2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دژ محمدعلی چهارلنگ بختیاری در سردشت خوزستان یکی از جاذبههایی است که در فاصله ٢۵ کیلومتری شمال شهر سردشت و ۶۵ کیلومتری شمال دزفول خوزستان قرار دارد.
🔴 هشدار هواشناسی آمریکا؛ بزرگترین طوفان النینو از سال ۱۸۷۷ در حال شکل گیری است
🔸النینو پدیدهای طبیعی است که در آن آبهای اقیانوس آرام استوایی بهطور غیرعادی گرم میشوند و الگوهای آبوهوایی کل جهان را تغییر میدهند.
🔸پیشبینیهای NOAA و ECMWF نشان میدهد احتمال شکلگیری یک ال نینوی قوی یا حتی فوققوی از تابستان یا پاییز ۲۰۲۶ بالاست و ممکن است تا زمستان ادامه یابد.
🔸آخرین بار که النینویی با این قدرت آغاز شد (۱۸۷۷-۱۸۷۸)، خشکسالیهای شدیدی در هند، چین، برزیل و شمال آفریقا به وجود آورد و قحطیهای بزرگی را رقم زد که مستقیم و غیرمستقیم جان حدود ۵۰میلیون نفر (معادل ۴ درصد جمعیت آن زمان جهان) را گرفت و سه سال به طول انجامید.
🔸همان فاجعه در مقیاس امروز، یعنی جمعیتی حدود ۲۵۰ میلیون نفر را تحت تأثیر قرار میداد.
🔴
هاوکینگ «ام تئوری» را مادر تئوریها دانسته و بارها اشاره کردهاست که در حال حاضر به یک تئوری جامع فراتر از تئوریهای شناخته شدهای چون نسبیت و کوانتا، نزدیک شدهایم. این گفته هاوکینگ در حالی بیان میشود که به گفته پروفسور مایکل داف - یکی از پیشگامان ام تئوری هنوز نمیتوان «ام تئوری» را تئوری جامع نامید.
شباهت سخنان استیون هاوکینگ با نظرات برخی از استادان فیزیک که موضوع آفرینش از هیچ را پیش کشیدهاند (لورنس کراوس و دیگران) ــ نشان میدهد که آنچه در کتاب طرح عظیم آمده زمینه قبلی داشتهاست.
در مصاحبه با سی ان ان، هاوکینگ در پاسخ به پرسش لری کینگ که میپرسد آیا خداوند جهان را خلق کرده؟ میگوید «خداوند ممکن است وجود داشته باشد ولی علم میتواند جهان را بدون نیاز به خلق کننده توضیح دهد». ملادینوف در این مصاحبه در جواب مجری که از او پرسید آیا شما و هاوکینگ خدا ناباور هستید، میگوید «خیر». هم هاوکینگ و هم ملادینوف بر روی این مسئله تأکید میکنند که «کتابشان اصلاً مدّعی وجود یا عدم وجود آفریدگار نیست. ملادینوف توضیح میدهد که این دو مقوله از هم جدا هستند. او میافزاید که دانش فیزیک امروز، جهان را بدون نیاز به آفریدگار توضیح میدهد ولی این ربطی به مقوله ایمان ندارد.»
ملادینوف در مقابل این حرف چاپرا که او را به جبر متهم کردهاست، پاسخ میدهد که جبری که آنها در کتاب بیان کردهاند متفاوت از جبر فلسفی متعارف است؛ و صرفاً برای تأکید بر پیروی همه پدیدهها از قوانین علمی است.
به نظر هاوکینگ، با حاکمیت قوانین مربوط به کوانتوم، کائنات میتواند از هیچ، بدون نیاز به دخالت یک موجود فوق طبیعی، به وجود بیاید. اینکه بر اساس فیزیک کوانتوم، یک فوتون میتواند وجود داشته باشد بدون اینکه کائناتی موجود باشد و به محض تبدیل تصادفی فوتون به جفت الکترون-پوزیترون جرقه اولیه زنجیر تشکیل الکترونهای بیشتر زده میشود.
در فصل نهایی کتاب، هاوکینگ بر اساس مدل طراحی شده توسط جان کانوی، ریاضیدان و استاد کمبریج، به نام «بازی حیات» نشان میدهد که به محض شکل گرفتن پیکربندی یا موقعیت آغازین در یک سیستم که قوانین معینی بر آن حاکمند، این قوانین خواهند بود که تعیین میکنند چه اتفاقی در آینده بیفتد.
@ALTAFHIM
مهدی گلشنی فیزیکدان و استاد سابق دانشگاه شریف میگوید:
اصلاً نیازی نیست که بر مبنای فلسفه اسلامی و غربی بخواهیم با هاوکینگ که ادعا میکند فلسفه را قبول ندارد، بحث کنیم میتوان براساس فیزیک خودش با او بحث کرد؛ مگر او برای یک نظریه موفق چهار شرط نگذاشت؟ کدام یک از این شروط (منهای شرط اول مربوط به ظرافت و زیبایی) در نظریه M وجود دارد یا به تحقق پیوستهاست؟! به این خاطر است که حتی بعضی از فیزیکدانان بزرگی که خداباور به مفهوم معمولی آن نیستند نیزمیگویند هاوکینگ حق ندارد این گونه مطالب ظنی را به عنوان مسلمات علم به جهان عرضه بدارد. هاوکینگ میگوید که خود قوانین فیزیک کافی است که جهان به وجود بیاید. باید در پاسخ او پرسید که خود قوانین فیزیک از کجا به وجود آمدند؟ هاوکینگ در واقع به قوانین فیزیک یک منزلت ابدی میدهد و آنها را تغییرناپذیر و متعال میپندارد و به آنها سرشت خدایی میدهد. او دارد یک چیز زوالناپذیر و لایتغیر را تحت عنوان قوانین جهان مطرح میکند.
برای اینکه جهانهای متعددی که ایشان پیشبینی میکند به وجود بیایند زمینههایی لازم است (فضا، زمان، میدانها و…). این زمینهها از کجا آمد؟ ایشان عامل را با قانون اشتباه میگیرد. شما یک ماشین دارید. فیزیک برای شما توضیح میدهد که اساس کار این ماشین چیست؟، ولی این ماشین احتیاج به راننده و سوخت دارد. قانون و مکانیسم با عامل و علت فرق دارد. هاوکینگ دارد همه اینها را مغشوش میکند. خود قانون چگونه میتواند جهان را خلق کند؟ به علاوه همانطور که گفتیم هاوکینگ دارد به این قوانین منزلت ابدی و زوالناپذیر میدهد. اینجاست که «پاول دیویس» میگوید: هاوکینگ از خدای متعال پرهیز میکند و به جای او، امر متعال دیگری را قرار میدهد.
راجر پنروز استاد کرسی ریاضیات دانشگاه آکسفورد و همکار قدیمی هاوکینگ با انتقاد از روحیات هاوکینگ معتقد است «ام تئوری» هنوز از پایه شکل نگرفتهاست. به علاوه او معتقد است «ام تئوری» حتی بر خلاف کوانتوم از مشاهدات موافق هم سود نمیبرد.
دکتر لی ریفیلد، اسقف سوئیندن، گفت «علم هرگز نمیتواند عدم وجود خدا را اثبات کند، همانطور که هرگز نمیتواند وجود خدا را ثابت کند». دکتر فریزر واتس، کشیش انجیلی، استاد الهیات کمبریج و روانشناس، گفت «یک خدای خالق توضیحی منطقی و باورکردنی در پاسخ به این که چرا جهانی هست فراهم میآورد، و… این قدری محتملتر است که خدایی باشد تا این که نباشد. این نگاه با آنچه هاوکینگ گفتهاست تضعیف نمیشود».
دوایت گارنر در نیویورک تایمز منتقد کتاب بوده و اظهار داشت: «خبرهای واقعی دربارهٔ طرح عظیم این است که این کتاب به طرز ناامید کنندهای چقدر سست و ناهنجار است». زبان موجز و جدی که آقای هاوکینگ در کتاب تاریخچه مختصر زمان استفاده کرده بود؛ در طرح عظیم با زبانی جایگزین شده که متناوباً خود را پست میکند، گویی او آقای راجرز است که دارد به کودکان نوپا ابرهای بارانزا را توضیح میدهد، و رسوخ نکردنی است. کریگ چلندر، در نیوساینتیست، از تئوری مطرح شده در کتاب قانع نشدهاست: «تئوری ام.. با کامل شدن فاصله بسیار دارد؛ ولی این مؤلفین را از اظهار این مسئله که [این نظر] رازهای وجود را توضیح میدهد، بازنمیدارد… در غیاب تئوری، گرچه، این چیزی بیش از یک شهود محکوم به آزمایش نشده ماندن نیست - تا زمانی که ما شروع به تماشای جهانهای ایجادشونده کنیم.»
در ایران سه اثر در نقد کتاب طرح بزرگ نگاشته شدهاست. یکی کتاب «طراح بزرگ» اثر هومن اهرامی بر مبنای راهنمایی سید حسین نصر و با استفاده از ترجمه مقاله ولفگانگ اسمیت، استاد ریاضیات دانشگاه کالیفرنیا، میباشد. کتاب دوم به نام «طراحی شکوهمند» اثر فرشید رئیسی (محمد علی حسنین) میباشد و کتاب سوم «استیون هاوکینگ، خداوند و بهشت» اثر عیسی کشوری میباشد.
@ALTAFHIM
زمینهٔ پژوهشی استیون هاوکینگ کیهانشناسی و گرانش کوانتومی است و او در کتاب طرح بزرگ، عمیقترین پرسشهای کیهانشناسی مدرن را پیش کشیده و با طرح تئوریهای شناخته شده فیزیک امروز، از «نظریه_ام» و نسبیت عام و نسبیت خاص گرفته تا فرضیهٔ پل دیراک و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ... ــ کوشش کرده به یک نظریه کامل که بتواند جهان هستی را تعریف و توجیه کند، برسد.
استیون هاوکینگ مینویسد: ما در دنیایی حیرتانگیز و گیجکننده زندگی میکنیم. میخواهیم معنای آنچه را که در پیرامون خویش مییابیم بدانیم و دوست داریم بپرسیم: سرشت جهان چیست؟ جایگاه ما در آن کجاست؟ از کجا آمدهایم و آمدنمان از بهر چه بودهاست؟ منشأ جهان چیست و چرا به صورت کنونیاش درآمدهاست؟ جهان چگونه به پایان خواهد رسید؟ آیا جهان دیگری هم هست؟
او با نگاهی گذرا به یونان قدیم و ارزشی که به قوانین طبیعت قائل بودند به زمانه کوپرنیک و آیزاک نیوتن رسیده و با عبور از آن دوران، آلبرت اینشتین و اروین شرودینگر و ماکس پلانک را دُور زده تا نظریهٔ خود را بیان کند و فیزیک و متافیزیک را بهم پیوند دهد.
چکیده
استیون هاوکینگ میگوید:
ممکن است روشی که کیهان بوجود آمده هماهنگ با قوانین دانش باشد که در این صورت نیازی نیست به خدا متوسل بشویم تا تصمیم بگیریم که کیهان چگونه آغاز شدهاست. اگر ما یک فرضیه همهجانبه و کامل را در مورد پیدایش عالم کشف کنیم این مهمترین پیروزی انسان خواهد بود چون ما قادر خواهیم بود که فکر خدا را بخوانیم… بشر، راز خلقت جهان را گشودهاست. جهان میتواند بهطور خود بخود (خود با خود)، خودش را از هیچ بوجود آورَد، بعلاوه میتواند در حالتهای متفاوت ایجاد شده باشد و همه مشاهدات و محاسبات بر این نظر صحه میگذارد.
آینده جهان آنچنان که پیر لاپلاس میپنداشت، دقیقاً مطابق قانونمندیهای علمی پیش نمیرود. خدا هنوز دستش را رو نکردهاست. خدا نه تنها تاس بازی میکند، بلکه بعضی اوقات تاس را جایی که نمیشود دید پرتاب میکند.
استیون هاوکینگ میگوید: اگر همه قوانین فیزیک را بدانیم از کار خدا سر درمیآوریم… البته یکبار گفته بود:
This doesn't prove that there is no God, only that God is not necessary. [Stephen W. Hawking, Der Spiegel, ۱۹۸۹]
قانونمندیها کار خودشان را میکنند (جاذبه را مثال میزند) قانونمندیها کار خودشان را میکنند و دخالت خدا نیاز نیست.
Because there is a law such as gravity, the Universe can and will create itself from nothing. It is not necessary to invoke God to... set the Universe going.
هاوکینگ «ام تئوری» را مادر تئوریها دانسته و بارها اشاره کردهاست که در حال حاضر به یک تئوری جامع فراتر از تئوریهای شناخته شدهای چون نسبیت و کوانتا، نزدیک شدهایم. این گفته هاوکینگ در حالی بیان میشود که به گفته پروفسور مایکل داف - یکی از پیشگامان ام تئوری-هنوز نمیتوان «ام تئوری» را تئوری جامع نامید.
شباهت سخنان استیون هاوکینگ با نظرات برخی از استادان فیزیک که موضوع آفرینش از هیچ را پیش کشیدهاند (لورنس کراوس و دیگران) ــ نشان میدهد که آنچه در کتاب طرح عظیم آمده زمینه قبلی داشتهاست.
@ALTAFHIM
استاد مرتضی رضوی در مقدمه کتاب خود می نویسد : قبل از چاپ این کتاب مطالب آن در سالهای 1354 در محافل علمی از سوی نویسنده تدریس گردیده است. و این در حالی است که استیفان هاوکینگ پس از چند سال از دریافت کتاب مذکور شتابزده به ارائه رقمی در باره عمر جهان پس از بیگ بنگ می پردازد. که از سر تصادف دقیقا با رقم کتاب مذکور یکسان است! حتی ایشان اقدام به بیان عین عبارت کتاب می نمایند: که "آن هسته کوچک اولیه به اندازه یک نخود بوده است".
یکی از اصول اساسی و کلیدی که در کتاب تبیین جهان و انسان آمده و در مستند داستان آفرینش جهان نیز به آن اشاره شده است، قانون دافعه یا رانش است که کاملا برخلاف نظریه مشهور قانون جاذبه و گرانش نیوتون است!
قانون دافعه با ایجاد ماده کوچک اولیه بوجود آمده است و همواره وجود خواهد داشت. عملکرد این نیرو برخلاف سیاه چاله ها که فرو می خورند، همانند سفید چاله ها فرا می دهند. هرچند عملکرد هر دو ناشی از نیروی رانش ، فشار، دافعه و فوران ماده و انرژی از مرکز جهان کائنات است.
به نظر می رسد با آمدن نسبیت و کوانتوم، فیزیک نیوتنی ای که قرار بود پایان فیزیک باشد، در ابعاد اتمی و سرعت های بالا بی اعتبارشده است. در چنین شرایطی پیوسته به دنبال یک جایگزین هستند که این خلاء و این حلقه مفقوده را پر نمایند.
پیش بینی من این است که زمانی نخواهد گذشت که این نظریه نیز از طرف آنها مصادره خواهد شد! دور نیست تا جناب استیفان هاوکینگ نماینده و تریبون جهان غرب از فراز سکوی کیهان شناسی و کرسی فیزیک اعلام نماید که آنچه باعث گسترش شگفت انگیز جهان کائنات می گردد نه قانون جاذبه و گرانش، که قانون دافعه و رانش است.
مفهوم مبهم " میدان هیچ" که کائنات از آن آغاز گردیده صورت درست و دقیق آن همان "ایجاد" است و یا فرضیه "جهان های موازی" که تبین درست آن همان " هفت آسمان" است که بارها و بارها در کتاب به شرح و بحث آن پرداخته شده است.
به تازگی نیز به وجود بیگ بنگ های متعدد اشاره می نمایند که این نیز از جمله مباحث کلیدی در کتاب مذکور است که تحت عنوان "بیگ بنگ های شش گانه" نباء عظیم و یا مهبانگ از آن سخن رفته است،
همین طورصورت درست خلاء کاذب یا پایان کار جهان کائنات در بیگ بنگ پیشرو، همان مهبانگ هقتم است که پس از چهار میلیارد سال نظم کنونی جهان کهکشان ها در هم خواهد پاشید و از نو هشتمین آسمان شکل خواهد گرفت،
@ALTAFHIM