وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دوستان گرامی در ماه شریف و نورانی رجب المرجب و میلاد مولای متقیان امام علی علیه السلام و ایام البیض(روزهای سپیدو اعتکاف ) هستیم
در دین مبین اسلام و مذهب حقه ی تشیع صدقه دادن و کمک به نیازمندان بسیار تاکید شده... در دوران و زمان ما مبالغ 50هزار تومان و 100هزار تومان از طرف شخص یا خانواده ای واقعا پول یه پفک نمکی و تنقلات هست...
در این فصل سرما عزیزان زیادی چشم به راه کمک هستند که بعضا قدرت خرید نان و چند عدد تخم مرغ را هم ندارند چه برسد به گوشت یا لباس گرم ووو 😔خدا خیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید....
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔃 توییت کاربران توییتر
✍️ و پروردگارت هرگز چیزی را فراموش نخواهد کرد.
🔹و سنتهای الهی تغییر نخواهد کرد.
🔸آهِ مظلوم آهِ مظلوم آهِ مظلوم.
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️هرگز باورتان نمیشود اندازه واقعی شعلههای خورشید چقدر است!🌞
#خورشید
PTT-20220215-WA0028.opus
زمان:
حجم:
1.5M
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من
گر چه سخن همیبرد قصه من به هر طرف
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
ابروی دوست کی شود دستکش خیال من
کس نزدهست از این کمان تیر مراد بر هدف
چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل
یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف
من به خیال زاهدی گوشهنشین و طرفه آنک
مغبچهای ز هر طرف میزندم به چنگ و دف
بی خبرند زاهدان نقش بخوان و لاتقل
مست ریاست محتسب باده بده و لاتخف
صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه میخورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
طالع/یمین/نمک/علی=۱۱۰
شحنه =نگهبان
🎙 م. خ
علاقه مندان به سبک زندگی صحیح و تغذیه سالم ما را دنبال کنید :
@Ostadkhosravi
🔻قال رسول الله (ص):
مَن رآنی فَقَد رای الحَق
هرکس مرا ببیند به تحقیق حق را دیده است.
(بحار الانوار،ج۶۱، ص۲۳۵)
ملاصدرا در «الشواهد الربوبیه » صفحه ۳۲۳ در ذکر دلیل "تجرد نفس" به همین روایت تمسک کرده و میگوید:
(...دیگر دلیل بر تجرد نفس، حدیث "من رآنی فقد رای الحق" است.....زیرا نفس مقدس پیامبر اکرم(ص) مظهر اکمل و مرآت اتم ذات و صفات الهی است".)
🔻 همه چیز مُسَخَّرِ انسان است.
🔖فخر رازی در سفری بود، بعد که برگشت به او گفتند: در این سفری که بودی از عجایبی که دیدی برای ما نقل کن، گفت: «من عجیب تر از خودم ندیدم».... حرف حسابی است و کم حرفی هم نیست.
🔖مرحوم سید بن طاووس فرمود:
من لیلة القدر را میدانم. برای هلال اول ماه احتیاج به تقویم ندارم. بعد فرمود که اینها مهم نیست، بلکه مهم آن است که بدانیم (داشت چیزی می نوشت) یک مقدار نطفه رشد کرده و الان شده آقای نویسنده، متفکّر، دانا، بینا، چه و چه ... دو روز است که این خیال مرا گرفته و در تعجب بودم.
🔖قرآن کریم کتاب تدوین میفرماید:
«ألم تروا أنّ الله سخَّرَ لکم ما فی السماوات و ما فی الأرض»....این همه از آسمان و زمین را من مُسَخّر شما کردم و همه باید مسخّر ما باشد.
🔖 ابن عربی در فتوحات فرمایشی دارد:
«و لا تجعل طبیعتک حاکمة علی نفسک» طبیعت خود را حاکم بر عقل خود قرار نده که هر چه او گفت بگویی چَشم. این همه باید مسخّر ما باشد، ولی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و طبیعت خودمان را تسخیر نکرده ایم و حاکم بر ماست. در این عالم همه چیز تعجب آور است. چیزی پیدا نمی شود که تعجب آور نباشد.
🔖شیخ بهایی در کشکول نقل میکند که:
هارون الرشید برای حضرت امام موسی بن جعفر (ع) نوشت:
« عظنی فأوجز» در عبارت کوتاه اندرزم ده.
امام نوشت: «کلّ ما تراه عینک ففیه موعظة»
همه چیز تعجب آور است و شگفت است.
🔖 امام صادق(ع) در توحید مفضّل میفرماید:
پشه همه چیز فیل را دارد به اضافه دو بال....
📚صد و ده اشاره.ص۴۳
👤علامه حسن زاده آملی.
╰๛---๛---๛--------------------
آفاق جمع اُفُق و به معنی کران، ناحیه، کرانه آسمان، کنار و بر گرد جهان؛ و انفس، جمع نَفْس به معنی ذات: روح و خود است. در اصطلاح متفکران اسلامی ۲ واژه آفاق و انفس باتوجه به قرآن
[۱]
[۲]
در معنای جهان و انسان یا ظاهر و باطن یا عالم مادیات و مجردات به کار رفتهاست، چنانکه عالم آفاقی کنایه از عالم ظاهر و عالم کبیر و عالم اجسام است؛ و عالم انفسی اشاره به عالم باطن و عالم صغیر و عالم ارواح است.
۲ - مطالب دانشمندان
سیر در آفاق و انفس، یعنی تفکر در لطایف وجود آدمی و مشاهده دقایق هستی، مطلبی است که به صورتهای مختلف در نوشتههای دانشمندان اسلامی مطرح شدهاست.
۲.۱ - در تفاسیر قرآن
مفسران عامه و خاصه، ضمن تفسیر آیه «سَنُریهِمْ آیاتِنا فی الآفاقِ وَ فی اَنْفُسِهِمْ» در توجیه دو کلمه آفاق و انفس سخنانی گفتهاند، از آن جمله: ۱. مراد از آیاتِ آفاقی، افلاک و ستارگان و عناصر چهارگانه و موالید سه گانه ( معدن ، نبات و حیوان ) است؛ و مقصود از آیات انفسی، کیفیت تکوین چنین است در رحم و نحوه پدید آمدن اعضاء و اندامهای شگفتانگیز آن؛۲. مقصود از آیاتِ انفسی، اشاره به فتح مکه است و مراد از آیاتِ آفاقی فتح نواحی اطراف آن؛ ۳. منظور از آیاتِ آفاقی، حوادث خارق عادتی است که مقارن ظهور پیامبر اکرم و پس از آن، در خارج از مکه اتفاق افتاد؛ و مقصود از آیاتِ انفسی اشاره به واقعه شقّالقمر است که در مکه صورت گرفت؛ ۴. آیات آفاقی یعنی «وقایعی که خدای تعالی را بود در امم گذشته»؛ و ایات انفسی اشارتی است به واقعه جنگ بدر ؛ ۵. آیاتِ آفاقی یعنی سرنوشت امّتهایی که انبیای الهی را تکذیب کردند، در مقابل آیاتِ انفسی که وجود خود انسان و مراحل تکوین و تکامل اوست از انعقاد نطفه تا مرحله ادراک و تعقل
[۳]
[۴]
[۵]
۲.۲ - سیرآفاقی و انفسی در نظر فیلسوفان
۲.۲.۱ - ابن سینا
ابنسینا در پایان نَمَط چهارم از کتاب اشارات و تنبیهات، ضمن توضیح برهانی که برای اثبات ذات باری و صفات حقیقیه او آوردهاست میگوید: «تأمل کن که چگونه در اثبات مبدءِ اول و یگانگی و پاکی او از عیب و نقص ، بیان ما به چیز دیگری جز خود وجود نیاز نداشت و به ملاحظه مخلوق و فعل او محتاج نشد، اگرچه آن هم بر وجود واجب تعالی تعالی دلیل است، اما این روش مطمئنتر و شریفتر است و در کتاب الهی، آیه «سنریهم آیاتنا» به این مطلب اشارتی دارد».
[۶]
۲.۲.۲ - شیخاشراق
شیخاشراق در باب دوم از رساله یزدان شناخت ـ که درباره معرفت نفس انسانی و چگونگی سعادت و شقاوت آن بحث میکند ـ آفاق و انفس را در معنای انسان و جهان به کار میبرد. به گفته او: کاملترین موجودات آدمی است که او را عالم کوچک خواندهاند «به حکم آنکه حواشی عالم روحانی و جسمانی بر هم زدهاند و نموداری از او با هم آورده؛ و کلام الهی بر این معنی ناطق است: سنریهم آیاتنا».
[۷]
نیز در کتاب الواح عمادی، پس از ذکر آیه ۲۱ سوره ۵۱ (الذّاریات) و آیه ۵۳ سوره ۴۱ (فصلت)، مینویسد: «این چند آیه اشارت میکند که عجایب عالم علوی در عالم کوچک که انسان است، تعبیه شدهاست».
[۸]
۲.۲.۳ - بابا افضل کاشانی
بابا افضل کاشانی، در رساله جاوداننامه، مراتب آیات و نشانههای الهی را در جهان هستی، به « گنج خانهای» تشبیه میکند که کلید آن خودشناسی است. به گفته او: «شناخت هر چیزی پس از شناخت هر چیزی پس از شناخت خود تواند بود، چه از مخلوقات هیچ چیز آن کمال ندارد که مردم».
[۹]
وی سپس ضمن اشاره به آیه ۵۳ سوره ۴۱ و استشهاد به آیه ۲۱ سوره ۵۱، از «علمِ آیاتِ آفاق و انفس» نام میبرد و مینویسد: «ناچار به آیات آفاق و انفس مردم را به لقای خداوند تعالی باید خواند تا محجوب نمانند. پس به آیات بباید نگریست تا بدانی و بشناسی و از الحاد و تعطیل بری شوی؛ و چون بدانستی و بشناختی، آیات و علامات را فرو باید گذاشت تا مشرک نباشی».
[۱۰]
[۱۱]
نکتهای که افضلالدین در پایانِ سخن خود بر آن تأکید میکند، این است که پس از شناخت بدایع خلقت و تأمل در مصنوعات الهی و گشوده شدن دیده بصیرت، اگر آدمی از آیات و نشانهها روی برنتابد اندیشه خود را در وجود باری و وحدانیت و قیومیت او متمرکز نسازد، به ورطه شرک و الحاد میافتد.
۲.۲.۴ - صدرالدین شیرازی
صدرالدین شیرازی در مقدمه اسفار ، سلوک عارفان و سیر آفاقی و انفسی اولیاءالله را به ۴ سفر معنوی مانند میکند: ۱. سفر از خلق به سوی حق؛ ۲. سفر در حق همراه حق؛ ۳. سفر از حق به سوی خلق همراه حق؛ ۴. سفر در خلق همراه حق.
[۱۲]
در توضیح این مراحل، شارحان سخنان صدرالمتألهین گفتهاند: در اصطلاح اهل یقین، سفر عبارت از سیر و سیاحتی است که آغاز آن عالم طبیعت و پایان آن فناءفیالله و بقاء بالله است. مرحله اول این سلوک، سفری است از خلق به سوی حق، یعنی سیر از کثرت به وحدت و از ظاهر به باطن.
در طی این سفر، به تدریج تعبّنات موهوم و کثرات اعتباری از نظر سالک محو میشود تا بدانجا که «وحدت حقّه حقیقیه» را در هر چیز جلوه گر میبیند. آنگاه که هستی سالک در هستی حق فانی شد و وجودش وجودی حقانی گردید، سفر اول به پایان میرسد. حکیم الهی نیز با تدمل در آفاق و انفس و مشاهده آیات سبحانی و اتقان نظام هستی، از اثار قدرت و حکمت خداوند بر وجود او استدلال میکند و بر اسماء و صفات وی استشهاد میورزد. مرحله دوم سلوک، سفر در حق است همراه حق. مقصود ا این سفر، سیر سالک در عالم اسماء و صفات الهی است. سالک اندک اندک در دریای جلال و جمال الهی فرو میرود، پردهها برداشته میشود و هریک از موجودات به عنوان مظهری از مظاهر اسماء و صفات خداوند جلوه گر میشود. این سفر، سفری است در حق، زیرا در این سفر ، سالک متحقق به حقیقت حق میشود و «در صُوَرِ جمیع موجودات، به دیده حق، مشاهده حق» میکند.
[۱۳]
۲.۲.۵ - حکیم الهی
حکیم الهی نیز از تأمل در وجود حق به وجوب وجود او پی میبرد و از وجوب وجود، بر وجدانیت واجب استدلال میکند و به تدریج علم ، قدرت ، حیات ، اراده ، سمع و بصر و دیگر اوصاف کمال و نُعوت جمال و جلال خداوند را در مییابد. مرحله سوم، سیر سالک است ا حق به سوی خلق همراه حق. از انجا که سالک پس از گذشتن از کثرات موهوم صوری و معنوی و فانی شدن در حق، از خود تعیّنی ندارد، بنابراین سفر او سفری همراه حق است. در این سفر، سالک عارف خود مظهر اسماء و صفات الهی میشود تا بدان جا که دانش او جلوه دانش حق و قدرتش مظهر قدرت حق و ارادهاش ناشی از مشیّت حق میشود، یعنی به او میشنود، به او میبیند، به او میگوید و به او حرکت میکند. حکیم الهی نیز در این مرحله پس از معرفت اسماء و صفات و لوازم آنها، از مقام وحدت به عالم کثرت باز میآید تا چگونگی صدور موجودات و پیدایش کثرات و تعیّنات را دریابد و از مجالی تجلّیات حق و مراتب ظهور نورالهی، یعنی عالم جبروت، ملکوت و ناسوت (عقول، نفوس و اجسام) آگاه گردد. مرحله چهارم، سیری است در خلق همراه حق. در این مرحله سالک عارف، کثرات را در وحدت و وحدت را در کثرت میبیند و به مقام خلیفهاللّهی نایل میشود و با شناختن موجبات سعادت و شقاوت آدمی، قابلیت هدایت و تربیت دیگران را پیدا میکند. چنین کسی اگر از جانب حق مأمور ارشاد خلق به سر منزل سعادت گردد، صاحب نبوّت تشریعی است.
[۱۴]
۲.۳ - سیر در آفاق و انفس از نظر عرفا
در نظر عارفان ، آفاق دو کتابند که باید رموز هستی را در آنها خواند: کتاب انفس که «تمامت آیات صفات و اماءالهی در آن مکتوب است: و کتاب آفاق که تفصیل کتاب انفس است.
[۱۵]
عارف بر آن است که از یک سو از خودشناسی به خداشناسی برسد و از سوی دیگر «به نظر اعتبار نگاه در افلاک و انجم و اختلاف سیر و اشکال ایشان» کند تا کمال قدرت الهی و حکم و تدبر او را در نظام متقن عالم مشاهده کند و این معنی «سبب ارتقاء وی بر مدارج کمال گردد».
[۱۶]
در نوشتههای صوفیانه، گاهی مقصود از سیر آفاقی و انفسی، سفر روح است در حوزه محسوسات و عالم مجرّدات؛ چنانکه سنایی در منظومه سیر العباد الی المعاد بیان داشتهاست. گاهی نیز منظور از آن، مطالعه در کتاب وجود خویش است و «سفر در موجودات». از یک جهت میتوان گفت که سیر انفسی، سفری است در خود که طیّ آن، سالک به مدد عشق و هدایت پیر ، از بیابانهای حرص ، بخل ، غضب و شهوت میگذرد و کوههای کبر و حسادت و حقد را در مینوردد تا از مرحله حیوانی به مرتبه فرشتگی برسد.
۲.۳.۱ - نظرشمسالدین محمدکرمانی
از جهت دیگر، مراد از سیر انفسی، سیر سالک در مراتب نفس آدمی است چنانکه شمس الدین محمد کرمانی در منظومه مصباح الارواح بیان کردهاست. مرحله اول این سفر، سیر در شهر نفس امّاره است و پس از آن، دیداری از شهر نفس لوّامه . سالک به سفر خود ادامه میدهد تا به شهر نفس مطمئنه برسد که شهری خوش است و دیار حکمت و خردمندی. با گذشتن از این مرحله، سوادِ شهرِ نفسِ راضیه پدیدار میشود و پس از عبور از شهر نفس مرضیه، سرانجام سالک به مقصد نهایی سلوک که فنا و بقاست نایل میشود، آنجا که «فقیر مطلق» میشود و «توانگر به حق» میگردد.
۲.۳.۲ - نظر شیخ محمودشبستری
شیخ محمودشبستری آفاق و انفس را مترادف با عالم صغیر و کبیر با انسان و جهان به کار بردهاست. باب ششم رساله او «در برابر کردن آفاق و انفس یعنی برابر کردن تن آدمی با عالم» است. وی در باب هفتم، این ۲ واژه را با ظاهر و باطن یا عالم ظاهر و باطن تطبیق میکند و مینویسد: «آنچه حق سبحانه و تعالی فرمود سنریهم آیاتنا، مراد از آفاق، عالم ظاهر یعنی عالم اجسام و مراد از انفس، عالم باطن است یعنی ارواح».
[۱۷]