❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧎♂نمازی از امام جواد که بسیار حاجت میده... ویژه چهارشنبه ها
@ALTAFHIM
✨
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
هرگاه در شهرى از شهرهاى اسلامىرؤيت هلال به اثبات برسد، تکليفى براى مردمان ديگر شهرها نيست. تنها بر عهده مردمان همان شهر تکلیف بار مىشود. اين، از ظاهر عبارت مفید در مقنعه
و برخى فقهاى عامه فهميده مىشود.
۲. اگر در شهرى رؤيت هلال ثابت شود، براى شهرهاى همجوار، نيز، کارساز خواهد بود. بر اين نظرند، مشهور فقهاى شيعه.
۳. اگر هلال ماه در شهرى ديده شود و ثابت گردد، براى ديگر شهرها، چه دور و چه نزديک، حجيت دارد. بر اين نظرند علامه وعدهاى از فقيهان شيعه و بيشتر فقهاى اهل سنت.
۴. شهرهاى غربى محل رؤيت هلال ماه، بسان شهرهايى هستند که ماه در آنها رويت شده است. و اگر در طرف شرقى باشند، در بر نمىگيرد. اين نظر را شهيد، به صورت احتمال آورده است.
ديدگاه اول و دوم، يکى است، زيرا از سخن شيخ مفيد فهميده مىشود که چون قدر متيقن از ثبوت هلال ماه، شهر محل رؤيت مىباشد، و به بيش از آن علم نداريم، اين نظر را ابراز کرده، ولى روشن است که شهرهاى همجوار و نزديک، يکى هستند و نظريه مفيد نيز شهرهاى نزديک را شامل مىشود. افزون بر اين تعبير (اهل مصر
) در عبارت شیخ مفید، اين مطلب را مىرساند، زيرا (مصر) علاوه بر شهر، به معناى ناحيه بزرگ و شهرستان هم آمده است و طبعاً شامل شهرهاى نزديک هم مىشود.
نظريه چهارم نيز که مرحوم شهيد به صورت احتمال مىآورد و در زمانهاى بعد به صورت يک قول در آمد است
به آن فتوا دادهاند. مخفى نماند که اين نظر، بر اساس علم به ثبوت هلال ماه در بلاد غربى و مبتنى بر مسأله حرکت ماه از طرف مغرب به طرف مشرق است و مورد علم به ثبوت، از دايره بحث ما خارج است. بنابراين، عمده اختلاف در دو قول است، قول مشهور و قول علامه و ديگران.
بر اين اساس، اگر هلال ماه، در شهرى رؤيت شد، براى شهرهاى نزديک کفايت مىکند،در اين بحثى نيست و برخى بر آن ادعاى اجماع کردهاند.
ولى آيا در بيش از شهرهاى نزديک هم حجت است و مىتوان حکم به ثبوت را به شهرهاى دور هم گسترش داد، اختلاف است.
اينک که با اقوال و آراى فقيهان شيعه و سنى آشنا شديم و همچنين به سير تاريخى مسأله، مىپردازيم به بيان ادّله آنان. لکن پيش از ورود به بحث، نکتهاى را يادآور مىشويم، تا کمکى باشد به روشنى مطلب و آن نکته، بيان ميزان و معيار دورى و نزديکى است.
زيرا تعبيرهايى چون: (بلاد متقاربه)، (بلاد متباعده) و نيز (بلاد متحدالأفق و مختلف الأفق) و مانند آن در عبارات فقها فراوان به کار رفته است و تا حدودى مدار بحث بر نزديکى و دورى مىچرخد.
@ALTAFHIM
فاصله هزار ميل:
(ميل) واحد اندازه گيرى طول است. هر ميل، معادل ۱۸۴۸ متر است و نيز برابر با چهارهزار ذراع و برابر با يک سوم فرسخ
رخى گفتهاند اختلاف در طلوع و غروب خورشید، بر اساس فاصله يکهزار ميل محاسبه مىگردد. هرگاه بين دو شهر، مسافت هزار ميل (۱۸۴۸ کيلومتر) باشد، بين طلوع و غروب خورشيد در آن دو شهر، به ميزان يک ساعت اختلاف افق است. فخر المحققین مىنويسد: فکل بلد غربى بعد عن الشرقى بألف ميل، يتأخر غروبه عن غروب الشرقى ساعة واحدة، و انّما عرفنا ذلک بار صاد الکسوفات القمرية حيث بدئت فى ساعات اقل من ساعات بلدنا فى المساکن الغربيه و اکثر من ساعات بلدنا فى المساکن الشرقيه، … .
پس هر شهر غربى، که مقدار يکهزار ميل از شهر شرقى دور باشد، غروب خورشيد در آن جا يک ساعت ديرتر رخ مىدهد. ما اين مطلب را از رصد کردن ماه گرفتگی (کسوف)، به معناى گرفتن خورشيد است، ولى در لغت عربى به معناى ماه گرفتگى و خورشيد گرفتگى هر دو به کار مىرود
به دست آورديم، که در شهرهاى غربى محل ما [ حله در عراق] کمتر و در شهرهاى شرقى آن بيشتر است. نظير اين سخن را برخى از فقهاى ديگر نيز گفتهاند
۲. تفاوت در عرض جغرافيايى بين دو شهر به ميزان ۱۵ درجه.اين معيار را برخى از علماى عامه گفتهاند. مقصود آن است که اگر فاصله بين دو شهر به قدرى باشد که اختلاف عرض جغرافيايى آن دو شهر به ميزان پانزده درجه برسد، طلوع و غروب در آنها متفاوت است وگرنه، نه
۳. فاصله بين دو شهر به اندازه هشت فرسخ شرعی باشد، به طورى که اگر کمتر از اين مقدار باشد، طلوع و غروب آن دو شهر فرقى نمىکند. اگر اين مقدار و بيشتر باشد، اختلاف در طلوع و غروب خورشيد، وجود دارد. اين نظر برخى از شافعيان است: و قال آخر من الشافعية اذا کان الفصل بين البلدين بمقدار ثمانيه فراسخ يکون التفاوت بينهما فى الطلوع والغروب … .
برخى از شافعيان گفتهاند: هر وقت فاصله بين دو شهر به ميزان هشت فرسخ باشد طلوع و غروب خورشيد در آنها تفاوت مىکند.
معيارهاى ديگرى را براى تشخيص طلوع و غروب و اختلاف آنها گفتهاند از قبيل: تساوى و عدم تساوى خطوط طولى و عرضى
و مقدار بيست و چهار فرسخ فاصله،
مسافت قصر هشتاد و نه کيلومتر (به عقيده برخى از عامه) و مانند آن، که به خاطر طولانى شدن از ذکر آنها خوددارى مىکنيم.
بر اين اساس، معيارهاى تشخيص شهرهاى نزديک از دور، تشخيص اختلاف و اتحاد طلوع و غروب خورشيد در آنهاست. هر چند در تشخيص اين نيز، رأى واحدى وجود ندارد و فقها، بويژه فقهاى عامه، مطالب و راههاى گوناگونى را ارائه کردهاند.
@ALTAFHIM
@Aminikhaah240262913_1426122873.mp3
زمان:
حجم:
21.5M
🔊#بارش_توجه
🔰 جلسه دوم_بخش اول
* پاسخ امام هادی علیهالسلام به وسواسها و نگرانیهای ناشی از نحوست ایام [05:00]
* ولایت اهل بیت علیهمالسلام؛ مأمن و پناه شیعیان در برابر دشمنان انس و جن [12:08]
* توسل امام خمینی رحمهالله به حضرت زهرا سلاماللهعلیها در برابر سحر و علوم غریبه [16:25]
* راز ماندگاری شهید رئیسی؛ اتصال قلبی و ارتباط عمیق با اهل بیت علیهمالسلام [18:30]
* چشم زخم و نفس قوی؛ توسل به اهل بیت، سپری در برابر نگاه های شور [21:55]
* اعتقاد به کرامت اهل بیت؛ کلیدی برای حل مشکلات امروز [24:14]
*ذکر صبح و شام امام هادی علیهالسلام، دعای اصبحت اللهم؛ سپر معنوی در مواجهه با چشمزخم و استرس [30:50]
*توصیههای امام هادی علیهالسلام برای محافظت در برابرفشارها، از اضطراب در خواستگاری تا امنیت در معاملات [32:23]
⏰مدت زمان : ۴۰:۵۴
📅۱۴۰۳/۱۰/۱۴
#کلام_اساتید
🔰از آغاز تاريخ ورود فلسفه به جوامع اسلامى، تاكنون سه مكتب فلسفى رشد و نمو كرده است
آیتالله سبحانی:
از آغاز تاريخ ورود فلسفه به جوامع اسلامى، تاكنون سه مكتب فلسفى رشد و نمو كرده است كه عبارتند از:
1️⃣ مكتب فلسفى مشاء: شيوه بحث در اين مكتب فلسفى، تفكر برهانى و استدلال عقلى است بدين جهت از آن به «حكمت بحثى» نيز تعبير مىكنند...حكيمانى كه در شناخت جهان تنها از متد بحث عقلى بهره مىگيرند و از روش «تألّه» (ذوق و شهود عرفانى) استفاده نمىكنند. چهره شاخص اين مكتب فلسفى شيخ الرئيس ابن سينا است كه او را رئيس فلاسفه مشاء لقب دادهاند.
2️⃣مكتب فلسفى اشراق: در اين مكتب فلسفى تنها به براهين عقلى استناد نمىشود، بلكه بهرهگيرى از شيوه ذوق و عرفان را، اهرمى لازم براى نيل به معرفت حقيقى و كامل مىشناسد
3️⃣حكمت متعاليه: منهج بحث در حكمت متعاليه صدرايى با شيوه بحث در فلسفه اشراقى تفاوت جوهرى ندارد؛ زيرا صدر المتألهين نيز - كه مبتكر روش حكمت متعاليه است - نيز روش برهان و عرفان را با هم به كار گرفته و در موارد مختلف به آيات و روايات نيز استشهاد نموده است. به عبارت دیگر: هم آهنگی برهان و عرفان و قرآن با حکمت برهانی و عرفانی و قرآنی را اثبات نموده است.
#آیتالله_سبحانی
#مجمع_عالی_حکمت_اسلامی
#گزارش #نشست_تخصصی
💠استفاده فلاسفه مسیحی از نظریه اتحاد عاقل و معقول در توجیه تثلیث
⬅️ نشست علمی با موضوع «نقد و بررسی اشکالات علامه مصباح به دیدگاه اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا»
🔰محمدهادی توکلی؛ استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با بیان اینکه بحث اتحاد عاقل و معقول سابقه دیرینه در مباحث فلسفی دارد و به دوره ارسطو برمیگردد، گفت:
🔸#ارسطو در کتاب درباره نفس، اتحاد عاقل و معقول را میپذیرد و بعد هم برخی فلاسفه مسیحی چون قصد داشتند تثلیث را توجیه عقلانی بکنند این دیدگاه را پسندیدند چنان چه در جهان اسلام یحیی بن عدی؛ شاگرد #فارابی این کار را کرده است و کسانی چون علامه حلی وقتی خواسته است اتحاد عاقل و معقول را رد کند آن را همراستا با انگاره تجسد و یکسانپنداری خدا و مسیح میدانند لذا رویکرد انتقادی به آن دارند.
🔹وی افزود: اولین بار در جهان اسلام کندی آن را پذیرفت و بعد کسانی چون عامری، فارابی و ابن مسکویه و … . ولی #ابن_سینا رویکرد انتقادی به آن داشت و نظریه اتحاد عاقل و معقول را قول صوفیه تلقی کرده است. او با شطحیات صوفیه مانند «انا الحق و سبحان ما عظم شانی» و … مواجه بوده است لذا آن را رد کرده و میگوید اگر ما این نظر را بپذیریم یعنی وقتی من خدا را تصور میکنم باید خودم خدا باشم. بعد از ابن سینا هم شیخ اشراق و فخررازی و خواجه نصیر، میرداماد و … با او همراهی کردند تا به طبقه #ملاصدرا که نزدیک شویم میرفندرسکی هم آن را پذیرفته است.
📝برای مطالعه گزارش نشست، کلیک کنید.