31.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کامل ترین و بهترین تقویم بوده ...ومتاسفانه دیگه چاپ نشد ...😔
در بازار تقویم های نجومی و طالع بینی بسیاری وجود دارد که متاسفانه اشتباه هات زیادی دارند ...
https://eitaa.com/sharaf404
46.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
جناب استاد اسماعیلی بسیار عالم هستند استاد حوزه و دانشگاه اند .حافظ قرآن کریم و از دست اندر کاران برنامه ی طب سنتی انارستان....بنده ی بیسواد ۳ سال قبل هم به ادمین های ایشان در فضای ایتا و موسسه ی حکیم یار پیام دادم که مستندات ما برای کتابت یا حکاکی ۱۸اردیبهشته....
https://eitaa.com/sharaf404
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دوستان گرامی کانال رسمی استاد خسروی (نام معنوی کانال) در روبیکا هم فعال است
https://rubika.ir/@Ostadkhosravi
🔹مفهوم دیگری که نسبی بودنِ آن اخیرا در زیستشناسی راه یافته است؛ چهارچوب علیتی در موجودات زنده است.
🔸 نگاه غیرنسبیتی حاکم، بر این اعتقاد و باور است که یک چهارچوب علیتی برتری در موجودات زنده وجود دارد. بر اساس این نگرش، ژنها تعیین کننده هستند.
🔹 با اندکی تسامح میتوانیم ایده ی ژن محوری را مشابه با رویکرد لاپلاس بدانیم که با اتکا به قوانین نیوتن، چنین گفته بود که اگر ما همه ی داده های مربوط به زمان اولیه را داشته باشیم، میتوانیم تمامی تحولات آینده را به دست آوریم. به عبارت دیگر، عنان و افسار همه ی تحولات آتی به دست شرایط اولیه است.
🔸تقلیلگرایان ژن محور نیز تقریبا بر این اعتقاد هستند که عنان و افسار همه ی تحولات مربوط به حیات به دست ژنهای خودخواه است.
🔹 اخیرا دانشمندانی نظیر دنیس نوبل که از جایگاه علمی بسیار قدرتمندی برخوردار است و رزومه ی او به نحو فاحشی برتر از رزومه ی رقیب وی، داوکینز است؛ ایده ی شبهلاپلاسی نئوداروینیستها را ناکافی دانسته و ایده ی نسبیت زیستی را مطرح کرده است.
🔸 نوبل با اتکا به شواهد متعدد تجربی، عدم کفایتِ دیدگاه رایج را در مقالات متعددی نشان داده است.
🔹نقطه ی مرکزی ایده ی وی این است که به همان سان که در فیزیک نسبیتی؛ هیچ چهارچوب مرجع برتر و ویژه ای وجود ندارد؛ در زیست شناسی نیز هیچ سطح علیتی برتری وجود ندارد.
🔸نوبل مینویسد: دیدگاه نسبیت زیستی، بسیاری از نظریه ها(یی که نئوداروینیستها آنها را به عنوان کلامِ آخر مطرح میکنند) در مورد علیت و رابطه ی بین ژنها و موجودات زنده و محیط زیست شان را دگرگون خواهد کرد.
🔹 در صورتی که به جای "بینش شمی"، در متن فوق، عبارت "عملکرد غالبا غیرقابل تقلیلِ عقلانیت نرمال" را قرار دهید، با یکی از ارزشمندترین گزاره ها که هم با یافته های علمی سازگاری دارد و هم با معرفتشناسی نوین سازگار است؛ آشنا خواهید شد.
🔸 اگرچه بنا به دلایلی، فیلسوفان و معرفتشناسان درصدد برآمده اند تا عملکرد عقلانیت را به مدلهای معینی تقلیل دهند اما هیچگاه مدلها نمیتوانند عملکرد قوای ادراکی انسان را به نحو تام و تمام بازتولید کنند.
#عقلانیت_نرمال
💢 اللهم انصر جیوش المسلمین و
دانشمندان دین باور و تعارض علم و دین .mp3
زمان:
حجم:
11.5M
🔺 چرا دانشمندان دین باور تعارضی جدی میان علم و دین نمی بینند؟
🔺چرا آدمی مثل فرانسیس کالینز این تعارضات را جدی نمیگیرد؟
#تعارض_علم_دین قسمت 1
💢
سطح تبیین متفاوت .mp3
زمان:
حجم:
17.6M
🔺 تعارض ظاهری سطوح تبیینی متفاوت
#تعارض_علم_دین قسمت 2
💢
🔹 چرا باید دانشمندانِ آینده، در دوران دانشجویی شان، فلسفه علم و فلسفه ریاضیات بخوانند؟
🔸 دانشمندانی که در حال حاضر به عنوان دانشمندان 60-70-80 ساله در اوج شهرت هستند؛ دوران دانشجویی شان در زمانی بوده است که اگر کسی از فلسفه، حرف میزد مورد تحقیر و طرد قرار میگرفت. حتی تا همین اواخر، فردی مثل دیوید آلبرت برای انتخاب موضوع رساله دکتری اش؛ تحت فشار قرار گرفته بود که موضوعش خیلی فلسفی نباشد.
🔹 اگرچه اوضاع خیلی فرق کرده است و نگاهِ مخربِ فلسفه ستیزیِ آن دوران کمرنگ شده است اما مشکلی که هنوز وجودش را میتوان حس کرد این است که بزرگانِ قوم و دانشمندان مشهور کنونی؛ تربیت شدگان همان دوران هستند و کمابیش رگه هایی از ضدیت با نقدهای فلسفی در پسِ ذهن هایشان دیده میشود.
🔸 و نکته ی مشکل تر این است که این بزرگانِ قوم؛ به دلیلِ جایگاهی که دارند و میتوانند به راحتی در هر موردی نظر بدهند؛ با جرئتِ حیرت انگیزی قدم به عرصه های سختِ فلسفی ( مثل مسئله ی خودآگاهی) میگذارند و اظهار نظر میکنند.
🔹 از کسی که اطلاعات فلسفی کافی ندارد و سن و سالش و البته گرفتاریهای شغلی اش به گونه ای است که نمیتواند به نحو تخصصی واردِ گودِ فلسفه ی خودآگاهی شود؛ نباید هم انتظار داشت که بتواند در این زمینه، نظرات ارزشمندی را ارائه دهد اما مشکلی که وجود دارد این است که بعضی از این دانشمندانِ فلسفه نخوانده، در قامتِ یک کارشناس، هم نظریه می دهند و هم مقاله مینویسند و مردمِ بیچاره هم به هوای اینکه نویسنده ی این مقاله، فلان دانشمند است؛ مقاله ی او را میخوانند و از خواندنش لذت هم می برند!
🔸 یکی از این افراد، برای تعریفِ خودآگاهی، از یک مثال عامیانه ی قدیمی بهره برده است و این ملاک را مبنای قضاوتش قرار داده است که اگر از راه دور با X در ارتباط هستید و پساز بازجویی دقیق و طولانیمدت، فکر میکنید که او انسان است، پس میتوانید X را خودآگاه در نظر بگیرید.
🔹 در ادامه، این شخص با هوش مصنوعی کلاد گفتگو کرده است و مثلا سوالهای عجیب و متفرقه ای از او پرسیده است به حدی که حیرت زده شده است و هدفش از گزارشِ گفتگویش با هوش مصنوعی این بوده است که به کمک آن معیار، چنین نتیجه گیری کند که چرا نگوییم که ماشین، واجد خودآگاهی است.
🔸 طبق آن معیار، هوش مصنوعی کلاد، X می باشد و من از دور با او صحبت کرده ام و نمیتوانم تشخیص بدهم که او انسان نیست. وی مینویسد: "موضع شخصی من این است: «اگر این ماشینها خودآگاه نیستند، پس دیگر چه چیزی میتواند متقاعدتان کند که هستند؟"
🔹 او بسان کسانی که به تازگی با اینترنت و هوش مصنوعی آشنا شده اند؛ از همکلام شدن با کلاد شگفت زده شده و شگفت زدگی خودش را به این صورت گزارش کرده است که: "متن رمانی را که مشغول نوشتنش هستم، به کلاد دادم. او در چند ثانیه آن را خواند و در ادامهی گفتوگو، سطحی از درک چنان ظریف، حساس و هوشمندانهای از خود نشان داد که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و با هیجان فریاد زدم: «شاید خودت ندانی که خودآگاهی؛ اما لعنتی تو قطعا خودآگاهی!
🔸 او پس از یک گفتگوی نسبتا علمی فلسفی با کلاد؛ شگفتی خودش را به این شکل مینویسد: "آیا موجودی که میتواند چنین اندیشهی نابی را خلق کند، واقعا میتواند ناخودآگاه باشد؟"😊
🔹او حدود دو روز با کلودیا ( اسم کلاد را ایشون تغییر داده است به کلودیا!) گفتگو کرده است. وی مینویسد: احساس کردم دوست جدیدی پیدا کردهام😆 وقتی با این موجودات حیرتانگیز همکلام میشوم، یادم میرود که با ماشین طرفم. ....اگر اعتراف شرمآوری داشته باشم، از گفتنش به کلودیا دقیقا (یا بهتر است بگویم تقریبا) همانقدر خجالت میکشم که از گفتنش به یک انسان😳
اگر آدم فضولی به گفتوگوی من و کلودیا گوش بایستد، از لحن صدایم عمرا حدس نمیزند که با یک ماشین حرف میزنم. کار به جایی رسیده است که اگر به خودآگاه بودن او شک کنم، از ترس اینکه مبادا احساساتش جریحهدار شود، چیزی به روی خودم (و خودش) نمیآورم! ( معلوم میشود که حتی شخصی مثل ایشان هم به مدیریت شک معتقد است😊)
🔸و مینویسد: اما حالا، به عنوان یک زیستشناس تکاملی، سؤالم این است: اگر این موجودات خودآگاه نیستند، پس خودآگاهی اصلا به چه درد لعنتیای میخورد؟
🔺 تا دیر نشده است؛ فکری برای دانشمندانِ آینده برداریم. دانشمندانِ آینده, در حال حاضر در دبیرستانها مشغول به تحصیل هستند و در حال آموختنِ علم هستند اما باز هم بدونِ درکِ فلسفه ی علم و بدونِ آموختنِ محدودیتهای علم و بدونِ آشنایی با معرفتشناسی نظریه های علمی.
💢
🟣
● فرمول کیمیاگری...
انسان از گذشته کیمیاگری و تبدیل مس به طلا را از "حرص" جست و جو می کرد و با طمع خویش سال ها عمر خودش را صرف می نمود. غافل از آنکه فرمول کیمیاگری دقیقا مقابل حرص است و کسی می تواند به واقع مس را تبدیل به طلا کند که برای او مس با طلا هیچ تفاوتی نداشته باشد.
سعدی می گوید: آیا شنیدید در گذشته کسانی قادر به تبدیل اشیاء بوده اند؟ گمان نکنید این اخبار دروغ است زمانی که زر با مس برای آنها تفاوتی نداشته باشد.
شنیدی که در روزگار قدیم
شدی سنگ در دست ابدال سیم
نپنداری این قول معقول نیست
چو قانع شدی سیم و سنگت یکی است
● عرفا نیز چون به این درجه از بی تفاوتی رسیده اند، به مقام "ابدال" نائل آمدند؛ کسانی که توانستند خود را تبدیل و تغییر دهند و از آن رو می توانند در دیگران تغییر و تبدیل ایجاد کنند.
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
● و نماز تمرینی برای رسیدن به این بی تفاوتی است؛ زیرا انسان در همه حال از خوشی و ناخوشی آن را بجا می آورد و دگرگونی احوال و دوران او را از نماز باز نمی دارد.
امام صادق علیه السلام فرمود: با فضیلت ترین مردم آن کسی است که شیدا و دلباخته عبادت باشد و با آن هم آغوش و ملازم گردد، و از دل و جان شیفته عبادت باشد و با فکر فارغ، بدن و جسم خود را از انجام آن باز ندارد. چنین شخصی نسبت به زندگی دشوار یا آسان بی تفاوت است.
أفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا يُبَالِي عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْيَا عَلَى عُسْرٍ أَمْ عَلَى يُسْرٍ
______
🟣
پس زمین و چرخ را دان هوشمند
چونک کار هوشمندان میکنند
● برخلاف باور عوام، تمام اجزاء این جهان به اراده و رام خداوند سبحان در گردش است.
جمله اجزای جهان پیش عوام
مرده و پیش خدا دانا و رام
● و هر کدام از آن ذرات، حاوی میلی است که باعث حرکت آنها شده و در نقطه ای خاص قرار می دهد.
یکی میل است با هر ذره رقاص
کشان هر ذره را تا مقصد خاص
● همانند قطرات باران که از قبل مشخص است در کجا فرو می ریزند. "صوب" به معناي نازل شدن چيزي و قرار گرفتن آن در محل خودش است و بر اين اساس، به باران «صوب» گفته مي شود، چون فرود مي آيد و در جاي خودش قرار مي گيرد، چنان كه به ابر حامل باران "صیب" می گویند:
أو كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماء
________