💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠
مارتینز هیولت، زیست شناس معاصر آمریکایی، مطلب را خوب ادا کرده است : من فکر میکنم علم بدون آنکه حتی درک شود بر مبنای ایمان عمل می کند.
همین رفتن من به آزمایشگاه و انجام آزمایش نشان دهنده ایمان به این است که نظمی وجود دارد که من می توانم آن را مشاهده کنم.
اگر آن واقعیت نداشت، اگر آن ایمان وجود نداشت من دلیلی نمی داشتم که به آزمایشگاه بروم.
📚 کتاب، علم و دین و فلسفه، گفتگو با دکتر مهدی گلشنی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@ALTAFHIM
کتاب تاریخ علم
تبیین جهان هستی
استیون واینبرگ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@ALTAFHIM
تاریخ علم از زبان یک فیزیکدان
بیشتر کتابهای تاریخ علم که تاکنون منتشر شده توسط تاریخدانانی نوشته شدهاند که چهرههای شاخصی در علم نبودهاند. کتاب حاضر توسط استیون واینبرگ، یکی از برجستهترین فیزیکدانهای نظری در شاخه کیهانشناسی و ذرات بنیادی به رشته تحریر درآمده است. وی برنده جایزه نوبل فیزیک در سال 1979 است. واینبرگ در کتاب تاریخ علم بر فیزیک و اخترشناسی تأکید دارد. به این دلیل که نخستین بار در فیزیک بود که علم به شکل مدرن درآمد و سپس در اخترشناسی به کار برده شد.
او عامدانه در این کتاب سعی کرده است دستآوردهای بزرگانی چون افلاطون، ارسطو، بوعلیسینا، دکارت و … را با معیارهای امروزی داوری کند. البته هدف او از کار این نیست که فلاسفهی طبیعی گذشته را بخاطر اشتباهاتشان در علم سرزنش کند، بلکه به دنبال آن است تا نشان دهد که کشف علوم مدرن چقدر دشوار بوده است.
در دو بخش آغازین کتاب، واینبرگ به پیدایش فیزیک و اخترشناسی در یونان باستان میپردازد. در این بخشها با نظریات تالس، فیثاغورس، ارسطو، افلاطون و دیگر فلاسفه طبیعی یونان باستان آشنا میشویم. در بخش سوم به پیشرفتهای علمی در قرون وسطی، در حوزه متفاوت پرداخته است؛ یکی اعراب و دیگری اروپای قرون وسطی. فعالیتهای علمی ابوریحان بیرونی، ابوعلی سینا، خوارزمیو دیگر دانشمندان مسلمان در قسمت اول این بخش و فعالیتهای راجر بیکن، بوریدان، هیتس بری، اورم و دیگر معاصرانشان در قسمت دوم این بخش توصیف شدهاند. در بخش چهارم کتاب به سراغ انقلاب علمی در قرون 16 و 17 میلادی میرود و فعالیتهای بزرگانی چون سر فرانسیس بیکن، دکارت، اسحاق نیوتن، هویگنس و … را شرح میدهد.
@ALTAFHIM
کتابی در غرب نوشته شده بنام «پایان علم».
کتاب دیگری بنام «محدودیت های علم» که جان بارو فیزیکدان شهیر انگلیسی آن را نوشته است.
@ALTAFHIM
ابزارگرایی یا ابزارانگاری (Instrumentalism) در فلسفه علم دیدگاهی است که بر اساس آن یک نظریه علمی، یک ابزار مفید برای درک جهان محسوب میشود. یک مفهوم یا یک نظریه باید به واسطه اینکه چقدر مؤثر یک پدیده را شرح میدهد و پیشبینی میکند، ارزیابی شود، تا اینکه چقدر با دقت واقعیت عینی را توصیف میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@ALTAFHIM
در شیراز زیارتگاهی معروف به آثار رسول (ص) وجود داشته است. جنید شیرازی (درگذشته 791ق) در شد الازار خود از ابوالسائب نامی سخن به میان آورده است که از پدر خود تار مویی از پیامبر را به ارث برد و پس از درگشت او، آن را بنا بر وصیتش با وی در گورستان دارالسلام شیراز به خاک سپردند. از آن پس قبر ابوالسائب به جهت وجود تار موی حضرت محمد (ص) در آن، به زیارتگاه تبدیل شد. 9 در تذکره هزار مزار (ترجمه فارسی شد الازار)، در این باره به تفصیل چنین آمده است:
«شیخ ابوالسائب، که مشهور است بآثار رسول صلی الله علیه وآله وسلم، از اولیاء مقربست و میگویند پدر او تاجری مالدار بود. چون وفاتش رسید دو پسر داشت پس مالهای پدر قسمت کردند کما فرضالله. چون بشعره حضرت رسالت صلیالله علیه وآله وسلم رسیدند برادر ابوالسائب گفت بمقراض دو نیم کنیم و هر یک نیمه بستانیم. ابوسائب گفت: موی رسول صلی الله علیه وآله وسلم از آن عزیزتر و جلیلتر و شریفتر است که بمقراض پاره کنیم، و لیکن میستانم من این کرامت و برکت که خدای تعالی روزی من کرده است و تو تمام مال بستان. بعد از آن برادرش تمام مال بستد و ابوسائب شعره حضرت رسالت صلی الله علیه وآله وسلم بستد و بر پشم مالید و در جیب خود بنهاد و در مدت عمر با وی بود و آنرا بوی میکرد و بوسه میداد و صلوات بسیار بر رسول صلی الله علیه وآله وسلم میفرستاد. چون وفاتش رسید وصیت کرد که چون مرا بشوئید کفن مرا بپوشانید و مرا خوشبوی و این موی کریمه در چشم راست من نهید مگر ببرکت این شعره کریمه خدای تعالی بر من رحمت کند که مرا هیچ وسیلتی نیست. پس همچنان کردند. بعد از آن یکی از صالحین در خواب دید حضرت رسالت را صلی الله علیه وآله وسلم که فرمود مردمان را بگوی که هر کس که او را حاجتی باشد بر سر قبر ابوسائب بیاید و بطلبد که انشاءالله مرادش حاصل شود. پس خلایق بسیار قصد زیارت او کردند و هر که آنجا میرسید اگر سوار بود جهت اعزاز پیاده میشد اکرام شعره مبارکه حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم را؛ و مزار او مشهور است میان گورستان رحمتالله علیه.» 10
گفتنی است قبر ابوالسائب تا به امروز در گورستان دارالسلام باقی مانده است و برروی آن سنگ قبر بزرگی از دوره قاجار وجود دارد که مصحّح تذکره هزار مزار، تصویر آن را با عنوان «شعر النبی» منتشر کرده است.
منبع:
تذکره هزار مزار (ترجمه شد الازار)، عیسی بن جنید شیرازی، تصحیح: عبدالله نورانی وصال، شیراز: کتابخانه احمدی، چاپ ۱، ۱۳۶۴ ش، ۱۷۸-۱۷۹.
ابوریحان بیرونی ۳ ذیحجه ۳۶۲ قمری، برابر ۴ سپتامبر ۹۷۳ میلادی در حومه کاث، پایتخت امارت آل آفریغ در خوارزم متولد شد.تاریخ تولد ذکر شده را غضنفر تبریزی که علاقه زیادی به بیرونی داشت، گزارش کردهاست. بیرونی در سال ۴۲۷ ه.ق سن خود را ۶۵ سال قمری نوشتهاست که بدین ترتیب باید به سال ۳۶۲ ه.ق متولد شده باشد. او ۲۵ سال اول زندگی خود را در همان شهر سپری کرد و به یادگیری علوم العربیه (فقه و الهیات اسلامی، زبان عربی و غیره) و علوم العجمیه (به خصوص علوم یونانی، ریاضیات، نجوم، طب و غیره) مشغول بود. در این مدت از تعالیم دانشمندانی چون بونصر منصور بن علی بن عراقی جیلانی بهرهمند شد و نیز برخی از آثار اولیهاش را تألیف کرد. او در این دوره از زندگیاش با ابن سینای نوجوان که تنها ۷ سال از او کوچکتر بود مکاتبه و تبادل نظر داشت که برخی نامههایشان در ربط با فلسفه طبیعی ارسطو و فلسفه مشاء باقی ماندهاست. محتمل است که بیرونی از سلسله امرای خوارزم، آل آفریغ که در سال ۳۸۵ ه.ق/ ۹۹۵ م توسط سلسله رقیب در گرگانج (آل مأمون) از قدرت خلع شدند، طرفداری میکرده و شاید با آنان نسبت خانوادگی داشتهاست. هر چند خود در شعری به اغراق میگوید که حتی نمیداند پدرش کیست، چه برسد به اجدادش. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از این بیت برداشت میکند که او از خانوادهای اشرافی نبودهاست.
@ALTAFHIM
نوشتههایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آنها از گردشِ زمین به دورِ خودش نام برده میشود. در کتابِ «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب» ابوریحان میگوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّب نبود و آن را اسطرلاب زورقی مینامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیدهٔ مردمی است که زمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت میدهند و نه به کرهٔ سماوی. بدون شک این شبههای است که تحلیلش در نهایتِ دشواری؛ و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است. مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوط مساحیه(= مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی و دائرةالبروج) است؛ در نقضِ این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود؛ زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمیرسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکانپذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.»
@ALTAFHIM
بوریحان بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبهٔ شعاع زمین ارائه میکند (بوسیلهٔ افتِ افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه میکنیم). بعدها در کتابِ «قانون مسعودی» ابوریحان عملی کردن این روش توسط خود را گزارش میدهد. اندازهگیریِ او یک درجهٔ سطح زمین را ۵۸ میل بهدست آوردهاست که با توجه به اینکه هر میل عربی ۱۹۷۳٫۳ متر است، شعاعِ زمین ۶۵۶۰ کیلومتر (بر حسبِ واحدهایِ امروزی) به دست میآید که تا حدِ خوبی به مقدارِ صحیحِ آن نزدیک است.
خورشیدگرفتگی هشتم آوریل سال ۱۰۱۹ را در کوههای لغمان در افغانستان کنونی را رصد و بررسی کرد و ماهگرفتگی سپتامبر همین سال را در غزنین پژوهید.
@ALTAFHIM
در کتاب خود الصیدنه فی الطب مینویسد:
دین ما و دولت به لحاظ گذشته خود عربی است. [آنها] توأمان اند که بر فراز یکی از آنها نیروی الهی در اهتزاز است و بر فراز دیگری دست آسمانی [گستردهاست]. بارها طوایف گوناگون از زیردستان بهویژه گیلانیان و دیلمیان گرد هم آمدند تا جامه توحش به دولت بپوشند اما آرزوی آنها برآورده نشد. روزانه پنج بار تا اذان در گوشهایشان به صدا در میآید، صف اندر صف پشت سر امامان به نماز [میایستند] و قرآن عربی کریم را میخوانند. در مسجدها پارسایی را به این زبان [عربی] برایشان موعظه میکنند- «[گسترده] بمانند بر دستها و دهن»، ریسمان اسلام پاره نشود و دژ آن ویران نگردد.
@ALTAFHIM