eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.2هزار دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
88 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♦️در آستانه طلوع خورشید ستارگان یک به یک غروب میکنند وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ(طور-۴۹)@ALTAFHIM
7 مهر ماه روز بزرگداشت شمس تبریزی + آشنایی با شخصیت شمس تبریزی هفتم مهرماه، روز بزرگداشت شمس تبریزی است؛ آن عارفی که با حضور خود، تحولی عظیم در زندگی و اندیشه مولانا ایجاد کرد. تاثیر شمس بر مولانا و آثاری که از آن بر جای مانده، باعث شده تا روز هفتم مهر به عنوان روز بزرگداشت شمس تبریزی نام‌گذاری شود. تاثیرگذاری شمس بر ادبیات فارسی شمس تبریزی ، عارفی که با حضور خود، ادبیات فارسی را متحول ساخت. ملاقات او با مولانا، جرقه‌ای بود که آتش عشق و عرفان را در دل مولانا شعله‌ور ساخت و به پیدایش آثاری چون مثنوی معنوی انجامید. آثار مولانا پس از دیدار با شمس، رنگ و بوی دیگری یافت و به یکی از ارزشمندترین میراث‌های فرهنگی ایران تبدیل شد. ▸ شمس تبریزی، از برجسته‌ترین عرفای ایرانی، با اندیشه‌های عمیق و عرفانی خود، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ عرفان اسلامی دارد. ملاقات او با مولانا، یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ ادبیات فارسی است که به پیدایش یکی از بزرگ‌ترین آثار عرفانی جهان یعنی مثنوی معنوی انجامید. آشنایی با زندگی نامه شمس تبریزی محمد بن علی بن ملک داد تبریزی ملقب به شمس الدین یا شمس تبریزی که نامش برای ما با نام مولوی، یکی از پرآوازه‌ترین شعرا و عرفای ایران گره خورده است، ظاهرا از صوفیان و عرفای سده هفتم هجری است که مرید بسیار داشته و با طریقت خویش زندگی مولانا را نیز دستخوش یک انقلاب روحی عظیم کرد. شمس تبریزی: عارفی اسرارآمیز و تأثیرگذار هفتم مهرماه، روزی است که به یادبود شمس تبریزی، عارف نامدار ایرانی و استاد معنوی مولانا جلال الدین رومی گرامی داشته می‌شود. این روز فرصتی است تا به زندگی پر رمز و راز این عارف بزرگ و تأثیر شگرف او بر ادبیات عرفانی فارسی بپردازیم. زندگی پربار و اسرارآمیز شمس تبریزی با نام اصلی محمد بن علی بن ملک داد تبریزی، در قرن هفتم هجری در تبریز متولد شد. از کودکی، روحی جستجوگر داشت و به دنبال حقیقت مطلق بود. او زندگی زاهدانه‌ای را برگزید، از تعلقات دنیوی دست کشید و به سفرهای طولانی پرداخت. شمس تبریزی، با وجود دانش گسترده در زمینه‌های مختلف، خود را به عنوان یک فروشنده دوره گرد معرفی می‌کرد و با بافتن سبد و آموزش کودکان امرار معاش می‌نمود. دیدار سرنوشت‌ساز با مولانا دیدار شمس تبریزی با مولانا ، نقطه عطفی در تاریخ ادبیات عرفانی فارسی بود. این دو روح جستجوگر، با همدلی و عشق فراوان، به تبادل افکار و اندیشه‌های عرفانی پرداختند. تأثیر شمس بر مولانا بسیار عمیق بود و باعث شد تا مولانا آثار بی‌بدیل خود مانند مثنوی معنوی را خلق کند. رازآلود بودن زندگی شمس یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های زندگی شمس تبریزی، رازآلود بودن آن است. اطلاعات دقیقی از زندگی شخصی او در دست نیست و همین امر، بر جذابیت شخصیت او افزوده است. برخی معتقدند که او پس از مدتی قونیه را ترک کرد و در خوی درگذشت، اما محل دقیق آرامگاه او همچنان نامشخص است. میراث ماندگار شمس تبریزی با اندیشه‌های عمیق و عرفانی خود، تأثیر شگرفی بر ادبیات عرفانی فارسی گذاشت. آثار او، به ویژه مقالات شمس، حاوی نکات ارزشمندی درباره عرفان، فلسفه و زندگی است. همچنین، رابطه عمیق و صمیمی او با مولانا، الهام‌بخش بسیاری از عاشقان و عارفان بوده است. زندگی نامه شمس تبریزی محمد بن علی بن ملک داد تبریزی که به شمس الدین یا شمس تبریزی معروف است در سال ۵۸۲ هجری قمری در تبریز دیده به جهان گشود. وی یکی از بزرگان صوفیه ی سده ی هفتم به شمار می رود. شمس به علوم گوناگونی می پرداخت که از آن ها می توان به ریاضیات، مکتب داری و جهان گردی اشاره کرد. شیخ ابوبکر زنبیل باف تبریزی، نخستین استاد او بود. شمس به سفر کردن علاقه فراوانی داشت و برای کسب تجربه های بسیار به نقاط مختلف می رفت. شمس تبریزی در مقالات، پدر و مادرش را به مهربانی و نازک دلی توصیف می کند و این که شمس تبریزی توسط والدینش نازپرورده شده بود:« این عیب از پدر و مادر بود که مرا این چنین به ناز برآوردند.» شمس تبریزی درباره پدر خود چنین گفت:« نیک مرد بود ... الا عاشق نبود، مرد نیکو دگر است و عاشق دیگر.» @ALTAFHIM
شمس تبریزی به خاطر متمایز بودن از دیگران، به گونه ای مبهم زندگی کرده است. بدین دلیل که او از هر نظری با مردم روزگارش اختلاف داشت،« از قبول خلق» واهمه داشت و بدین طریق « شهرتش را پنهان» میکرد. او زندگی خود را اغلب با ریاضت و جهان گردی سپری میکرد. گاهی وقت ها مکتبداری میکرد و زمـانی هم به بافت شلواربند مشغول بود و از این طریق کسب درآمد می کرد. بعد از ورود به هر شهری در کاروانسراها همانند بازرگانان منزل میکرد و وقتی از او می پرسیدند علت عدم ورودت به خانقاه یا مـدرسه چیست؟ در جواب به طـنز می گفت:« من خود را مستحق خانقاه نمی دانم» و همچنین به علت این که اهل مدرسه، اهل لفظند، بحث در این مورد ، کار من نیست و چنانچه بخواهم درباره آن صحبت کنم از مقوله لفظ خارج می شوم حتی اگر« بـه زبـان خـود م حرف بزنم، میخندند و به تمسخر می گیرند» به همین علت می گفت رهایم کنید کـه« من غـریب هستم و کسی که غریب است سزاوار کاروانسراست». و نیز می گفت« خدا خود، مرا تنها آفرید». شمس تبریزی و کیمیا خاتون شمس تبریزی در سال ۶۴۲ وقتی که ۶۰ ساله بود با شخصی به نام کیمیا خاتون ازدواج کردند. در آن هنگام کیمیا خاتون، دختر محمد شاه( دختر خوانده مولانا) بود که ۲۵ سال داشت. کراخاتون، نام مادر کیمیا خاتون بود که پس از این که محمدشاه فوت کرد با مولانا ازدواج کرد. اختلاف سنی این زوج ۳۵ سال بود و ثمره ی این ازدواج، فرزندی به نام حجیب شکربر بود. شمس پس از این که با کیمیا ازدواج کرد به خاطر بدبینی به همسرش، او را مورد آزار و اذیت قرار میداد که در نهایت طبق روایاتی موجب مرگ کیمیا خاتون شد. آثار شمس تبریزی مقالات شمس تبریزی( مجموعه سوال و جوابهایی که میان او و مولانا یا مریدان و منکران رد و بدل شده)؛ مقالات به مجموعه ای از سخنان و حکایات نغز و دل پذیر گفته میشود که بر زبان او در دوران اقامت شمس تبریزی( از سال ۶۴۲ تا ۶۴۳ و بعد از غیبتی کوتاه از سال ۶۴۴ تا ۶۴۵ قمری) جاری شده و پس از او این یادداشت ها را مریدان مولانا به صورت پراکنده جمع کرده اند. با توجه به گسیختگی و بریدگی عبارات می توان فهمید که این کتاب توسط شمس الدین به تألیف نرسیده، بلکه این کتاب همان یادداشت های روزانهٔ مریدان است که بدون هیچ ترتیبی فراهم شده است. شمس تبریزی دلیل ننوشتنش را اینگونه بیان کرده است :« من هرگز به نبشتن عادت نداشته ام؛ سخن را نمی نویسم بدین دلیل که در من می ماند و هر لحظه مرا روی دگر می دهد. بین مقالات شمس تبریزی با مثنوی مولوی به نوشتهٔ بدیع الزمان فروزانفر رابطه ای قوی وجود دارد و مولانا در مثنوی خود بسیاری از مطالب مقالات و امثال و قصص و را نوشته است. در مقالات شمس میتوان مطالب موجود را به چند بخش نظیر رابطه شمس با مولانا، شخصیت و زندگی و خانواده شمس، یادکرد بزرگان و آموزه ها، قصه ها و حکایات، تقسیم کرد. ملت عشق الیف شافاک (الف شفق)، نویسنده ی رمان ملت عشق است که مضامین این رمان عاشقانه، شامل احوالات و ارتباط شمس و مولوی می باشد. کتاب ملت عشق دارای ۱۵ راوی میباشد و یک مقدمه بهمراه پنج بخش دارد که این که در جهان به عنوان پرفروش ترین و پر خواننده ترین کتاب ها تبدیل شده است. شمس تبریزی، چهل قاعده عشق را در این کتاب نقل کرده که موجب تغییر و تحول دیدگاه مخاطب نسبت به زندگی میشود. زبان های مختلفی از رمان ملت عشق در بازار ارائه شده است که از آن ها می توان به فارسی، انگلیسی و ترکی اشاره کرد. دیدار شمس با مولوی شمس تبریزی به سفر و سیاحت، علاقه بسیاری داشت و در یک مکان باقی نمی ماند. وی در تاریخ ۲۶ جمادی الثانی ۶۴۲« معادل با ۱۶ آذر ۶۲۳ هجری خورشیدی و ۶ دسامبر ۱۲۴۴ میلادی» به قونیه سفر کرد و در همان روز با مولوی آشنایی پیدا کرد و موجب تحول در زندگی او شد، به این ترتیب مولوی را شاعر ساخت. مولانا تا پیش از این که شمس تبریزی را ببیند از اهل فقه و علم مدرسه بود و به تدریس علوم دینی می پرداخت ولی بعد از این که شمس تبریزی را دید در زندگی خود، تحول عظیمی ایجاد کرد، دیگر به سراغ تدریس و علم و مدرسه نرفت و تبدیل به آواز و شادی و شاعری شد، که پیروان و مریدانش نمی توانستند این تغییر ناگهانی و بزرگ را در زندگی مولانا تحمل کنند. همین امر موجب شد تا از شمس کینه به دل بگیرند. به این ترتیب شمس تبریزی در ۱۶ ماه وال ۶۴۳، بی بدون هیچ اطلاعی از قونیه رفت بی آنکه به کسی خبر بدهد، مولوی پس از عزیمت ناگهانی شمس و دوری از او به غم و اندوه دچار شد. شمس تبریزی بعد از چندی مجددا به قونیه برگشت. با اینکه مولانا از دیدار مجددش دچار شعف شد، ولی دوام نداشت. اطرافیان مولانا بار دیگر، شمس تبریزی را آزار و اذیت کردند، به همین خاطر شمس تبریزی این بار برای همیشه ناپدید شد. @ALTAFHIM
هوالقیوم قرص ماه شریف ربیع الاول 1446هجری قمری در برج و صورت فلکی اسد (شیر نر) است گذر ماه از کنار قلب الاسد فردا شب خورشید در برج و صورت فلکی سنبله است هوا روبه خنکی خواهد رفت حدود هشت روز مانده تا قمر در عقرب مهر ماه (16مهر) ماه مهر با چه نامهربانی هایی شروع شد ای وای از حادثه معدن طبس.... شهادت سید نصرالله... وبشر الصابرین @ALTAFHIM
پیر من و مراد من، درد من و دوای من فاش بگویم این سخن، شمس من و خدای من از تو به‌حق رسیده‌ام ای حقِ حق‌گزار من شکر تو را ستاده‌ام، شمس من و خدای من مات شَوَم ز عشق تو، زانکه شهِ دو عالمی تا تو مرا نظر کنی شمس من و خدای من محو شَوَم به پیش تو تا که اثر نماندم شرط ادب چنین بُود، شمس من و خدای من شهپر جبرئیل را طاقتِ آن کجا بُوَد کز تو نشان دهد مرا شمس من و خدای من حاتم طی کجا که تا بوسه دهد رکاب را وقت سخا و بخشش است، شمس من و خدای من عیسی مرده زنده کرد دید فنای خویشتن زنده‌ی جاودان تویی، شمس من و خدای من ابر بیا و آب زن مشرق و مغرب جهان صور بدم که می‌رسد شمس من و خدای من حور قصور را بگو رخت برون از بهشت تخت بنه که می‌رسد شمس من و خدای من کعبه‌ی من کنشتِ من،دوزخ من بهشتِ من مونس روزگار من شمس من و خدای من برق اگر هزار سال چرخ زَند به شرق وغرب از تو نشان کِی آورد شمس من و خدای من @ALTAFHIM
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا