مثل پیری) با دشواری و کُندی انجام شوند.
تأثیر گرانش: در نزدیکی اجرام سنگین نیز میدان چنان فشرده و غلیظ است که “تغییر” در آن به سختی رخ میدهد (مثل حرکت در عسل)، لذا زمان (نرخ تغییر) کند میشود.
۶. مکان: هندسهیِ میدان
مکان ظرفی مستقل نیست؛ بلکه “مختصاتِ هندسیِ” همان جسم حقیقی (میدان) است. مکان، ویژگیِ میدان است، نه ظرفِ آن. مفهوم مکان از نسبتِ بینِ “گردابها” (ذرات) با بسترِ خود انتزاع میشود.
نتیجهگیری:
جهان مادی مجموعهای از ذراتِ جداافتاده در خلأ نیست؛ بلکه اقیانوسی یکپارچه از “وجود” (میدان/جسم حقیقی) است. ذرات، امواج و گردابهای این اقیانوساند که با مکیدنِ میدان به سمت خود، جاذبه میآفرینند و با اشغالِ فضا توسط هستهی سختشان، دافعه و انبساط ایجاد میکنند. زمان نیز چیزی جز نرخِ تپش و تغییرِ این امواج نیست که با سنگینتر شدنِ موج (سرعت یا جرم)، کُندتر میزند.