2024_11_29_19_34_45.mp3
زمان:
حجم:
15.8M
❎دوره زرتشت از شهرت تا حقیقت
🌹مدرس: #دکتر_حاجتی
🔰قسمت ششم
زندگینامه زرتشت
🔹خاندان زرتشت،
🔸همسران زرتشت،
🔹فرزندان زرتشت،
🔸قتل زرتشت،
🔹دخمه نهادن جسد زرتشت،
🔸اهریمن خالق مرگ،
🔹گناه بودن دفن مرده (میت)،
🔸حضور موبد موبدان در مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی.
2024_11_30_20_03_31.mp3
زمان:
حجم:
14.1M
❎دوره زرتشت از شهرت تا حقیقت
🌹مدرس: #دکتر_حاجتی
🔰قسمت هفتم
پیامبری زرتشت(1)
🔹زرتشت چه کسی بوده است؟
🔸سه دیدگاه کلی درباره زرتشت،
🔹پیامبری زرتشت،
🔸زرتشت متنبی،
🔹ناپیامبری زرتشت،
🔸دیدگاه مستشرقان،
🔹ابوریحان بیرونی و زرتشت،
🔸آرای نویسندگان مسلمان،
🔹موبد مخالف وحی و پیامبری.
🟡
2024_12_01_23_33_29.mp3
زمان:
حجم:
15.6M
❎دوره زرتشت از شهرت تا حقیقت
🌹مدرس: #دکتر_حاجتی
🔰قسمت هشتم
پیامبری زرتشت(2)
🔹بررسی دیدگاهها درباره زرتشت،
🔸نقد دیدگاه ابوریحان بیرونی،
🔹بررسی زرتشت سیاستمدار، جادوگر و...
🔸نبود سند تاریخی و باستانی درباره زرتشت،
🔹دیدگاه مشهور و نادر درباره زرتشت،
🔸تفاوت شخصیت زرتشت و کوروش،
🔹بررسی درون دینی پیامبری زرتشت،
🔸تفاوت سندی قرآن و اوستا،
🔹بررسی تاریخی، باستانی و وحیانی اوستا.
کنفوسیوس و ارسطو دو تن از تأثیرگذارترین فیلسوفان تاریخ هستند. فلسفههای آنها متمایز است، اما آنها شباهتهای خاصی دارند که زمینهساز مقایسه آنها شده است.
، در مطلب پیش رو، به مقایسۀ یک جنبۀ خاص از حکمت اخلاقی ارسطو و کنفوسیوس پرداختهایم؛ فیلسوفانی که ادیشههایشان در طی قرنها، الهامبخش فرهنگهای مختلف در غرب و شرق جهان بوده است.
در جای مناسب خود قرار میدهد.
کنفوسیوس زمان زیادی را صرف جزئیترین مسائل مربوط به این کردار کرد، از جمله اینکه چه مدت پس از مرگ یکی از اعضای خانواده باید عزاداری کرد. یک مؤلفه روانشناختی نیز وجود داشت: فقط در صورتی میتوانید «لی» را به درستی تمرین کنید که اعمال شما با حالات درونی شایسته پشتیبانی شوند.
از سوی دیگر ارسطو بر اهمیت hexis تأکید میکند که اغلب به «عادت» ترجمه میشود. بافضیلت بودن برای ارسطو امری یکباره نیست، بلکه حالتی از شخصیت است. یک فرد نه تنها باید کار درست را در مواقع لزوم انجام دهد، بلکه باید انگیزهها و احساسات مناسبی هم در مورد آن داشته باشد. انسان باید برای مثال شجاعت را هدف قرار دهد و آنقدر عاقل باشد که در زمان مناسب شجاع باشد. اگر انسانی به این ترکیب از اعمال و صفات درونی عادت کند، میتوان گفت از فضیلت برخوردار است.
این مفاهیم در فلسفههای مربوطه نقش اساسی دارند. با مقایسه و تقابل این دو، میتوانیم بهتر درک کنیم تصور این دو فیلسوف بزرگ درباره «چگونه زیستن» چه بوده است
کنفوسیوس و ارسطو؛ «لی» و «هکسیس»
کنفوسیوس فیلسوف و مقام دولتی چینی در دوره بهار و پاییز تاریخ چین بود. او پس از ترک یک پست دولتی، برای تدریس فلسفه خود به شمال چین سفر کرد. او نتوانست هیچ دولتی را وادار کند به طور کامل پذیرای آرمانهای او شود، اما برخی از شاگردان او به مقامهای دولتی دست یافتند و دیدگاههای او درباره شخصیت، حکومت و اهمیت تشریفات در سنت چینی جاودانه شدند.
ارسطو فیلسوفی یونانی بود که در قرن چهارم پیش از میلاد میزیست، حدود ۱۰۰ سال پس از کنفوسیوس. او که شاگرد افلاطون بود، در بسیاری از نکات با استاد خود همرأی نبود و سیستم فکری خودش را داشت. نظریههای او درباره اخلاقیات از تجدید حیات در دوران مدرن برخوردار شدند.
در حالی که هر دو فلسفه سیستمهای «اخلاقیات مبتنی بر فضیلت» توصیف شدهاند، تفاوتهای قابلتوجهی بین این دو وجود دارد.
نوشتههای کنفوسیوس به کرات به ایده «لی» (li) اشاره میکنند که به معنای «شخصیت» یا «رعایت آیینها» است. لی از دیدگاه کنفوسیوس معانی مختلفی داشت و ازجمله برای پاکی، ادب، تشریفات و عبادت آیینی به کار میرفت. وی معتقد بود با پیروی از «لی» هر چیزی بسامان میآید و در نهایت، آرمانشهر تشکیل میشود. لی مظهر طیف کاملی از تعامل با انسان، طبیعت، و حتی اشیاء مادی است. کنفوسیوس توصیفات خود از لی را در قالب مباحث گوناگونی از جمله چای نوشی، القاب، عزاداری و حکومت بیان میکند
@ALTAFHIM
li را یک مفهوم کاملاً انسانی میداند که هیچ حیوانی توان انجام آن را ندارد. برعکس، ارسطو پذیرای موجودات غیرانسانی دارای hexis هم هست، هرچند hexis برای یک فیل با یک انسان بسیار فرق دارد.
از سوی دیگر li همیشه به عنوان فضیلت دیده میشود، در حالی که hexis میتواند به عادات بد نیز اشاره کند. فلسفه ارسطو به زندگی یک فیلسوفِ تا حدی خودکفا اشاره میکند، اما اندیشه کنفوسیوسی انسان را به سمت تبدیل شدن به عضوی برجسته و متعهد در یک جامعه کاملاً مشخص سوق میدهد.
در حالی که ارسطو و کنفوسیوس تفاوتهای زیادی در فلسفههای خود داشتند، شباهتهای آنها میتواند روشن کند چگونه میتوان به بهترین نحو با نظامهای اخلاقی آنها عمل کرد. همانطور که دیلَپ گفته:
«توجه به قیاسهای میان عادت ارسطویی و آیین کنفوسیوسی میتواند به متعادل کردن هر آموزه اخلاقی کمک کند. این مقایسه به طرفداران ارسطو کمک میکند به یاد بیاورند که رشد فضیلت یک کار تکروانه و فردی نیست، بلکه به تربیت اجتماعی، عاطفی و بدنی نیاز دارد. ارسطوییها بهطور انتزاعی درباره «سنت» زیاد صحبت میکنند، اما میتوانند از آیین کنفوسیوس بیاموزند از جزئیات واقعی اعمال و آداب و رسوم روزمره یا خانوادگی خود استقبال کنند.
متقابلاً، این مقایسه به کنفوسیوسیها کمک میکند از این اتهامات دوری کنند که شایستگی آیینی محبوب آنها صرفاً یک مراسم توخالی و ظاهری است. مانند فضایل ارسطویی، آیینهای شایسته کنفوسیوسی لزوماً ما را به شیوهای دگرگونکننده با افراد دیگر مرتبط میکنند.
بنابراین این فلسفهها به جای تناقض داشتن با یکدیگر، میتوانند مکمل یکدیگر باشند و درک غنیتری از عملکرد اخلاقی ارائه دهند.
همانطور که دلاپ میگوید: «ارسطو و کنفوسیوس با وجود قدیمی بودنشان، همراهان فوقالعادهای هستند برای تأمل درباره این که چگونه یک زندگی معنادار از نظر اخلاقی داشته باشیم و آن را تمرین کنیم».
@ALTAFHIM
li را یک مفهوم کاملاً انسانی میداند که هیچ حیوانی توان انجام آن را ندارد. برعکس، ارسطو پذیرای موجودات غیرانسانی دارای hexis هم هست، هرچند hexis برای یک فیل با یک انسان بسیار فرق دارد.
از سوی دیگر li همیشه به عنوان فضیلت دیده میشود، در حالی که hexis میتواند به عادات بد نیز اشاره کند. فلسفه ارسطو به زندگی یک فیلسوفِ تا حدی خودکفا اشاره میکند، اما اندیشه کنفوسیوسی انسان را به سمت تبدیل شدن به عضوی برجسته و متعهد در یک جامعه کاملاً مشخص سوق میدهد.
در حالی که ارسطو و کنفوسیوس تفاوتهای زیادی در فلسفههای خود داشتند، شباهتهای آنها میتواند روشن کند چگونه میتوان به بهترین نحو با نظامهای اخلاقی آنها عمل کرد. همانطور که دیلَپ گفته:
«توجه به قیاسهای میان عادت ارسطویی و آیین کنفوسیوسی میتواند به متعادل کردن هر آموزه اخلاقی کمک کند. این مقایسه به طرفداران ارسطو کمک میکند به یاد بیاورند که رشد فضیلت یک کار تکروانه و فردی نیست، بلکه به تربیت اجتماعی، عاطفی و بدنی نیاز دارد. ارسطوییها بهطور انتزاعی درباره «سنت» زیاد صحبت میکنند، اما میتوانند از آیین کنفوسیوس بیاموزند از جزئیات واقعی اعمال و آداب و رسوم روزمره یا خانوادگی خود استقبال کنند.
متقابلاً، این مقایسه به کنفوسیوسیها کمک میکند از این اتهامات دوری کنند که شایستگی آیینی محبوب آنها صرفاً یک مراسم توخالی و ظاهری است. مانند فضایل ارسطویی، آیینهای شایسته کنفوسیوسی لزوماً ما را به شیوهای دگرگونکننده با افراد دیگر مرتبط میکنند.
بنابراین این فلسفهها به جای تناقض داشتن با یکدیگر، میتوانند مکمل یکدیگر باشند و درک غنیتری از عملکرد اخلاقی ارائه دهند.
همانطور که دلاپ میگوید: «ارسطو و کنفوسیوس با وجود قدیمی بودنشان، همراهان فوقالعادهای هستند برای تأمل درباره این که چگونه یک زندگی معنادار از نظر اخلاقی داشته باشیم و آن را تمرین کنیم».
@ALTAFHIM
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟡 شبهه
امام جمعه بیسواد و بی انصاف و بی وجدان اهل تسنن خواف مولوی هیئت
که از ابتدایی ترین حوادث تاریخ ائمه و حتی کتب معتبر اهل سنت هم هیچ بلد نیست ببینید چطور قصد پایین آوردن مقام والای حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) رو در نماز جمعه داشت و الحمدالله به دست یک دانشجو مدافع حق حضرت زهرا چطور با سند مفتضح شد
🟢 تا جایی که میتونید منتشرش کنید تا به همین اندازه از مادر پر افتخارمان بانوی دو عالم دفاع کرده باشیم و تو دهن شبهه افکنان و بدخواهان حضرت صدیقه طاهره زده بشه
👌انتشار واجب شرعی و اخلاقی
🌐