eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
2.2هزار ویدیو
89 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
دلیل دوم نگاره معروف ایزد میترا(مهر) در طاق بستان کرمانشاه سمت راستی اهورامزدا، وسطی شاه ساسانی، سمت چپ میترا
🔴سنگ نگاره میترا در طاق بستان استان کرمانشاه ➕سمت چپ :خدای میترا (خدای مذکر) ➕وسط : شاه(اردشیر دوم ساسانی ) ➕سمت راست : خدای اهورامزدا
قبل از ادامه‌ دادن این ۲ نکته خیلی ساده بگیم اول در اوستا برای اهورامزدا فرزند قائل شدن دوم برای اهورامزدا تصویر تراشیدن اینها با توحید ناب اسلامی سازگاری نداره شهید مطهری در مورد تصویر تراشیدن زرتشتیان برای‌اهورامزدا یه جمله سنگین داره بعدا میگمش فعلا از بحث میترا خارج نشیم
میترا لزوما ایزد ایرانی نیست ایزد آریایی است(اقوامی که گروهی از آنان به ایران آمدند برخی هند برخی به تمدن بین النهرین و...) چرا؟
قدیمی ترین نام میترا در کتیبه ای متعلق به حدود ۴ هزار سال پیش در یکی اقوام بین النهرینی(عراق امروزی) به نام میتانی بدست آمده میتانی ها یکی از اقوام آریایی بودن که حدود هزار سال قبل‌تر از پارس و ماد و پارت که به ایران آمدند به تمدن بین النهرین(حدود عراق امروزی )‌رفتند
دلیل بعدی در کتاب ریگ ودا ، بیش از ۲۰۰ بار نام میترا آمده است. ریگ ودا، کتاب بسیار کهن آریایی های بود که به هند آمدند
بعد هم میترا در ایران که در کتاب اوستا و کتیبه های دوران هخامنشی به بعد نامش ذکر می شود که نشان میده یه ایزد مشترک بین آریایی ها بوده و لزوما ایرانی نیست چون میترا در بین اقوام مختلف ذکر شده از عراق و هند و ایران در زمان های مختلف نشون میده این ایزد مشترک بین آریایی ها بوده و نه فقط ایرانی ها
نظریه وحدت‌گرای میدان-جسم (Unified Field-Body Theory) تلفیقی از حکمت متعالیه (ملاصدرا) و فیزیک کوانتوم/نسبیت ۱. هستی‌شناسی بنیادین: اصالت میدان (جسم حقیقی) نفیِ خلأ: چیزی به نام “فضای خالی” یا “عدم” در جهان فیزیکی وجود ندارد. عالم ماده پُر است از یک حقیقتِ واحد، پیوسته و نامحدود. جسم حقیقی (The Field): این بستر یکپارچه، همان “صورت جسمیه” یا “جسم حقیقی” است که ویژگی ذاتی آن “امتداد” (Extension) است. این میدان، جوهرِ اصلی کیهان و جهان مادی است و هنوز فرم یا شکل خاصی ندارد (بی‌رنگ و بی‌شکل)، اما پتانسیلِ پذیرشِ تمام فرم‌ها را دارد. ۲. ماهیت امور مادی: گرداب‌های وجودی (The Vortex Model) ذره چیست؟ ذرات بنیادی (الکترون، کوارک و…) اجسام صلبِ جداافتاده نیستند؛ بلکه “برانگیختگی‌ها” (Excitations) یا “امواجِ متمرکز” روی همین میدان هستند. اشتداد وجودی: تفاوت امر مادی و جسمانی با فضای اطرافش، تفاوت در “بودن” و “نبودن” نیست، بلکه تفاوت در “شدت و ضعف” (تشکیک) است. امر مادی، بخشی از میدان است که دچار “اشتداد وجودی” (تراکم هستی) شده است. ۳. مکانیسم نیروها: پارادوکسِ جاذبه و دافعه چگونه ذرات همزمان هم یکدیگر را دفع می‌کنند (فضا می‌خواهند) و هم جذب می‌کنند (گرانش)؟ پاسخ در مدل “گرداب” نهفته است: الف) جاذبه (کششِ بستر - انقباض): هر ذره (اشتداد) برای حفظِ موجودیتِ غلیظ خود، نیازمندِ تغذیه از بسترِ میدان است. این نیاز باعث می‌شود پارچه‌ی میدان را به سمت مرکز خود “منقبض” کند (مثل گردابی که آب را می‌مکد). این انقباض و کشیده شدنِ بستر به سمت مرکز، باعث می‌شود سایر امور جسمانی و مادی که روی این بستر هستند، به سمت ذره سُر بخورند. این پدیده “گرانش” (Gravity) نامیده می‌شود. نتیجه: جاذبه، اثرِ “کشیده شدنِ سفره‌ی فضا (جسمانیت)” به زیر پای امور مادی است. ب) دافعه (فشارِ هسته - تزاحم): مرکزِ این گرداب (خودِ ذره) دارای تراکمِ شدیدِ وجودی است. این هسته‌ی سخت، فضا اشغال کرده و اجازه نمی‌دهد موجودیتِ دیگری دقیقاً در همان مختصات قرار گیرد (تزاحم امور مادی). این “فشار وجودی” برای حفظِ قلمرو، باعث می‌شود ذرات به هم فشار بیاورند تا جا باز کنند. این پدیده در تماس نزدیک به صورت “نیروی دافعه/تماس” و در مقیاس کلانِ کیهانی به صورت “انبساط عالم” (تلاشِ کلِ ماده برای جا باز کردن در بستر نامحدود) دیده می‌شود. ۴. ماهیت زمان: توهمِ بُعد، واقعیتِ صیرورت زمان هندسی (توهم): زمان به عنوان یک بُعدِ کشیده‌شده (مثل خطی از گذشته به آینده) وجود خارجی ندارد. گذشته و آینده اموری ذهنی هستند. حرکت توسطیه (واقعیت): آنچه در خارج وجود دارد، “سیالیت” و “نو شدنِ آنی” میدان است. جهان در هر آن، در حال “شدن” است (حرکت جوهری). منشأ زمان: ذهن انسان با مشاهده‌ی این تغییراتِ پی‌درپی و به کمک حافظه (مانند مثال آتش‌گردان)، این نقاط را به هم وصل کرده و مفهومی انتزاعی به نام “زمان” را می‌سازد. ۵. تبیین نسبیت: فیزیکِ اشتداد پدیده‌های نسبیتی (مانند اتساع زمان) نه به خاطرِ خم شدنِ یک بُعد خیالی زمان، بلکه به خاطرِ تغییر در “نرخِ سیالیتِ داخلی” رخ می‌دهند: اصل: هرچه تراکم و اشتدادِ وجودی بیشتر باشد، “اینرسی در برابر تغییر” (مقاومت در برابر شدن) بیشتر است. پارادوکس دوقلوها (سرعت): وقتی جسمی سرعت می‌گیرد، انرژی جنبشی به جرم تبدیل می‌شود (E=mc²). این یعنی “اشتداد وجودی” آن افزایش می‌یابد. موجودیتِ آن “سنگین” و “فشرده” می‌شود. این سنگینی باعث می‌شود فرآیندهای داخلی (مثل پیری) با دشواری و کُندی انجام شوند. تأثیر گرانش: در نزدیکی اجرام سنگین نیز میدان چنان فشرده و غلیظ است که “تغییر” در آن به سختی رخ می‌دهد (مثل حرکت در عسل)، لذا زمان (نرخ تغییر) کند می‌شود. ۶. مکان: هندسه‌یِ میدان مکان ظرفی مستقل نیست؛ بلکه “مختصاتِ هندسیِ” همان جسم حقیقی (میدان) است. مکان، ویژگیِ میدان است، نه ظرفِ آن. مفهوم مکان از نسبتِ بینِ “گرداب‌ها” (ذرات) با بسترِ خود انتزاع می‌شود. نتیجه‌گیری: جهان مادی مجموعه‌ای از ذراتِ جداافتاده در خلأ نیست؛ بلکه اقیانوسی یکپارچه از “وجود” (میدان/جسم حقیقی) است. ذرات، امواج و گرداب‌های این اقیانوس‌اند که با مکیدنِ میدان به سمت خود، جاذبه می‌آفرینند و با اشغالِ فضا توسط هسته‌ی سخت‌شان، دافعه و انبساط ایجاد می‌کنند. زمان نیز چیزی جز نرخِ تپش و تغییرِ این امواج نیست که با سنگین‌تر شدنِ موج (سرعت یا جرم)، کُندتر می‌زند.
لیندا زگزبسکی، فیلسوف آمریکایی متولد ۱۹۴۶، یکی از چهره‌های برجسته در معرفت‌شناسی معاصر است. او استاد بازنشسته تحقیقات جورج لین کراس و رئیس کرسی فلسفه دین و اخلاق کینگ‌فیشر در دانشگاه اوکلاهما است. زگزبسکی در معرفت‌شناسی، فلسفه دین و نظریه فضیلت فعالیت می‌کند و به عنوان پیشگام معرفت‌شناسی فضیلت‌محور شناخته می‌شود. این رویکرد، تمرکز معرفت‌شناسی را از باورهای توجیه‌شده درست به ویژگی‌های شخصیتی معرفتی مانند کنجکاوی، بازذهنی و هوشیاری فکری تغییر می‌دهد. زگزبسکی معرفت‌شناسی را به عنوان بخشی از ارزش‌های انسانی گسترده‌تر می‌بیند و به سؤالاتی مانند چیستی دانش، اهمیت آن و امکان‌پذیری‌اش در چارچوبی اخلاقی و عملی پاسخ می‌دهد. او بر ارزش‌هایی مانند درک، یقین و اجتناب از شانس در باورها تأکید دارد و معتقد است معرفت‌شناسان شانس را به دلیل غیرقابل اعتماد بودن باورهای تصادفی مشکل‌ساز می‌دانند. او همچنین پیوند میان فضیلت‌های اخلاقی مانند صداقت و فضیلت‌های معرفتی مانند جستجوی حقیقت را بررسی می‌کند. این ایده‌ها در کتاب Virtues of the Mind در سال ۱۹۹۶ به اوج می‌رسد. از آثار کلیدی او می‌توان به On Epistemology در سال ۲۰۰۹ اشاره کرد که مقدمه‌ای بر معرفت‌شناسی است و مسائل کلاسیک مانند مشکل گتیه را به زبان ساده بررسی می‌کند. در این کتاب، معرفت‌شناسی به عنوان ابزاری برای سعادت فکری توصیف می‌شود. کتاب Epistemic Authority در سال ۲۰۱۲، اقتدار معرفتی و حفظ استقلال باورها را کاوش می‌کند. همچنین مجموعه مقالات Epistemic Values در سال ۲۰۲۳، ارزش‌های معرفتی و فضیلت را پوشش می‌دهد. از مقالات مهم او می‌توان به The Inescapability of Gettier Problems در سال ۱۹۹۴ اشاره کرد که نشان می‌دهد مشکلات گتیه در تعریف سنتی دانش اجتناب‌ناپذیرند. مقاله The Search for the Source of Epistemic Good در سال ۲۰۰۳ نیز به خیر معرفتی و نقش فضیلت‌ها می‌پردازد. زگزبسکی معرفت‌شناسی را از مدل‌های وظیفه‌محور و قابلیت اعتماد به سمت رویکردهای فضیلت‌محور سوق داده و تأثیر گسترده‌ای بر فلسفه معاصر داشته است. او جوایزی مانند فلوشیپ گوگنهایم دریافت کرده و سخنرانی‌های معروفی مانند گیفورد در سنت اندروز ارائه داده است. آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده و بر فلسفه دین، اخلاق و حتی سرنوشت‌گرایی تأثیر گذاشته است. زگزبسکی در این کتاب معرفت‌شناسی را بازتعریف می‌کند و پیشنهاد می‌کند که فضیلت‌های فکری، مشابه فضیلت‌های اخلاقی، در مرکز فرآیند کسب دانش قرار دارند. او دانش را به عنوان نتیجه‌ای از اعمال فضیلت‌مندانه معرفتی تعریف می‌کند، نه فقط باور درست و توجیه‌شده. نکات اصلی کتاب عبارتند از: زگزبسکی فضیلت‌های فکری (مانند هوشیاری، دقت، شجاعت فکری و فروتنی) را ویژگی‌های شخصیتی می‌داند که فرد را به سوی حقیقت هدایت می‌کنند. این فضیلت‌ها انگیزه درونی دارند و از طریق عادت و تمرین تقویت می‌شوند. او مشکلات تعریف سنتی دانش (باور توجیه‌شده درست) را، به‌ویژه در برابر مشکلات گتیه، بررسی می‌کند. زگزبسکی استدلال می‌کند که این تعریف نمی‌تواند شانس معرفتی را حذف کند و رویکرد فضیلت‌محور راه‌حل بهتری ارائه می‌دهد. زگزبسکی نشان می‌دهد که فضیلت‌های فکری و اخلاقی در یک چارچوب واحد قرار می‌گیرند. برای مثال، صداقت (یک فضیلت اخلاقی) و جستجوی حقیقت (یک فضیلت فکری) به هم مرتبط‌اند. او از نظریه فضیلت ارسطویی الهام می‌گیرد و آن را در معرفت‌شناسی به کار می‌برد. او دانش را به عنوان حالتی تعریف می‌کند که از طریق فرآیندهای فضیلت‌مندانه (مانند استدلال دقیق یا مشاهده دقیق) به دست می‌آید و نتیجه آن با انگیزه‌های فکری فرد هماهنگ است. این تعریف نقش شانس را کاهش می‌دهد. زگزبسکی این رویکرد را در مسائل معرفتی مانند اقتدار، اعتماد به دیگران و باورهای دینی اعمال می‌کند. او همچنین به نقش اجتماع و آموزش در پرورش فضیلت‌های فکری می‌پردازد. https://t.me/anbar100
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود! الذاريات/19 سلام علیکم و رحمت الله و برکاته دوستان گرامی درآخر ماه شريف جمادی‌الثانی محاق ماه و انشالله آغاز اول ماه نورانی رجب و شب باستانی یلدا هستیم نیازمندان آبرومند را فراموش نکنیم که بعضا با یارانه ناچیز گذران زندگی می‌کنند خدا خیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید....صدقات..نذورات..رد مظالم..برای اموات...جهت جلوگیری از چشم زخم...مرگ‌ناگهانی .آغاز مسافرت..باقیات الصالحات .... :دوچیز قضای حتمی را برمی‌گرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ... ش کارت‌‌ به نام محمد خسروی/بانک ملت ۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸ ش کارت دوم /بانک ملی 6037997546372302 https://eitaa.com/Ostadkhosravi