هوالنور
خروج هلال ماه شریف صفر 1446هجری از حالت شرف قمر و ورود آن به برج فلکی جوزا (دوپیکر)....
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم..... حافظ
واحد هئیت و نجوم اندیشکده علم و تمدن پارس(التفهیم)
@ALTAFHIM
با عرض سلام و اظهار ارادت خدمت سروران کانال. چند وقت پیش جلساتی را با دوستان حوزه علمیه قزوین در باب اصل علیت و نسبت آن با فیزیک کوانتوم برگزار کردیم و در این جلسات بنده سعی کردم تقریری از تفسیر کپنهاگی فیزیک کوانتوم ارائه دهم که با طرح اصل عدم قطعیت و نتیجهگیری اصل عدم علیت از آن، مشکلاتی را برای مباحث الهیاتی پیش میآورند. سپس کوشیدم نگاهی فلسفی به موضوع انداخته و با معنا کردن علیت و تقریر آن نسبت این بحث علمی را با بحث فلسفی علیت روشن سازم و نقدهایی که میتوان از منظر فلسفی به این دیدگاه وارد کرد بیان کنم. محصول این گفتوگوها چهار جلسه شد که برخی از دوستان فرموده بودند در کانال هم بارگزاری شود. اکنون این فایلها را تقدیم میکنم. البته قبل از این هم در این باره بحث کرده و فایلهای آنها را نیز منتشر کرده بودم. میتوان گفت این فایلها جدیدترین تقریری است که از این بحث ارائه کردهام. به هر حال تقدیم دوستان:
۱. علیت و فیزیک کوانتوم، معنای علیت.mp3
زمان:
حجم:
30.3M
معنای علیت و بررسی دامنه شمول آن
۲. علیت و فیزیک کوانتوم، تقریر علیت و انکار آن.mp3
زمان:
حجم:
43.3M
تقریر اصل علیت و بیان نحوه انکار فلسفی و علمی علیت
۳. علیت و فیزیک کوانتوم، نقد انکار علیت.mp3
زمان:
حجم:
45.9M
نقد انکارهای فلسفی و علمی علیت
۴. علیت و فیزیک کوانتوم، تقریر اصل عدم علیت.mp3
زمان:
حجم:
19.8M
تقریر اصل عدم علیت بر اساس فیزیک کوانتوم
اثبات اصل علیت:
يکی از بحثهايی که غور کنندگان در فلسفة غرب اشکال میکنند اين است که از کجا معلوم اصل عليت درست است. در بحث با اين افراد فروضی مطرح میشود که معمولا برخی را پذيرفته و برخی را تشکيک میکنند.
انحاء تقرير اصل عليت:
۱. هر معلولی علت دارد.
۲. هر عين ربطی علت دارد.
۳. هر ممکنالوجودی علت دارد.
۴. هر حادثی علت دارد.
۵. هر موجودی علت دارد.
از تقريرهای فوق تقرير پنجم هيچ دليلی ندارد و بديهی هم نيست.
تقرير اول و دوم نيز تحليلی هستند و کسی که قضايای تحليلی را انکار کند قابليت گفتگو را ندارد. بر اساس همين دو تقرير میتوان بحثهای فلسفی را سامان داد و وجود خدا و مانند آن را اثبات کرد.
تقرير چهارم بايستی به تقرير سوم برگردد تا بتوان از آن دفاع فلسفی کرده و درستیاش را نشان داد. يعنی امر حادث همين حدوثش نشان میدهد که ممکنالوجود است و چيزی که ممکنالوجود است نمیتواند بدون علت موجود شود. پس تقرير صحيح همان تقرير سوم است و تقرير چهارم به آن برمیگردد.
اما درستی تقرير سوم:
ممکنالوجود يعنی چيزی که نه ضرورت وجود دارد و نه ضرورت عدم و به عبارتی متساویالنسبة الی الوجود و العدم است.
چيزی که متساوی النسبة الی الوجود و العدم است برای آنکه از حالت تساوی خارج شده و يکی از طرفين برای او تعين (ضرورت) پيدا کند نيازمند غير است؛ زيرا:
خروج از حالت تساوی و تعين پيدا کردن يکی از دو طرف بدون دخالت علت، مستلزم ترجح بلامرجح است و ترجح بلامرجح محال است؛ زيرا:
ترجح بلامرجح مستلزم تناقض است؛ زيرا:
ترجح بلامرجح به معنای آن است که چيزی که در ذات خود نسبت به وجود يا عدم ضرورت ندارد نسبت به آنها ضرورت داشته باشد؛ زيرا:
ترجح به طرف وجود يعنی ضرورت وجود داشتن و ترجح به طرف عدم يعنی ضرورت عدم داشتن؛ زيرا:
هر چيزی که وجود دارد،در حالی که وجود دارد ضرورت وجود دارد و هر چيزی که معدوم است در حالی که معدوم است ضرورت عدم دارد.
پس ترجح بلامرجح مستلزم تناقض است و محال.
ان قلت:
چه ايرادی دارد که چيزی در زمان الف حالت متساوی النسبة الی الوجود و العدم باشد و در زمان ب، بدون آنکه علتی دخالت کند و يا حتی خودش علت باشد از اين حالت تساوی خارج شده و يکی از طرفين برای او ضروری شود؟
قلت:
لازمة اين تغيير آن است که ذاتی در عين اينکه متساوی النسبة است متساوی النسبة نباشد و اين يعنی انقلاب ذات. انقلاب ذات هم محال است.
ان قلت:
تفاوت زمانها کافی است برای تغيير از يک حالت به يک حالت ديگر.
قلت:
اگر زمان را علت اين تغيير میگيريد پس ترجح بلامرجح نيست و با وجود علتی ترجيح رخ داده است. و اگر زمان هيچ تاثيری در اين ذات نداشته و خود ذات بما هی ذات در يک زمان متساوی النسبة بوده و در زمان ديگر متساوی النسبة نبوده، بدون اينکه هيچ عاملی در آن تاثير داشته باشد، همان انقلاب در ذات میشود که محال است. يعنی تناقض میشود. اين ذات در عين اين که اين ذات است اين ذات نيست.
✍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تقریر دیگری از اثبات اصل علیت:
هر ممکن الوجودی نیازمند علت است.
1. هر موجودی یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود.
2. هر واجب الوجودی هم یا واجب بالذات است یا واجب بالغیر.
3. منظور از واجب الوجود بالذات هم یعنی موجودی که وجودش بدون علت است، نه آنکه خودش علت خودش باشد.
4. منظور از واجب الوجود بالغیر هم یعنی موجودی که وجودش به وسیله علت است.
5. هر موجودی وقتی که موجود است واجب الوجود است (ضرورت به شرط محمول). چنانکه وقتی معدوم بود ممتنع الوجود بود.
6. پس ممکن الوجودی که موجود است واجب الوجود است.
7. ممکن الوجود موجودی که واجب الوجود است یا واجب الوجود بالذات است یا واجب الوجود بالغیر (نتیجه مقدمه 2 و 6).
8. ممکن الوجود موجود اگر واجب الوجود بالذات باشد تناقض را در پی خواهد داشت؛ زیرا:
9. لازمه اش این است که هم واجب الوجود بالذات باشد و هم واجب الوجود بالذات نباشد.
10. پس ممکن الوجود موجود بایستی واجب الوجود بالغیر باشد.
11. هر واجب الوجود بالغیری نیازمند علت است (مقدمه 4).
12. پس ممکن الوجود موجود نیازمند علت است.
مطلوب اثبات شد: هر ممکن الوجودی نیازمند علت است.