eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
2.2هزار ویدیو
89 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شجاع باشید مرگ یکبار به سراغتان خواهد آمد ‌🇮🇷
شانس کوانتومی .mp3
زمان: حجم: 17.4M
🔺 شانس کوانتومی چیست؟ 🔺 شانس کوانتومی، شانس مطلق نیست بلکه شانسی منضبط
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبر مرحوم کربلایی کاظم کریمی ساروقی ، فردی بی سواد که ناگهان حافظ قرآن شد
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕎 هوش‌ مصنوعی در خدمت یهود 👤 مایا آکرمن خطاب به کمیتهٔ یهودیان آمریکایی: 💥 فرصت شگفت‌انگیزی برای یهودیان فراهم می‌کند زیرا به‌جای تلاش برای کنترل کل جهان و مدیریت رسانه‌های اجتماعی، می‌توانیم مستقیماً به شرکت‌ها با راه‌حل‌های حمایتگری مراجعه کنیم. 🚨 برای اولین بار، راهی برای اصلاح دنیای دیجیتال وجود دارد!!
حکمت (خرد، عقل) (به انگلیسی: Wisdom)، در نزد دانشمندان به معنی دانستن چیزهاست چنان‌که باشند. در لغت به معنی فرزانگی‌است و معمولاً آن را معادل شرقی یا اسلامی، فلسفهٔ اروپایی می‌گیرند. حکمت نظری و حکمت عملی؛ حکمت را به دو شاخهٔ حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم می‌کنند که هر شاخه زیربخش‌های کوچکتر دارد: حکمت نظری: در دانستن موجوداتی‌است که وجود آن‌ها وابسته به حرکات ارادی افراد بشر نباشد. علم مابعدالطبیعه: در شناخت موجوداتی‌است که آمیختگی ماده شرط وجود آن‌ها نباشد. علم به موجوداتی که بی آمیختگی ماده ممکن نباشند خود دو شاخه می‌دارد ریاضی: آمیختگی ماده در تعقل و تصور آن شرط نیست. علم طبیعی: جز با مخالطت ماده معلوم نباشد. حکمت عملی: در دانستنِ صلاحِ اموری‌است که به اراده و کردارهای انسان وابسته‌است. تهذیب اخلاق به امور انفرادی مربوط است. به جماعت و مشارکت وابسته‌است. خود دو شاخه می‌دارد: تدبیر منازل: مربوط است به مشارکت در منزل و خانه سیاست مدن مربوط است به مشارکت در اجتماعات بزرگ‌تر به گفتهٔ جواد طباطبایی تقسیم حکمت به عملی و نظری در آثار افلاطون و ارسطو نبود، بلکه توسط شاگردان ارسطو که کتاب‌ها را جمع کردند صورت گرفت. حکمت نظری افلاطون بر این عقیده بود که حکمت یا فلسفه نظری پذیرای هیچ تقسیمی نیست و کلیه علم‌ها استنتاج‌هایی هستند از مجموعه واحدی از اصول نهایی، و اثبات این اصول کار علم اعلایی است که افلاطون آن را دیالکتیک نامید. لیکن حکمت نظری نزد ارسطو و دانشوران اسلامی، در دانستن موجوداتی است که وابسته به حرکات ارادی اشخاص بشر نیستند. با توجه به اقسام موجودات این علم به سه شاخهٔ مابعدالطبیعه، ریاضی و طبیعی تقسیم می‌شود. هر یک از این علم‌ها اصولی دارند و فروعی. مابعدالطبیعه مابعدالطبیعه در نزد دانشوران اسلامی در شناخت موجوداتی‌است که بودنشان وابسته به آمیختگی با ماده نباشد. که آن را علم برین، علم پیشین یا به تازی علم اعلی می‌خوانند. اصول مابعدالطبیعه خود به دو فن تقسیم شدی یکی علم الهی که شناختن خدا و عقل و نفس و امثال آن است و دیگری فلسفهٔ اولیٰ. در این دومی بحث از وحدت و کثرت و وجوب و امکان و حدوث و قدم می‌شود. فروع مابعدالطبیعه شامل دانستن نبوت و شریعت و معاد و آنچه بدان مانند است می‌شود. ریاضی در ریاضی بحث از موجوداتی است که تصورکردن آن‌ها نیاز به ماده ندارد. پیشینیان ریاضی را به فارسی انگارش می‌گفتند. و آن را علم میانگین یا به تازی علم اوسط هم می‌خواندند. اصول علم ریاضی چهار نوع است: یکی هندسه، دوم علم عدد یا حساب یا شمار، سوم نجوم (احکام تنجیم و ستاره‌بینی بخشی از آن نیست)، چهارم علم تألیف. به سبب آنکه در علم تألیف سخن از نسبت و زمان سکنات در آوازها می‌رود آن را موسیقی هم می‌خوانند. فروع ریاضی شامل جبر و مقابله، مناظر و مرایا، جر اَثقال و علم حیل و جز آن می‌شود. طبیعی در علم طبیعی سخن از موجوداتی بود که جز به‌آمیختگی با ماده ممکن نباشند. مر آن را علم زیرین یا به تازی علم اسفل هم می‌خواندند. اصول علم طبیعی هشت نوع است. یکی سماع طبیعیاست. در آن سخن از «مبادی متغیرات» است: زمان و مکان و حرکت و سکون و نهایت و بی‌نهایت و جز آن. دوم سماء و عالم است. این در شناخت جسم‌های مرکب و احکام اجسام بسیط است چه در آسمان (علوی) و چه در زمین (سفلی). سوم کون و فساد است. این علم در شناختن ارکان، عناصر (چهار آخشیچ) و گونه‌گون شدن صورت‌های ماده‌است. چهارم علم آثار علوی است. در شناختن علت رویدادهای طبیعی‌است چون آذرخش و باران و برف و زلزله و آنچه بدان ماننده‌است. پنجم علم معادن است. در کیفیت و ترکیب مواد (بیجان) است. ششم علم نبات یا گیاهشناسی‌است. هفتم علم حیوان یا جانورشناسی‌است. هشتم علم نفس است که به انسان باز می‌گردد. فروع علم طبیعی پرشمار است: پزشکی، احکام نجوم و کشاورزی سه نمونه از آنهاست. @ALTAFHIM
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دره‌ی گنج‌نامه ملاقات دره و رودخانه‌ی الوند در دامنه‌ی رشته‌کوه الوند در استان همدان @ALTAFHIM
"ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم تلاش کرده مقدمات علوم ریاضی و نجوم را به زبان ساده‌ای (ساده، نسبت به اثر دیگرش کتاب قانون مسعودی)، بیان کند و مخاطبین او نیز نوجوانانی هستند که با این علوم آشنایی چندانی ندارند. کتاب التفهیم از ۵۳۰ پرسش و پاسخ تشکیل شده و چهار بخش دارد: هندسه، حساب (شمار)، نجوم (صورت عالم)، و احکام نجوم (تنجیم) در مقدمهٔ کتاب چنین آمده‌است: پرسش‌های یکم تا هفتاد و یکم دربارهٔ هندسه؛ پرسش‌های هفتادودوم تا صدونوزدهم دربارهٔ حساب؛ سؤال‌های صد و بیست تا دویست و سی و شش دربارهٔ نجوم (هیئت)؛ از دویست و سی و هفت تا دویست و چهل و یک در مبحث جغرافیا؛ پرسش‌های دویست و چهل و دو تا دویست و شصت و هفت مجدداً دربارهٔ نجوم (هیئت)؛ سؤال‌های دویست و شصت و هشت تا سیصد و بیست و سه در مورد گاه‌شمار، از سیصد و بیست و چهار تا سیصد و چهل و شش دربارهٔ اسطرلاب و بخش پایانی یعنی از ۳۴۷ تا ۵۳۰ مربوط به احکام نجوم است… بیرونی در کتاب التفهیم، خطوط موازی را تعریف کرده‌است. وی در این کتاب نقشهٔ جهانی را هم ترسیم کرده که اگر چه جزء نخستین نقشه‌های عالم اسلام نیست، اما بعضی نکات برای نخستین بار در آن آمده‌است @ALTAFHIM
هندسه... "دانستن اندازه‌ها و چندی یک از دیگر و خاصیت صورت‌ها و شکل‌ها که اندر جسم موجود است. جسم چیست؟ آن چیز است که یافته شود به بسودن و قائم بودن به تن خویش و جایگاه خویش پُرکرده دارد و چیزی دیگر از آنک مانندة او بود، با وی اندر جایگاه او نتواند بودن. بعدهای جایگاه چه چیزند؟ سه گونه‌اند یکی درازا و دیگری پهنا و سه دیگر ژرفا؛ و چنان نیست که نام درازا بر بُعدی اوفتد و بر دیگران نتواند اوفتادن، لکن این نام‌ها باضافت نهاده‌اند. هر گاه که یکی را از آن بُعدها طول نام کنی آن دیگر که بر او گردد، عرض نام شود و آن سه دیگر که بر هر دو گردد، آن را عمق خوانند؛ و عادت مردمان چنان رفته‌است که درازترین بُعدی را طول نام کنند، ای درازا؛ و آنک از او کمتر است، او را عرض نام کنند، ای پهنا؛ و سه دیگر را عمق نام کنند، ای ژرفا؛ و اگر بلندی بود سمک گویند، ای بالا. شش جهت کدامند؟ آن نهایت‌های سه بعدند که گفتیم از دو جانب؛ و یکی از نهایت‌های طول، پیش نام است و دیگر پس؛ و یکی از نهایت‌های عرض، راست و دیگر چپ؛ و یکی از نهایت‌های عمق، زیر و دیگر زبر. سطح چیست؟ جسم ناچار بی‌نهایت نبود به همه سوها و نهایت او سطح است و این نام را از بام خانه گرفته‌اند و نیز او را بسیط گویند یعنی گستریده، ازیراک سطح بر جسم گسترده‌است. خط چیست؟ اگر بسیط را نهایت باشد، آن نهایت او ناچاره خطی باشد و آن خط طولی باشد بی عرض. اگر خط را پهنا بودی سطح بودی و ما او را نهایت سطح نهادیم نه سطح؛ و صورت بستن این خط آسان شود به نگریستن از برون شیشه‌ای که در آن آب و روغن کرده باشند. نقطه چیست؟ چون خط را نهایت باشد نهایت او نقطه بود؛ و بدان که نقطه را نه طول است و نه عرض و نه عمق و او نهایت همه نهایت‌هاست. سطح راست و خط راست کدامند؟ اما سطح راست کوتاهترین سطح است اندر میان دو خط که نهایت اویند و خط راست کوتاهترین خط است میان دو نقطه که نهایت اویند. زاویه چیست؟ سپری شدن سطح بود و رسیدن او به نقطه‌ای که گرد بر گرد او دو خط باشد یک با دیگر پیوسته نه بر راستی ایشان. شکل چیست؟ صورتی بود که گرد بر گرد او یک خط باشد یا بیشتر. دایره چیست؟ شکلی است بر سطحی که گرد بر گرد او خطی بود که نام او محیط است و دور نیز خوانند و به میان او نقطه‌ای است که او را مرکز گویند و همه خط‌های راست که از مرکز بیرون آیند و به محیط رسند، همچند یکدیگر باشند راست. قطر و وتر کدامند؟ هر خطی راست که اندر دایره بر مرکز گذرد و به هر دو سر به محیط رسد او را قطر خوانند؛ و این قطر مر دایره را به دو نیم کند راست و اگر بر مرکز نگذرد او را وتر خوانند و دایره را به دو پاره مختلف کند. و… یکی چیست؟ آنست که یگانگی بر او افتد و بدو نام زده شود؛ و از تمامی وی آنست که کمی و بیشی نپذیرد و از حال خویش به ضرب و قسمت نگردد و اندر قوت همه عددهاست و همه خاصیتهای ایشان. یکی چگونه پاره می‌شود و به چند پاره؟ اما یکی حقیقی پاره نمی‌شود که اگر پاره شود یکی نبود بلکه آن پاره‌ها بود؛ و منجمان این یکی را که درجه است اندر صناعت خویش به شست پاره کردند باریکتر از درجه‌ها و آن را دقیقه نام کردند؛ و همچنان عادت مردمان بر این رفت تا درم را به شست پشیز کردند؛ و آنگاه هر دقیقه را به شست ثانیه کردند، یعنی دوم بار. عدد چیست؟ جمله ایست از یک‌ها گرد آمده؛ و از این جهت یکی را از عدد بیرون آوردند و گفتند که عدد نیست، زیرا که جمله نیست. @ALTAFHIM