ملاصدرا در تعلیقات خود بر حکمة الاشراق، به این دعا اشاره کرده و مینویسد (ملاصدرا، 1391، ج2: 171):
و برای مصنف ]حکمة الاشراق[ دعاهای مشهوری در مورد کواکب هفتگانه است و در هر روز از ایام هفته دعایی مخصوص است که به وسیلة آن هر یک از آنها را مخاطب قرار میدهد و در این دعاها تعظیم و مدحی نسبت به آنها است که بیش از آن نمیتوان گفت.
وی سپس دعای روز یکشنبه که خطاب به خورشید است را به طور کامل نقل میکند که به دعای «هورخش کبیر» معروف است. سهروردی نفس خورشید را «هورخش» مینامد و آن را واسطة افاضة «خرّة کیانی» میداند (سهروردی، 1380ط: 504؛ معین، 1378: 150؛ نیز نک: انواری، 1397: 40) و از آن به لسان اشراق به «وجهة علیای الهی» و مثل اعلای الهی در آسمان و زمین تعبیر کرده است (سهروردی، 1380ط: 494). از آنجا که سهروردی هورخش را «قرة اعین السالکین و وسیلتهم إلی الحق تعالی» دانسته است (همان) و وی را عامل نزول برکت به شمار آورده است (سهروردی، 1380ی: 104)، لذا دعا و نیایش خطاب به وی در سلوک اشراقی اهمیّت خواهد داشت. وی همچنین مینویسد که نفوس بشری از نفوس افلاک فائض میشوند و در این میان نفوسی که از آفتاب فائض میشوند، از نظر شرافت برتر از نفوسی هستند که از ماه فائض میشوند (سهروردی، 1380ک: 427).
وی در دعای هورخش مینویسد (سهروردی، نسخة2144: 21ب):
تو هورخش نیرومندی که مسلّط بر تاریکیها و رئیس عالم و پادشاه ستارگانی ... و جانشین نور الأنوار در عالم اجرام هستی.
سپس در ادامه از وی میخواهد که از نور قاهری که در «ظل و طلسم» آن قراردارد بخواهد که واسطه گردد تا حاجتی که مطرح میکند برآورده شود (همان). شیخ اشراق پس از بیان تأثیر هورخش بر انسان مینویسد: «وللسادات الباقیة أیضا إلقاء و عنایات» (سهروردی، 1380ط: 494)؛ این نکته که در مورد سایر نفوس فلکی (باقی سادات) بیان شده است، در دعای ایام هفتة شیخ اشراق به خوبی نشان داده شده است.
@ALTAFHIM
🌸﷽🌸
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
هر كه قادر نيست به ما صله (هديه) دهد، به دوستان نيك ما *هديه* دهد كه همان ثوابِ هديه دادن به ما برايش نوشته مىشود و هر كه قادر نيست به *زيارت* ما بيايد، به زيارت *دوستان نيك* ما برود كه همان ثوابِ زيارت ما برايش نوشته مىشود.
مَن لَم يَقدِر عَلى صِلَتِنا فَليَصِل صالِحي مَوالينا ؛ يُكتَب لَهُ ثَوابُ صِلَتِنا، ومَن لَم يَقدِر عَلى زِيارَتِنا فَليَزُر صالِحي مَوالينا ؛ يُكتَب لَهُ ثَوابُ زِيارَتِنا.
📚ثواب الأعمال : ص ۱۲۴ ح ۱
📚دانشنامه قرآن و حديث جلد ۱۸ ، ص : ۵۳۸
یا حسین عليهالسلام
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
خانمی هستند حدود ۵۰ساله ...در منزلی کوچکی مستاجر اند.وبیمار .ماهی ۶میلیون اجاره و اقساط میدهند..برای بیرون بر قاشق و چنگال بسته بندی میکنند برای ماهی ۲میلیون 😔
خیلی در مضیقه هستن...اگر انشالله گشایشی شد کمکی کنید در این ایام نورانی 🙏🙏🙏
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق میکنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین میشوند.
البقرة/274
https://eitaa.com/Ostadkhosravi/34750
4_5773923380113703989.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
هیچ کدام از حکما نگفته اند که زمین مرکز عالم است ...تفاوت کره ...وفلک ..
صورت فلکی عقرب
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
ابوعلی مسکویه
تاریخنگار، شاعر، و فیلسوف ایرانی
ابوعلی احمد بن محمد بن یعقوب مَسکَوَیه رازی(۳۲۰یا۳۲۶–۴۲۱ هجری) دانشمند ایرانی از اهالی ری و زاده در شهر پرندک شهرستان زرندیه بود. (بخشِ آخرِ این نام، مانند آخرِ نامهای سیبویه و ابن بابویه تلفظ میشود، اما در عربی مسکَوَیه Maskawaih گفته میشود. وی در دربارِ آل بویه در بغداد، ری، شیراز و اصفهان خدمت کرد و در اصفهان درگذشت] نگارش کتابهای «الفوز الاکبر»، «تجارب الامم»، «انس الفرید»، «ترتیب السعادات»، «جاودان خرد» و «الجامع» را به او نسبت دادهاند. وی علاوه بر فلسفه، طب و کیمیا به شاعری نیز گرایش داشت، و تعدادی از شعرهایِ وی را ثعالبی نقل کردهاست.
فیلسوفان صاحب نامی چون ابوسلیمان سجستانی و ابوحیان توحیدی ـ که از معاصران مسکویه بوده ـ دانش فراوان، هوش سرشار و سیرت نیکوی او را ستودهاند. سجستانی در کتاب صوان الحکمة، پس از تجلیل از مقامات علمی و عملی مسکویه، به خوانندگان خود وده میدهد که رساله ای جداگانه در شرح ااحوال وی بنگارد.] ابوحیان نیز متواضعانه پرسشهای مکتوب خود را با مسکویه در میان میگذارد و پاسخهایی مفصل دریافت میدارد.
زندگی
ابن مسکویه در حدود ۳۲۰] یا ۳۲۶ هجری در شهر باستانیمشکویه متولد شد. در همان کودکی علومِ مقدماتی را فراگرفت، و به سرعت در طبیعیات و الهیات و ریاضیات و طب عالمی سرشناس شد. از تحقیقات چنین برمیآید که ابن مسکویه تاریخ طبری را نزد ابو احمد علی بن کامل قاضی آموخته. وی در آغاز زردشتی و بعد اسلام آورد و مدتی در استخدام محمد بن المهلبی وزیر معزالدوله بود و سپس نزد ابن العمید، وزیرِ رکنالدوله دیلمی، به سمت کلیددارِ کتابخانهٔ وی بود. اما پس از کشتهشدنِ وی، به خدمتِ عضدالدوله رسید. او در دربارِ دیلمیان صاحبِ مقام و منزلت والایی بود، چنانکه خود را از صاحب بن عبادکمتر نمیدانست.ابن مسکویه در ۴۲۱ هجری درگذشت و وی را در تخت فولاد اصفهان به خاک سپردند.
دیدگاهها
ابن مسکویه در این موضوع پیرویِ ارسطو کرد. چنانکه میگفت جنبش و حرکت که همان تغییر میباشد، در تمامیِ چیزها وجود دارد. اما این حرکت، ذاتیِ چیزها نیست، چون این که اندامِ انسان نیز به خودیِ خود حرکتی ندارد.
پس باید حرکت از ذاتی والاتر به اجسام داده شود. ذاتی که یکی باشد و خود متحرک نباشد. چراکه اگر متحرک باشد، لازم میآید که خود نیز حرکتش را از جایی دیگر بگیرد، و اگر دو تا باشد، لازم است که این دو ذات از جهاتی مشابه باشند، و هم به این دلیل که میتوانیم آنها را از هم بازشناسیم، وجه اختلافاتی نیز میبایست داشته باشند؛ و این چیزی ست که باعث میشود این ذات، ذاتی مرکب باشد، و ذاتِ مرکب نیز دارای تغییر و حرکت است، و این با فرضِ ما از جنبانندهٔ نخستین همخوان نیست.
وی همچنین انسانهای والا را در سه دسته جای میدهد: «نبی مبعوث، امام معصوم، ولی مستخلص».
اخلاق
ابن مسکویه در اخلاق، هم دنبالهروِ افلاطون است، و هم ارسطو. وی با برقراریِ تعادل میانِ قوایِ روح و فضائلِ اخلاقی، اعتقاداتش را در تهذیب الاخلاق چنین بیان میکند که: روان، دارای سه قوه است: قوهٔ عاقله، قوهٔ سبعیه، قوهٔ بهیمه که به ترتیب فضایلِ: حکمت، شجاعت وعفت را دارا میباشند. فضیلتِ چهارم که عدالت نام دارد از ایجاد تعادل میانِ سه فضیلتِ پیشین بوجود میآید.
همچنین او مانندِ ارسطو معتقد است که خیر چیزی است که همهٔ چیزها به سویِ آن در حالِ حرکتاند
@ALTAFHIM
آیا میدانید استفن هاوکینگ همه مخاطبان خود در سراسر جهان را بخاطر پول فریب داده است؟
بعد از انتشار کتاب هاوکینگ( با نام طرح بزرگ) در سال 2010 که حتی به زبان فارسی نیز ترجمه شده است، پیتر ویت فیزیکدان دانشگاه کلمبیای آمریکا( که جزو ده دانشگاه برتر جهان است) و خود نیز آتئیست(منکر خدا) میباشد در سایت دانشگاه کلمبیای آمریکا درباره این کتابه هاوکینگ مینویسد:
One thing that is sure to generate sales for a book of this kind is to somehow drag in religion. The book's rather conventional claim that "God is unnecessary" for explaining physics and early universe cosmology has provided a lot of publicity for the book. I'm in favor of naturalism and leaving God out of physics as much as the next person, but if you're the sort who wants to go to battle in the science/religion wars, why you would choose to take up such a dubious weapon as M-theory mystifies me
ترجمه:
یک چیز که قطعا باعث فروش زیاد یک کتاب از این نوع میشود این هست که به نحوی وارد بحث دین شود. ادعای تقریبی این کتاب( کتاب هاوکینگ) که خدا برای توضیح دادن فیزیک و جهان اولیهی کیهانشناسی ضروری نیست فروش زیادی برای این کتاب آورد. من خودم همان اندازه به مادیگرایی و خروج خدا از فیزیک علاقهمند هستم که بقیه هستن اما اگر شما تصمیم گرفتهاید که وارد میدان جنگ علم/مذهب بشوید، اینکه چرا باید همچین سلاح نامفهوم و مشکوکی مانند تئوری اِم(نسخهی پیشرفتهی نظریه ریسمان که هاوکینگ در کتابش آورده بود) را انتخاب کنید من را گیچ میکند.
لینک مقالهی منتشر شده در سایت دانشگاه کلمبیای آمریکا:
http://www.math.columbia.edu/~woit/wordpress/?p=3141
همانگونه که مشاهده میکنید، پیتر ویت که خود آتئیست است به وضوح اعلام میکند که هاوکینگ صرفا بحث دین و عدم نیاز به خدا را در کتابش پیش کشیده است که فروش کتاب خود را بالا ببرد در حالی که همه از جمله خوده هاوکینگ میدانند که نظریهی اِم(M-theory) که هاوکینگ در کتابش آورده و ادعا کرده بود بخاطر این نظریه دیگر به خدا نیازی نیست، ربطی به عدم وجود خدا نداره. به عبارت دیگر هاوکینگ بخاطر فروش بیشتر و کسب پول بیشتر همهی جهان را فریب داده است.
نکتهی جالب این است که آتئیستهای ایرانی نه تنها فریب هاوکینگ را خوردهاند بلکه وقتی میخواهند نشان دهند برای پیدایش جهان نیازی به خدا نیست، همه را به این کتاب هاوکینگ رجوع میدهند.
بی خدایی وجدان را از بین میبرد. هماهنگونه که میبینید هاوکینگ وجدان را کنار گذاشته و بخاطر پول مردم را فریب میدهد.
@ALTAFHIM