6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
با قبولی عزاداری شما بزرگواران....
چند عدد لباس برای برادر میانسالی که در حاشیه روستا تنها زندگی میکنند و معلول هستند... اجرتان با امام همام حضرت سیدالشهدا علیه السلام🤲🙏
مناجات با کواکب و نفوس فلکی
دعای ایام هفتة سهروردی، در هر روز با ستایش یک کوکب و ذکر خصوصیّات وی آغاز میشود. سپس نفس آن کوکب را واسطه قرار میدهد تا از عقل مرتبط با آن و تمامی عقول مفارق درخواست نماید تا آنها از عقل اوّل و صادر نخستین بخواهند تا وی از نورالأنوار بخواهد که حاجت وی را برآورده نماید. حاجت وی امری معنوی است که تقریباً با کمی تغییر، در تمامی روزها به یک شکل تکرار میشود. در اینجا برای ایجاد تصویری بهتر در ذهن خوانندگان، بخشهایی از دعای روز پنجشنبه که خطاب به مشتری (هرمز) است را بیان مینماییم تا ساختار و اجزاء دعا مشخص گردد
@ALTAFHIM
چنانکه بهنظر میرسد یکی از مبانی این دعا، جاندار و ذی حیات بودن (دارای نفس بودن) اجرام سماوی است که در جهانبینی و طبیعیّات قدیم امر مسلّمی بوده است. چنانکه سهروردی مینویسد: «و اعلم انّه لا میّت فى عالم الأثیر» (سهروردی، 1380و: 150). در حقیقت در دیدگاه شیخ اشراق و بر اساس جهان بینی قدیم، افلاک و کواکب به عنوان وسائط فیض در نظر گرفته میشدند. بر این اساس در حکمة الاشراق مینویسد (ص245-246):
خداوندی را تسبیح گویید که خورشید را وسیله قرارداد و نیّرین (خورشید و ماه) را خلیفة ]خود[ قرار داد و ستارگان متحرّک (خمسة متحیّره) را حمل کنندگانی قرار داد که در قرب خداوند متنعم هستند و انعام میکنند.
ملاصدرا در تعلیقة خود بر حکمة الاشراق با ذکر آیاتی از قرآن مینویسد که خداوند امر نیّرات سماوی را در قرآن، عظیم داشته است به حدی که به آنها قسم یاد کرده است (نک: ملاصدرا، 1391، ج2: 171). وی سپس به دعایی در صحیفة سجّادیه استشهاد میکند که امام سجّاد (ع) در دعای خود خطاب به ماه این گونه میفرمایند (امام سجاد، 1411: 110):
ای مخلوق مطیع که بسیار سریع حرکت میکنی و در جایگاههایی که برایت مقدّر شده است در رفت و آمد هستی و در فلکی که برایت مشخص شده است در گردش هستی، ایمان آوردم به کسی که به واسطة تو تاریکیها را نورانی ساخت ...
شیخ اشراق در متن عربی دعای ایّام هفته، از اسامی ایرانی کواکب نیز استفاده کرده است که عبارتاند از:
@ALTAFHIM
ملاصدرا در تعلیقات خود بر حکمة الاشراق، به این دعا اشاره کرده و مینویسد (ملاصدرا، 1391، ج2: 171):
و برای مصنف ]حکمة الاشراق[ دعاهای مشهوری در مورد کواکب هفتگانه است و در هر روز از ایام هفته دعایی مخصوص است که به وسیلة آن هر یک از آنها را مخاطب قرار میدهد و در این دعاها تعظیم و مدحی نسبت به آنها است که بیش از آن نمیتوان گفت.
وی سپس دعای روز یکشنبه که خطاب به خورشید است را به طور کامل نقل میکند که به دعای «هورخش کبیر» معروف است. سهروردی نفس خورشید را «هورخش» مینامد و آن را واسطة افاضة «خرّة کیانی» میداند (سهروردی، 1380ط: 504؛ معین، 1378: 150؛ نیز نک: انواری، 1397: 40) و از آن به لسان اشراق به «وجهة علیای الهی» و مثل اعلای الهی در آسمان و زمین تعبیر کرده است (سهروردی، 1380ط: 494). از آنجا که سهروردی هورخش را «قرة اعین السالکین و وسیلتهم إلی الحق تعالی» دانسته است (همان) و وی را عامل نزول برکت به شمار آورده است (سهروردی، 1380ی: 104)، لذا دعا و نیایش خطاب به وی در سلوک اشراقی اهمیّت خواهد داشت. وی همچنین مینویسد که نفوس بشری از نفوس افلاک فائض میشوند و در این میان نفوسی که از آفتاب فائض میشوند، از نظر شرافت برتر از نفوسی هستند که از ماه فائض میشوند (سهروردی، 1380ک: 427).
وی در دعای هورخش مینویسد (سهروردی، نسخة2144: 21ب):
تو هورخش نیرومندی که مسلّط بر تاریکیها و رئیس عالم و پادشاه ستارگانی ... و جانشین نور الأنوار در عالم اجرام هستی.
سپس در ادامه از وی میخواهد که از نور قاهری که در «ظل و طلسم» آن قراردارد بخواهد که واسطه گردد تا حاجتی که مطرح میکند برآورده شود (همان). شیخ اشراق پس از بیان تأثیر هورخش بر انسان مینویسد: «وللسادات الباقیة أیضا إلقاء و عنایات» (سهروردی، 1380ط: 494)؛ این نکته که در مورد سایر نفوس فلکی (باقی سادات) بیان شده است، در دعای ایام هفتة شیخ اشراق به خوبی نشان داده شده است.
@ALTAFHIM
🌸﷽🌸
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
هر كه قادر نيست به ما صله (هديه) دهد، به دوستان نيك ما *هديه* دهد كه همان ثوابِ هديه دادن به ما برايش نوشته مىشود و هر كه قادر نيست به *زيارت* ما بيايد، به زيارت *دوستان نيك* ما برود كه همان ثوابِ زيارت ما برايش نوشته مىشود.
مَن لَم يَقدِر عَلى صِلَتِنا فَليَصِل صالِحي مَوالينا ؛ يُكتَب لَهُ ثَوابُ صِلَتِنا، ومَن لَم يَقدِر عَلى زِيارَتِنا فَليَزُر صالِحي مَوالينا ؛ يُكتَب لَهُ ثَوابُ زِيارَتِنا.
📚ثواب الأعمال : ص ۱۲۴ ح ۱
📚دانشنامه قرآن و حديث جلد ۱۸ ، ص : ۵۳۸