eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
2.2هزار ویدیو
89 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز 18رجب به قولی مرگ مأمون لعنت الله است...
مامون که پس از فتوحات روم راهی پایتخت خود بود، در مسیر بازگشت  در «رِقّه» کنونی، به چشمه ای بنام «بَدَندُون» که معروف به «عشیره» بود رسید چون آب و هوای مناسب و منظرۀ دلگشا و سبز و خرمی داشت، دستور داد در آنجا سپاه توقف کند تا از هوای این منطقه مدتی استفاده نموده سپس راهی دیار خود گردند. برای مامون روی چشمه جایگاه بسیار زیبایی از چوب آماده کردند و وی در آنجا می ایستاد و صافی آب را تماشا می کرد. در این هنگام که او سرگرم تماشای آب بود، یک ماهی بسیار زیبا به اندازۀ نصف طول دست و نقره ای رنگ آشکار شد. مامون گفت هر کس این ماهی را بگیرد، یک شمشیر جایزه دارد. یکی از سربازان، خود را به آب انداخت و ماهی را گرفت و بیرون آورد و همین که به تخت و جایگاه مامون رسید ماهی، خود را به شدت تکان داد و از دست او جهید و در آب افتاد. با جهیدن ماهی، مقداری از آب بر صورت و گلوی مامون پاشیده شد که ناگهان لرزش بی سابقه ای تمام وجود او را فرا گرفت! سرباز برای مرتبه دوم به آب پرید و ماهی را گرفت و مامون این بار دستور داد آن را کباب کنند. ولی لرز به طوری شدت یافت که هر چه لباس زمستانی و لحاف بر روی او می انداختند، آرام نمی شد و پیوسته فریاد می زد: «البَرد البَرد» سرما سرما. در این بین ماهی را که بریان شده بود برایش آوردند ولی او به حدی در ناراحتی و فشار بود که نتوانست حتی لقمه ای از آن را بخورد. @ALTAFHIM
معتصم، برادر او -که پس از وی به حکومت رسید- فوراً دستور داد تا برایش پزشکان سلطنتی را آورند و او را معالجه کنند. آنان پس از معاینۀ مامون، گفتند: ما از معالجۀ وی عاجزیم! این حالت لرز و ضربان نبض بی شک نشانگر مرگ او است و تا حالا در طب، مانند این بیماری رخ نداده است. مامون که حالش بسیار وخیم شده بود و لحظه ای لرز و لحظه ای چنان تب می نمود که از بدنش عرق فراوانی سرازیر می‏شد، دستور داد تا او را به جای بلندی ببرند و یک بار دیگر سپاه و سربازان خود را ببیند. در سفینه البحار، جلد 1، این گونه نقل است: شب بود، مامون را به جای بلندی بردند، همین که چشمش به سپاه بی کران در خلال شعاع آتش هایی که کنار خیمه ها افروخته بود، افتاد و رفت و آمد سربازانش را دید که همه به خود مشغول و از مامون بی خبرند، ناگهان رو به آسمان کرد و گفت: «یَا مَن لَا یَزَالُ مُلکُه! اِرحَم مَن یَزَالُ مُلکُه»، ای آن که پادشاهی او زوال پذیر نیست، رحم کن بر کسی که پادشاهیش به پایان رسیده است. سپس او را به جایگاه خودش بردند و معتصم (برادرش- خلیفه بعدی) کسی را گماشت تا «شهادتین» را به وی تلقین کنند. سپس آن مرد با صدای بلند کلمات شهادتین را می گفت و در این میان «ابن ماسویه» پزشک مخصوص مامون گفت: فریاد نکش. الآن مامون در وضعیتی است که فرق بین »پروردگار» و «مانیِ» نقاش را نمی شناسد که ناگاه، مامون چشم هایش باز شد و چنان بزرگ و قرمز شده بود که هر بیننده ای را دچار وحشت می کرد. با همان حال، می خواست «ابن ماسویه» را با دست خود فشار دهد ولی توان نداشت و چشم از دنیا فروبست. این ماجرا در روز پنجشنبه هیجدهم رجب سال 218 (ق) رخ داد. سپس جنازۀ او را به طرسوس حمل کردند و به خاک سپردند. @ALTAFHIM
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آموزشی زمستانه دوره حجامت و فصد و زالو و بادکش درمانی 🩸 شهرهای اصفهان و قم و تهران و رشت و همدان و اردبیل 😍 نکته مهم: دوره های رشت و همدان و اردبیل در صورت به حد نصاب رسیدن (۲۰ نفر) برگزار می‌شوند. جهت ثبت نام، نام و نام خانوادگی و شماره تلفن خود و نام شهر مورد نظر را به این آیدی در ایتا بفرستید: @mr_hejamat_admin به کانال آقای حجامت بپیوندید.👇 ....•🌸°∞°❀🌸❀°∞°🌸•.... @mr_hejaamat
هوالمستعان ماه شریف رجب المرجب 1446هجری در برج و صورت فلکی سنبله است گذر ماه از کنار سماک اعزل (اسپیکا) امشب حدود 5روز دیگر مانده تا قمر در عقرب بهمن ماه... جداول اینترنتی صحیح نیست محاسبه ریاضی فقط حد و حدود رامیرساند اصل بر رویت است نه محاسبات و جدول ملاک حال فعلی افراد و اشیاءاست نه محاسبات ریاضی... خورشید وارد برج و صورت فلکی جدی (بز ماهی) شد قاعدتا هوا باید سردتر و همراه بارش برف و باران باشد... شصت روز دیگر مانده تا سال نو انشاالله....کانال تخصصی هیئت و نجوم اسلامی ایرانی التفهیم @ALTAFHIM
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود! الذاريات/19 سلام علیکم و رحمت الله و برکاته دوستان گرامی در ماه شریف و نورانی رجب المرجب و نزدیک شهادت باب الحوائج حضرت موسی ابن جعفر الکاظم علیه السلام هستیم در دین مبین اسلام و مذهب حقه ی تشیع صدقه دادن و کمک به نیازمندان بسیار تاکید شده... در دوران و زمان ما مبالغ 50هزار تومان و 100هزار تومان از طرف شخص یا خانواده ای واقعا پول یه پفک نمکی و تنقلات هست... در این فصل سرما عزیزان زیادی چشم به راه کمک هستند که بعضا قدرت خرید نان و چند عدد تخم مرغ را هم ندارند چه برسد به گوشت یا لباس گرم ووو 😔خدا خیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید.... :دوچیز قضای حتمی را برمی‌گرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ... ش کارت‌‌ به نام محمد خسروی/بانک ملت ۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸ ش کارت دوم /بانک ملی 6037997546372302 https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️  [روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .  ( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ ) https://eitaa.com/Ostadkhosravi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸 دانشمندان با این که میدانند شئ فیزیکی مورد مطالعه ی آنان، ساختاری گسسته دارد و نه پیوسته؛ اما در مدلسازیهای خودشان از مدلهای پیوسته بهره میبرند؟ 🔸 چرا؟ چون اگر این فرض را وارد کنیم، میتوانیم از امکانات فوق العاده ای که در ریاضیات برای کمیتهای پیوسته هست، بهره ببریم و کارهایمان خیلی خیلی ساده میشود. 🔸 مثَل فرض متافیزیکی "پیوستگی ریاضیاتی" در ساختار نظریه‌های علمی مختلف نظیر مکانیک کوانتوم و نسبیت ایشتین و مکانیک نیوتنی و الکترومغناطیس و ...، مَثَل "آب" در ترکیب آش رشته است. اگر آب را از آش رشته جدا کنید، دیگر آش نخواهید داشت! 🔸 اگر فرض پیوستگی را از غالب نظریه های علمی جدا کنیم، دستمان از آن نظریه ها خالی خواهد شد. 🔸 چرا دانشمندان برغم این که میدانند این فرض، یک فرض ساده کننده و غیرواقعی است؛ آن را کنار نمی گذارند؟ 🔸زیرا همچنان که گفته شد این فرض مثل آب در آش رشته در همه ی تئوری های علمی ریز و درشت و مهم و نامهم نفوذ کرده است و کنار گذاشتنش به این راحتیها نیست 🔸دانشمندان به خوبی میدانند که کنار گذاردن این فرض کاذب، هزینه ی غیرقابل تحملی را بر آنان تحمیل خواهد کرد: هزینه ای به ارزش کنار گذاردن مشتق و انتگرال و کنش و معادلات دیفرانسیل و معادلات انتگرالی و تبدیلات فوریه و ... 🔸آن چیزی که برای غالب دانشمندان مهم است، این است که این نظریه ها میتواند جوابهای قابل قبولی بدهد، ولو در مقدمات آن، فرضیات کاذبی هم حضور داشته باشد. 🔸 اینک همه میدانند که مکانیک نیوتنی به معنای دقیقش، واقعیت ندارد و چیزی به اسم نیروی جاذبه به آن شکلی که نیوتن میگفت، اصلا وجود ندارد؛ و آن رابطه ی صاف و ساده ای که نیوتن بین نیرو و شتاب ادعا می کرد، واقعیت ندارد و فقط در حد یک عبارت تقریبی ( آن هم نه همه جا ) قابل قبول است. 🔸 بنابراین کم نیست و کم نبوده و کم هم نخواهد بود نظریه هایی که واقعیتی ندارند اما در برخی موارد به جوابهای خوب و قابل تایید در آزمایشگاه ما را می رسانند. بعضی از دانشمندان حرف شان این است که وظیفه ی ساینس را به همین حد محدود بدانیم و توقع نداشته باشیم که واقعیت را به ما بگوید. 🔸بنابراین نباید نگران وجود فرضهای کاذب و صد درصد دروغین در مقدمات نظریه ها باشیم، در صورتی که آن نظریه به ما جواب بدهد. 🔸 از طرفی باید مردم را آگاه کنیم که محدودیتهای ما را درک کنند و از ساینس، انتظارِ ارائه ی تصویری از واقعیت را نداشته باشند. 🔸علم در صورتی میتواند تصویری واقعی از جهان ارائه دهد که در پیشفرضهایش، هیچ گزاره ی کاذب تاثیرگذاری وجود نداشته باشد و چنین چیزی عملا محال است و هیچگاه علم به طور کلی به این جور جایی نخواهد رسید. 🔸علم به دلیل وابستگی اش به ریاضیات، مجبور است ایده آل سازی کند و فرضهای کاذب و حداقل مبهم را به کار بگیرد. 🔸 مردم همچنان که در بقیه ی موارد زندگی، اگر یک پیشفرض مبهم و مشکوک را در اثبات یک ادعا ببینند، آن را نمی پذیرند؛ اینجا هم باید به همان نحو عمل کنند. 🔸
🔸واقعی دانستنِ تئوری فرگشت به شکلی که افرادی مثل داوکینز آن را توصیف میکنند، انسانهای حقیقتجو را با چالش بزرگی مواجه می سازد. 🔸آیا این که من در جستجوی چیزی به نام حقیقت هستم و خودم را حقیقتجو میدانم، یک اشتباهِ بزرگ نیست؟ آیا حقیقتجویی جایی در نظام خودرو و شانسی طبیعت دارد؟ آیا من در اشتباه نیستم؟ 🔸 مگر نه این است که دستگاه شناختی من خروجی دستگاه نورونی مغز من است و این دستگاه شناختی من هم یک محصولِ غیرهدفمندِ تاریخ تکاملی گونه هاست که به صورت کاملا گیج و از طریق فرآیندهای کور تنوّع ژنتیکی و انتخاب طبیعی من را به این حال و روز درآورده است. 🔸مگر دستگاه شناختی من که هیچ هدفی برای آن درنظر گرفته نشده است و توسط فعل و انفعالات کور و بی‌شعوری به روش سعی و خطایی به این نقطه رسیده و در مغز من جای گرفته است، چه ارزشی را برای حقیقت قائل است؟ 🔸 به جز احتمالا آن سری از حقیقتهای محدودی که کارآمدی نسبی را برای ادامه حیات من تامین میکند و موجب سازگاری (fitness) میشود، آیا این طبیعت کور و بی‌شعور ارزشی برای "حقیقت" قائل بوده که بخواهد راهکارهای دستیابی من به "حقیقت" را برایم در قوای ادراکی ام قرار دهد؟ 🔸 آنچه در سازگاری جانداران نقش دارد، ویژگی‌های فیزیولوژیک و رفتار جانوران است و نه صدق و درستی خروجیهای قوای ادراکی آنها. مگر بقیه ی جانوران که مثل ما نیستند و درگیر حقیقتجویی و استدلال و این جور مسخره بازیها نیستند، از گونه ی ما وامانده ترند؟ 🔸در مواردی که التزام به حقیقت به ضرر سازگاری با محیط تمام میشود، کدام نسل شانس بیشتری برای بقا دارد؟ آیا نسل فرارکنندگانِ از حقیقت و سازگاران و یا نسل جویندگان حقیقت و ناسازگاران؟ 🔸 چرا نباید قبول کنم که فرآیند کور فرگشت، احتمالا قوای ادراکی من را فریب داده است تا فقط زنده بمانم ولو به قیمت طرد حقیقتها و فکتها؟ 🔸 چرا نباید این ادعا را بپذیرم که اتفاقا دستگاه شناختی من هرگز برای دستیابی به "حقیقت" تکامل نیافته است، بلکه برای دستیابی به هر آن چیزی که منجر به رفتارهای سازگار با محیط شود، تکامل یافته است. 🔸 درک میکنم که فیلسوفان آتئیست جوابیه هایی را برای قانع کردنِ افرادی مثل من داده اند؛ اما مگر ملاک درستی سخنان آنان چیست؟ آیا آنان حقیقت را دارند میگویند؟ من برای دریافتهای قوای ادراکی خودم، اعتبارنامه ی قرص و محکمی ندارم؛ پس چگونه برای دریافتهای قوای ادراکی فیلسوفان و دانشمندان، اعتبار قائل شوم؟