🟢 سخن فیزیکدان مشهور جهان:
ایران، مهد علم است، به آن حمله نکنید.
یکی از پربازدیدترین و متفاوت ترین توییتهای اوایل جنگ اخیر (شنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴)
👈 متعلق به «نیل دگراس تایسون» (Neil deGrasse Tyson)، فیزیکدان و مروج علم مشهور جهانی است. این توییت با بیش از ۳۸ میلیون بازدید، از دریچه «تاریخ علم و نجوم» به بحران ایران نگریسته و وجدان علمی جهان را مخاطب قرار داده است.
متن توییت👇
> "When you look at the stars from the Iranian plateau, you aren't just looking at space; you're looking at the same sky that inspired Al-Biruni and Khayyam to measure the universe. To bomb Iran is to attack a nation that mapped the heavens while much of the world was in the dark. We are throwing stones at the cradle of our own curiosity. The universe doesn't care about borders, but it remembers who looked up first."
ترجمه فارسی:
«وقتی از فلات ایران به ستارهها نگاه میکنید، فقط فضا را نمیبینید؛ به همان آسمانی نگاه میکنید که الهامبخشِ ابوریحان بیرونی و خیام برای اندازهگیری جهان بود. بمباران ایران، حمله به ملتی است که وقتی بخش بزرگی از جهان در تاریکی بود، نقشه آسمانها را ترسیم میکرد. ما در حال سنگاندازی به گهوارهی کنجکاویِ خودمان هستیم. جهان به مرزها اهمیت نمیدهد، اما به یاد میآورد که چه کسی زودتر از همه به بالا (آسمان) نگاه کرد.»
چرا این توییت در صدر بازدیدها قرار گرفت؟
۱. زاویه دید علمی: تایسون به جای بحثهای کلیشهای سیاسی، به ریشههای علمی ایران اشاره کرد. او یادآوری کرد که بسیاری از مفاهیم مدرن ریاضی و نجوم مدیون دانشمندان ایرانی است.
۲. تصویر ضمیمه: او تصویری با کیفیت خیرهکننده از «رصدخانه مراغه» در کنار تصویری از «تلسکوپ جیمز وب» منتشر کرد و زیر آن نوشت: "بدونِ دیروزِ آنها، امروزِ ما ممکن نبود."
۳. تأثیر بر جامعه علمی: این توییت موجی از حمایت را در میان اساتید دانشگاه و دانشمندان ناسا و اسا (ESA) ایجاد کرد که با هشتگ #ProtectTheCradle (از گهواره محافظت کنید) بازنشر شد.
واکنشهای جالب در کامنتها:
- یک ستارهشناس آلمانی نوشت: "هر بار که به تقویم جلالی نگاه میکنم (دقیقترین تقویم جهان)، به یاد میآورم که ذهن ایرانی چگونه زمان را مهار کرد. ویران کردنِ خانهی چنین ذهنی، جنایت علیه بشریت است."
- یک کاربر از هند کامنت گذاشت: "ایران یک کشور نیست، ایران یک 'ایده' است که علم و هنر را با هم ترکیب کرد. بمبها هرگز نمیتوانند یک 'ایده' را از بین ببرند...
🍎
اسناد طبقهبندی فاش شده سازمان CIA:
برنامههای ایالات متحده برای کنترل جهان از طریق دستکاری وضعیت آب و هوا کشورها
تمام آن رد پاهای شیمیایی کمتریل در آسمان!
اکنون ۱۰۰٪ واقعی بودن آنها تایید شده است.
لی زلدین، رئیس EPA (سازمان حفاظت از محیط زیست) اعلام کرد:
تزریق دیاکسید گوگرد یا همان کمتریل به آسمان واقعی است و خطرات سلامتی واقعی هستند.
آنچه عدهای توهم یا تئوری توطئه مینامیدند، اکنون سیاست رسمی دولت امریکا است.
بیش از ۶۰ سال است که آمریکا با تزریق #کمتریل اقدام به دستکاری آب و هوا میکند تا ملل مختلف را به بردگی بکشد و منابع ارزشمند کشورها را غارت کند!
امشب
حدود ساعت۲۳ و نیم (اوج)....همنشینی یا مقارنه ی زیبای کوکب زهره و مشتری ....روشنتر ناهید یا زهره یا ونوس ...کم نورتر از دید ما ...مشتری یا هرمز یا ژوپیتر....
@ALTAFHIM
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ
ما آسمان نزدیک [= پایین] را با ستارگان آراستیم،
الصافات/6
@ALTAFHIM
🔺 آیا #ارجاع_به_مرجع، argumentum ad verecundiam مغالطه است؟
🔺 آیا هرگونه #ارجاع_به_مرجع یا #توسل_به_مرجعیت، مغالطه است؟ اگر پاسخِ دقیق و صحیحِ این سوال را ندانیم، در قالب پرهیز از مغالطه، گرفتارِ مغالطه ای دیگر می شویم.
🔺 در صورتی که #ارجاع_به_مرجعیت به عنوانِ استدلال قیاس منطقی و یا هم تراز با استدلال قیاسی مطرح گردد؛ مغالطه صورت پذیرفته است اما چنین چیزی به معنای آن نیست که #ارجاع_به_مرجعیت به نحو عقلانی، هیچگونه تعهدِ معرفتی را به نحو موجه بر انسان تکلیف نمیکند.
🔺 #ارجاع_به_مرجعیت از جمله عناوینی است که در گفتگوهای راجع به #باورها، به نحو مکرر مورد سوء استفاده قرار می گیرد.
🔺 برخی افراد در گفتگوها و مناظرات در حوزه ی باورها، با استفاده از چماقِ مغالطه ی ارجاع به مرجعیت، هر نوع #اعتمادگرایی را تحت عنوانِ مغالطه نفی میکنند و حال آن که #اعتمادگرایی_عقلانی، روال رایج و معتبری برای فرآوری باورهای انسانهای واقعی در جهان واقعی است و نفی کلی #اعتمادگرایی_عقلانی انسانها را از دستیابی به بسیاری از شناختهای عقلانی محروم میکند.
🔺 طبق #اصل_تناسب_تعهد_معرفتی_و_دلیل، تعهد معرفتی و باوری که از طریق #ارجاع_به_مرجعیت و #اعتمادگرایی_عقلانی ایجاد میشود متناسب با آن می باشد؛ و بسیاری از باورهای عقلانی ما از این طریق تامین میشود و البته لزوما در آینده در این سطحِ از تعهد باقی نمی ماند و اگر شخص به #وظیفه_معرفتی خود عمل کند، سطحِ تعهدِ معرفتی مبتنی بر اعتمادگرایی عقلانی میتواند ارتقا یابد و تا مرتبه ی یقین صعود کند.
🔺 بنابراین #ارجاع_به_مرجعیت، به چشمِ آنانی به عنوان مغالطه مطرح می شود که تصور ذهنیشان این است که برای باور کردنِ یک چیزی، باید #استدلال_قیاسی_عقلی_حداکثری برای آن چیز داشته باشند وگرنه نباید آن را باور کنند!!
🔺 نتیجه ی منطقی درست دانستنِ این پیشفرض ( که میراثِ فیلسوفانِ دوران باستان و پیروان آنان بوده است) این است که تقریبا همه ی انسانهای عاقل واقعی که با قوای ادراکی خود به ادراک جهان می پردازند، به عدمِ رعایت قواعد عقلانیت متهم شوند زیرا چیزهایی را باور میکنند که هرگز نمیتوانند برای آنها، #استدلال_عقلی_حداکثری اقامه کنند.
🔺 اما چنین به نظر میرسد که متهم ساختنِ همه ی انسانها ناشی از بی توجهی فیلسوفانِ باستان به این حقیقت است که باورهای انسانها در یک سطح قرار ندارند. پیشفرضِ غلطِ فوق اهمیتِ باورهای مبتنی بر #اعتمادگرایی_عقلانی را نادیده می گیرد.
🔺 به بیانِ دیگر، انسانها متهم نیستند بلکه آن کسانی متهم هستند که معیار باورها را بدونِ دلیل و به نحو انحصارگرایانه، #استدلال_عقلی_حداکثری معرفی کرده اند. یک باورِ غلط و کاذب میتواند سدِ راه بسیاری از باورهای درست و صادق شود.
🔹 موضوعِ پایان نامه ی کارشناسی ارشد فلسفه ی من، نقد کتاب طرح بزرگ هاوکینگ بود و موضوع پایان نامه کارشناسی ارشد فیزیک من، خلا کوانتومی در فضازمان خمیده بوده است.
🔸 زمانی که خلأ را به عنوان یک مفهوم ساینتیفیک در مرزهای دانش فیزیک مورد بررسی قرار می دهیم، با این پرسش مواجه میشویم که:
🔹 منظورِ آدمهایی مثل هاوکینگ و کراوس از اینکه گیتی از هیچ و خلأ ایجاد شده است؛ منظورشون از خلأ، کدوم خلأ هست؟
🔸 دقت کنید که هدف من این نیست که بگویم خلأ کوانتومی با خلأ فلسفی و خلأ کلاسیک فرق میکند. قطعا فرق دارد اما حرف من چیز دیگری است.
🔹 هاوکینگ میگوید فلسفه مرده است و کراوس هم یکی از مخالفان فلسفه است و جملات سخیفی در این باره از او نقل شده است بنابراین منظور آنها از خلأ ، همین خلأ مکانیک کوانتومی باید باشد. احتمالا اینها، خلأهای دیگر را اصلا قبول ندارند😳
🔸 حالا بروید سراغ مرزهای دانش مکانیک کوانتومی و ببینید آیا میتوانید برای خلأ کوانتومی یک مفهوم روشن پیدا کنید.
🔹 خلأیی که تعریف واضحی برایش وجود دارد، خلأ در یک جهان ساختگی و فاقد انحنا است نه خلأ در یک جهان واقعی.
🔸 بر طبق فیزیک جدید، فضازمان در جهان واقعی، خمیده است و ده ها مقاله میتوانید پیدا کنید که میگویند: خلأ در فضازمان خمیده ( یعنی این جهان واقعی که درش هستیم) مفهوم روشنی ندارد.
🔹 و باز از این جالب تر اینکه اساسا خلأ کوانتومی یک امر نسبی وابسته به ناظر است. یعنی آن چیزی که برای شما خلأ می باشد، برای ناظر دیگر یک حمام انرژی است بنابراین اصلا معنا ندارد که یک حالتی را به نحو مطلق، به عنوان خلأ بشناسیم و سپس به خلق الله بگوییم جهان از این خلأ خود به خودی ساخته شده است.
🔸 به بیان ساده بخواهم بگویم: اصلا چیز مطلقی که بتوانیم آن را مبنا بگیریم و مثلا نشانش بدهیم و اسمش را خلأ کوانتومی بگذاریم، در جهان واقعی وجود ندارد. آن چیزی که فقط وجودِ ذهنی دارد، خلأ کوانتومی در فضازمان تخت است که واقعی نیست و فقط یک ایده است.
🔹 اگر بخواهم بدبینانه در مورد کراوس و هاوکینگ، قضاوت کنم؛ اینطور میگویم که اینها میدانند که خلأ کوانتومی در جهان واقعی، یک مفهوم مبهم و یک امر نسبی است و بنا به دلایل دیگری جوری مینویسند که مخاطبانشان فکر کنند که واقعا چیزی به اسم خلأ کوانتومی در جهان واقعی وجود دارد و البته اگر بخواهم خوشبینانه قضاوت کنم؛ اینطور می گویم که اینها از سرِ نادانی است و همه اش به خاطر ستیزِ بیموردِ اینها با فلسفه ی علم است.
🔺 و چه باید گفت به دانشجویان و دانش آموزانی که فریبِ نوشته های عامیانه ی کراوس و هاوکینگ را میخورند و اعتماد صد در صد به گفته ها و خیالپردازیهای آنان میکنند و ابدیت و آخرت خود را به خاطر یاوه هایی که لباس علم به آن پوشانده شده است، از دست میدهند؟😢
27.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 سمینار من در دوره ی ارشد فیزیک درباره ی نسبی بودنِ خلأ کوانتومی بوده است.
🔸 بخشی از ارائه ی سمینار را در کلیپ فوق ببینید👆
🔹 خلأ کوانتومی وابسته به ناظر است و آن حالتی که از نظر ناظر مینکوفسکی، حالت خلا می باشد؛ از منظر ناظر شتابدار، حالت خلأ نمیباشد.
دکتر ضیا توحیدی
ریشه اصلی اختلاف بین ریاضیدانان .mp3
زمان:
حجم:
9.6M
🔸 این باور که هر چیزی که با ریاضیات اثبات شود، درست و صادق است همانطوری که دو دو تا چهارتا درست و صادق است؛ یک باورِ نادرست است.
🔹 در این ویس ریشه ی اصلی اختلاف ریاضیدانان را توضیح داده ام.
🔸 ریشه ی اختلاف به این پرسش فلسفی برمی گردد که: آیا مجازیم ویژگیهای مجموعه های متناهی را به مجموعه های نامتناهی تعمیم دهیم؟ آیا هر تعمیمی که ذهن میتواند انجام دهد، را میتوانیم انجام دهیم؟ آیا تعمیم دادن ها قاعده و قانون دارد یا دستِ ذهنِ تعمیم دهنده کاملا باز است؟