رواقی گری چهار فضیلت اصلی دارد که هر کدام به بخشهای بیشتر تقسیم میشوند: حکمت، عدالت، شجاعت و میانهروی. هدفِ فلسفهی رواقی، چون دیگر مکاتبِ فلسفیِ عصر هِلنی، عطای حیاتی شکوفا به شاگرد بود، حیاتی رها از انواع رنج و شکستهای اخلاقی که رواقیون در جامعهشان فراگیر میدانستند. راه رسیدن به این حیات هم از فضیلتها میگذشت که از منظر رواقیون خیرترینِ خیرها بودند. رواقیون، بر خلاف برخی مکاتب رقیب، برای فهمِ جهان و بههمپیوستگیهایش، بر تحقیق در همهی اجزای نظامِ سهگانهشان _ منطق، طبیعیات، اخلاق _ تأکید داشتند. بنابر طبیعیاتِ رواقی، جهان کلیتیست با نظمی عقلانی و هر آنچه در آن روی میدهد خیرترینِ دلایل را دارد.
رواقیون با ردِ آیینِ انسانانگارانهی سنتی، آن اصلِ عقلانی و مشیتی را که به جهان در هیئت یک کیلیت جان میبخشید زئوس نام نهادند. آنان حتی در ناچیزترین یا غمافزاترین رویدادها (مثلاً زمینلرزه و آذرخش) میتوانستند نشانی دال بر خیربودنِ نظمِ کلیِ جهان بیابند. رواقیون باور داشتند که همهی انسانها ارزشی برابر دارند، زیرا همه از این ظرفیتِ گرانبها برخوردارند که زندگیشان را خودشان انتخاب و هدایت کنند و برخی اهداف را ارجحتر از بقیه بدانند.
رواقیون میگفتند که وجه تمایزِ انسان و حیوان این است: این قدرتِ انتخابکردن و رد کردن. نخستین رواقیون به مدعایی باور داشتند که در عرصهی سیاست اهمیت بسیاری دارد: ظرفیتِ اخلاقی تنها چیزیست که ارزشِ ذاتی دارد. ثروت، نیکنامی، قدرت، سلامتِ جسمی، و حتی عشقِ دوستان، کودکان و همسر، همهی اینها را چیزهایی میدانند که رواست آدمی، اگر مانعی بر سرِ راه نباشد، عاقلانه در پِیشان برود و آنها را «علیالسَویههای مطلوب» میخوانند، یعنی چیزهایی که فاقدِ ارزشِ ذاتیِ حقیقیاند و آنگاه که طبقِ خواستهی آدمی حاصل نمیگردند نباید ناراحت شد.
رواقیون باور دارند که رویدادهای تصادفی، که بسیاری از رویدادها را دربر میگیرد، فراسوی ضبط و مهار ما قرار دارند، یعنی ما بر آنها هیچ کنترلی نداریم و به همین خاطر نگرانشدن دربارهی آنها فایده که ندارد هیچ، آسیب هم میرساند. بنابر فلسفه رواقی، عمده نگرانیهای آدمیان در ذهن و خیالشان است، چرا که بسیاری از اینها هرگز رخ نمیدهند. به همین خاطر، نباید به پیشباز درد و غم و اندوه یا حتی سختی و مشقت رفت. باید تنها وقتی به آنها پرداخت که در زمان حال رخ بدهند.
رواقی گری و سنت فکری-فرهنگی غرب
نمیتوان تأثیر فلسفه رواقی بر رشد و تحول و کلِ سنتِ فکریِ غرب را دست کم گرفت. اندیشهی مسیحی بسی وامدارِ آن است. کلمنتِ اسکندریه تنها یک نمونه از اندیشمندان مسیحیِ غرقه در مکتبِ رواقیست. حتی اندیشمندی بهسانِ آگوستین، که بسیاری از نظریههای رواقی را به چالش میکشد، طبیعی میداند که کارش را از مواضع رواقی آغاز کند. حتی جالبتر اینکه بسیاری از فیلسوفانِ عصرِ مدرنِ اولیه به رهنمونهای مکتب رواقی روی میآورند، بسی بیشتر از دفعاتی که به ارسطو یا افلاطون رجوع میکنند.
ایدههای اخلاقیِ دکارت بهطور عمده بر مبنای الگوهای رواقی شکل گرفتهاند. اسپینوزا از هر منظر غرقه در مکتب رواقیست. غایتشناسیِ لایبنیتس اساساً رواقیست. هوگو گروتیوس سرمشقهای رواقی را مبنای ایدههای خودش در باب اخلاق و حقوقِ بینالملل قرار میدهد. آدام اسمیت از رواقیون بیشتر از سایرِ مکتبهای فکریِ باستانی بهره برده است. ایدههای روسو در باب آموزش و پرورش اساساً بر مبنای الگوهای رواقیاند. کانت از ایدههای شأن انسانی و جامعهی جهانیِ آشتیجویِ رواقی الهام میگیرد. و بنیانگذارانِ آمریکا غرقه در ایدههای رواقیاند، از جمله ایدههای شأن برابر و جهانشهروندی که بر امرسون و ثورو، استعلاباورانِ آمریکایی، نیز تأثیر ژرفی گذاشتهاند. از آنجایی که آثارِ اصلی رواقی گری یونانی از دست رفته است، همهی این اندیشمندان آثار رواقیونِ رومی را مطالعه کردهاند و از آنجایی که بسیاری از آنان تواناییِ اندکی در خواندنِ یونانی داشتهاند، به طور عمده سیسرون و سنکا را خواندهاند.
@ALTAFHIM
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روستا نایبند، ماسولهای در دل کویر - خراسان جنوبی
.
روستای نایبند یکی از نمونههای معماری پلکانی را داراست که عنوان ماسوله کویر را به خود اختصاص داده است.
با توجه به اینکه در شعاع حدود ۲۰۰ کیلومتری روستا، آبادی دیگری وجود ندارد، درختان نخل موجود در روستا همچون جزیرهای سبز در میان کویر به نظر میرسد.
روستایی در دل کویر که وقتی به آن وارد میشوید باورتان نمیشود، اینجا کویر باشد، کشتزارهای گندم و جو، نخلستانهای زیبا و باغهای مرکبات جلوهگری زیبایی دارد و مناظری بکر آفریده است. روستای نایبند در طبس جز روستاهای پلکانی کشورمان قرار گرفته و عنوان ماسوله کویری را به خود اختصاص داده است. این روستا همچون جزیرهای سبز در میان کویر به نظر میرسد و جلوهای شگفتانگیز دارد. قدمت روستای نایبند در طبس به قرون اولیه تاریخ اسلام بر میگردد البته این منطق را بر اساس وجود حفرهها و غارهایی که در دل کوهها وجود دارد میگوییم.
هوالقاهر
قرص شریف ماه صفر المظفر۱۴۴۶ در حال ورود به برج فلکی میزان (ترازو) است
2/5روز دیگر حدودن مانده تا آغاز قمر در عقرب مرداد ماه
متأسفانه طبق معمول جداول اینترنتی وکانال های دیگر اشتباه.... امروز یا امشب رو ذکر کرده اند
محاسبات و جدول صحيح نیست و فقط حد و حدود رامیرساند اصل بر رویت است نه محاسبات و جدول ملاک حال فعلی افراد و اشیاءاست نه محاسبات ریاضی
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ میتوان قهرمان بود اما پهلوان نه...
﷽
📜نفسْ حقیقتی مجرد است که پس از امتزاج عناصر در اثر حرکت جوهری بدن پدید می آید..امر مجرد طالب هست و می تواند مطلوبی را دنبال کند؛ و نیز کاری انجام دهد؛ اما طلب و کار او با حرکت نیست.
📘رحیق مختوم*شرح حکمت متعالیه، ج11، ص10
﷽
📜شیء هر چه تحصل و فعلیت بیشتری داشته باشد، فعل و کار او بیشتر و انفعال او کمتر است؛ و هر چه تحصل شیء ضعیف تر باشد، انفعال او بیشتر و فعل او کمتر است، به همین دلیل واجب جل ذکره چون در نهایت تأکد وجود و شدت تحصل است، فاعل همهٔ امور و غایت کل موجودات است و قوه او وراء مالایتناهی بما لایتناهی است.
📘رحیق مختوم* شرح حکمت متعالیه، ج11، ص42_41
﷽
📜[نظر نهایی صدرا این است که:] جز خداوند، فاعل اختیاری محض دیده نمی شود،و هر که غیر او کار انجام می دهد همگی مسخر او هستند، اعم از اینکه فاعل مختار و یا غیر مختار باشند.
📘رحیق مختوم *شرح حکمت متعالیه، ج11، ص94
﷽
📜همه موجودات باید بغایات برسند و وصول بغایات بدو طور است.
یکی آنکه:هر نوعی را در عالم مجردات و عالم جبروت عقلی است چنانکه بیاید و پیش بعضی در نشأة علم صورتیست مجرد، بعد از استکمالات و طی عالم حرکات باو پیوندد و او محشور است دائماً بحق تعالی.
دوم آنکه..هر جسمی از اجسام به باب الأبواب که انسان کامل بالفعل باشد مشرف میشود و بعلت غائیهٔ وجود او میرسد که معروفیة الله تعالی باشد که اسم اعظم است.
📘رسائل حکیم سبزواری، هدایة الطالبین، ص247
👤ملاهادی سبزواری قدس سره
﷽
📜نفس البته هنگامی که مراتب برتر را طی می کند، از ارتباطی قویتر با مراحل برتر وجود خود برخوردار است؛ یعنی ارتباط نفس با بدن مثالی و قوایی که از تجرد بیشتر برخوردارند، قویتر از ارتباط آن با مراتب دانی آن است..نفس به دلیل اینکه در وحدت خود همه قوا را شامل می شود با همه مراتب ارتباطی ذاتی دارد.
📘رحیق مختوم* شرح حکمت متعالیه، ج13، ص225
﷽
🔷عطایای الهی بقدر قابلیت است و قابلیتْ ذاتیِ اشیاء است و ذاتیِ شیء علت بردار نیست.
📜مادهٔ گُل را چرا گُل کرد و مادهٔ خار را چرا خار کرد؟ جواب اینست که: «العطیات بقدر القابلیات»..اگر گویند:قابلیت را که داد؟ پاسخ آنست که:قابلیات ذاتی است و «الذاتی لایعلل»[ذاتی شیء نیازمند علت نیست]
📘رسائل حکیم سبزواری، جواب سوالات شیخ محمد ابراهیم واعظ تهرانی، صص326_323
👤حاجی سبزواری قدّس اللّه سرّه العزیز