هوالحی
این شبها ستارهی و کوکب جنگ و صلح مریخ سرخ گون بر آسمان حکمرانی میکند.... خوشا بحال شهیدان...
@ALTAFHIM
کتاب «چیستی و پیوند قرآن، عرفان و برهان» شرحی است بر مهم ترین نظریه علامه حسن زاده آملی در فلسفه دین است.
این نظریه را ایشان در رساله «قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند» تبیین کردند و استاد روح الله سوری در کتاب چیستی و پیوند به شرح و تبیین آن پرداختند.
دانستن این نظریه سهمی بسزا در اشراف به نظام فکری علامه حسن زاده آملی قدس سره دارد.
این کتاب پرسشهای بنیادین زیر پاسخ میدهد:
یکم رابطه گزارههای دینی و عرفانی و فلسفی چیست؟
دوم آیا این سه روش مجزا و تطبیق ناپذیر هستند یا سه طیف از یک نور واحد اند و همگی هدف واحدی را در پی میگیرند؟
در پاسخ به پرسش های یاد شده گروهی به تفکیک گرویده اند اما صاحب نظران بر آنند که دین عرفان و فلسفه از هم جدایی ندارند عرفان از راه شهود و فلسفه از راه عقل اگر درست و طبق موازین حرکت کنند جز به حقیقت نخواهند رسید حقیقتی که وحی با روش فوق بشری خود بدان دست یافته و در قالب نقل از آن سخن میگوید
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و صدقه....در ماه شریف ربیع الثانی جهت خرید موکت برای خانواده ای نیازمند که از موکت های فرسوده استفاده میکنند و روی کاشی سرد زندگی میکنند ( .حدود 2ملیون تومان میشود) لطفا هر مبلغی هر مقداری کمک کنید خدا خیر تان بدهد.
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
♦️خداوند قومی را از دور دستها به سراغتان خواهد
فرستاد، آنها مثل #عقاب بر شما فرود خواهند آمد.
ה' ישלח אליך עם מרחוק. הם ירדו עליך כמו נשרים.
🔹تورات- تثنیه 28:49
﷽
📜عالم بین طبیعت و حق است و بین وجود و عدم، نه وجود خالص است و نه عدم خالص، در این صورت عالم سحر و جادویی است که پنداشته می شود که حقیقت و راست است_در حالی که راست و حقیقت نمی باشد_و می پنداری که خلق است، در صورتیکه خلق نیست، برای اینکه از هر وجهی خلق نیست و از هر وجهی حق نمی باشد.
📘فتوحات مکیه، باب511:حال قطبی که منزلش «ان تتقوا الله یجعل..» است_مقامات:هجیرات_دفتر31 از فتح مکی
﷽
📜اسم الباری به مهندسان تیز هوش که صاحبان استنباط اند و مخترعان صنایع و نقاشانی که شکل های شگفت انگیز می کشند امداد می رساند، آنان از این اسم می گیرند، و آن یاری کننده نقاشان زبر دست است.
📘فتوحات مکیه، باب98:معرفت نَفَس، بخش122 از فتح مکی
همان گونه که این دوحکیم فرزانه در برخی افقهای فکری همسو هستند، در پارهای از مبانی و اصول فکری و به تبع آن در دیدگاههای جهانشناسیشان اختلاف نظر دارند که به پارهای از آنها اشاره میشود:
1. از نظر میرداماد حقیقت خارجی اشیا همان ماهیت است و وجودْ امری انتزاعی است به عکس، از نظر ملاصدرا، حقیقت خارجی اشیا همان وجود اشیاست و ماهیت اعتباری و انتزاعی است. وجود امری مشکک و ذومراتب است که از وجود لایتناهی حق آغاز شده و تا مرز عدم، یعنی هیولا استمرار دارد.
2. از نگاه میرداماد، آنچه مجعول حق است، ماهیات اشیاست، اما از نظر ملاصدرا، مجعول وجود شیء است.
3. از نظر میرداماد، جهان حادث به حدوث دهری است، اما از نظر ملاصدرا، جهان از آسمانها گرفته و آنچه در آنهاست و زمین و آنچه بر آن است، همه حادث به حدوث زمانی، یعنی زمانمند هستند.
3. از نظر میرداماد، زمان مقدار حرکت فلک اقصی و حالِّ در آن است، اما از نگاه ملاصدرا، زمان مقدار طبیعت متجدّد است که تجدّد، ذاتی اوست و بُعدی از ابعاد وجودی اشیای مادی است نه آنکه عارض خارجی اشیا باشد، بلکه عرض تحلیلی معروض خویش و وجودش در خارج به نفس معروض خویش است.
4. از نگاه میرداماد، ساحت دهر مقدّم بر وعاء زمان است، اما از نظر میرداماد، غیر از خدای تعالی و اسما، صفات و لوازم ذات او که موجودات عالم «امر» هستند، چیزی بر زمان تقدّم ندارد.
5. میرداماد همچون حکمای گذشته، حرکت را در چهار مقوله منحصر میکند، اما در فلسفه صدرایی حرکت در جوهر ذاتی اشیای مادی راه مییابد.
6 . رابط حادث و قدیم (یا متغیر و ثابت) در فلسفه مشائی میرداماد، حرکت سرمدی فلک است. اما در فلسفه صدرایی، امر متجدّد الذات و الهویة نحوه وجود طبیعت جسمانی است که حقیقتی عقلیِ عنداللهی دارد که ثابت است و هویتی اتصالی تدریجی الوجود در هیولا دارد که نحوه وجودش تجدّد و حدوث است نه اینکه تجدّد امر عارضی بر او باشد تا در پی علت قریب متجدّد باشیم.
@ALTAFHIM
7. از نظر میرداماد، افلاک قدیم زمانی هستند، اما از نظر ملاصدرا، آسمانها و آنچه در آنهاست یا زمین و آنچه بر آن هست، همه در حرکت و سیلان دائم و حادث به حدوث زمانی و فانی شوندهاند و هر جزئی از اجزای عالم ماده ابتدا و انتها دارد و هیچ عضوی از اعضای این انسان کبیر ازلی و ابدی نیست و جهان در حدوث دائم است.
8 . از نظر میرداماد، عالم هستی بر حسب زمان سه ساحت وجودی دارد: ساحت زمانیات، دهریات، سرمد. از نظر ملاصدرا، هستی دارای دو ساحت وجودی است: ساحت اشیایی زمانمند و ساحت ربویی و اسما و صفات او وعاء دهر در فلسفه صدرایی معنای محصّلی ندارد.
داوری: گرچه داوری بین آرای دو حکیم فرزانهای که هر کدام صاحب اندیشهای استوار در حکمت و صاحب نظام فلسفی متقنی هستند، کار آسانی نیست، اما با تضارب آرای صاحب نظران است که حقیقت هویدا میشود.
1. در مسئله اصالت وجود و ماهیت، حقیقت این است که اصل حقیقت اشیا به وجود
آنهاست، چون بر اساس سنخیت علت و معلول و صادر و مصدر لازم میآید از حق تعالی که وجود صرف بحت بسیط است، آنچه صادر میشود، فیض وجود باشد و ماهیات، حدود وجودات و منتزع از جنبه نقص ممکنات باشد و برای همین است که واجب تعالی که فعلیت و کمال محض است، ماهیت ندارد، چون حدّ و نقصی برای او منظور نیست و بر این مبنا مجعول هم وجود است نه ماهیت.
2. در بحث جهانشناسی بر اساس معیار قرآن و نهجالبلاغه و کیهانشناسی جدید قول به سرمدیت حرکت فلک که مبتنی بر جهانشناسی بطلیموسی است، باطل است، گرچه ملاصدرا نیز نتوانسته با تفکرات عقلی خویش بساط جهانشناسی بطلیموسی را در هم بریزد و بنایی نو در اندازد، اما ایشان با اصل حرکت جوهری خویش و حدوث زمانی همه اجزای عالم ماده نتیجه گرفته است که طبیعت جسمانی، فلکی باشد یا عنصری، پیوسته در حال صیرورت و از جنبه مادی جسمانیاش در حال متلاشی شدن و اضمحلال است، همچنانکه انسان از حیث جسم مادی به تدریج در حال تحلیل رفتن و ذوب شدن و ذبول است. (ملاصدرا: 1981، 5/197). پس طبیعت متناهی القوة است، همان گونه که قرآن اشاره دارند: «اذا الشمس کوّرت» (الشمس، 1) و در کیهانشناسی جدید گفته شده است که در هر ثانیه چهار میلیون تن ماده خورشید تلف میشود (دائرةالمعارف دانش بشر، آ-17). و بدیهی است که روزی به پایان برسد و پیشتر از زبان ملاصدرا متذکر شدیم که هر چیزی که متناهی القوة باشد، در بقا هم متناهی است و هر امر متناهی، آغاز و ابتدای وجودی دارد. پس افلاک نمیتوانند قدیم و سرمدی باشند، گرچه میرداماد نیز ازلی بودن افلاک را رد میکند، اما آنها را سازنده زمان و خارج و محیط بر افق زمان و موجود در وعاء دهر میداند که با فلسفه صدرایی سازگاری ندارد، بر این مبنا همه اجزای عالم حادث زمانیاند نه دهری و آنچه مقدّم بر زمان است، خدا و اسماء، صفات و شئونات ذاتی اوست و دیگر راسم زمان تنها فلک نیست، بلکه هر امر مادی با تجدّد و صیرورت خویش، راسم زمان است و زمانی که به واسطه حرکت منظومه شمسی حاصل میشود، زمان معیار و سنجش سایر حرکتها و زمانهاست، و هر شیء زمانمندی راسم زمان و با ترسیم زمان فنای خودش را نیز رقم میزند.
@ALTAFHIM
. در بحث حرکت نیز حق به جانب صدراست که حرکت تنها امر عارضی اشیای مادی نیست، بلکه صیرورت و شدن عین هستی اشیای مادی است.
4. در ربط حادث و قدیم هم بر مبنای موارد گذشته، سخن صدرا بیشتر مرضی و قابل پذیرش است و آن اینکه هیچ تفاوتی بین منظومه شمسی و سایر منظومهها و تفاوتی بین آسمان و زمین و اشیای آسمانی و زمینی از حیث مادی بودنشان نیست که آنها واسطه ربط متغیر به ثابت باشند و اصل وجود متجدّد اشیا و طبیعت متجدّد است که ربط حادث و قدیم و متغیر به ثابت است و آن اینکه هر چیزی یک وجه عنداللهی دارد که ثابت و باقی است و یک وجه مادی که فانی و هالک است: «کل شیء هالک الاّ وجهه» (قصص، 28/88 ).
پس جهان از حیث مبدأ وابسته به حق است و بالاخره با توضیح متافیزیکی میتوان مبدأ اشیا را توضیح داد، چنان که چارلز تاونز، استاد فیزیک دانشگاه برکلی و برنده جایزه نوبل مینویسد: «برای من فهمیدنی نیست که رویکرد علمی به تنهایی و جدا از نگرش دینی بتواند منشأ همه اشیا را توضیح دهد» (تاونز: 1377، 2، ش 1).
سخن را با این کلام الهی پایان میبریم که میفرماید:
«ان فی خلق السموات والارض واختلاف اللیل والنهار لایاتٍ لاولی الالباب»؛
همانا در آفرینش آسمانها و زمین رفت و آمد شب و روز نشانههای [عظمت خدا [برای خردمندن آشکار است.
@ALTAFHIM