eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
2.2هزار ویدیو
89 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز می‌خواهیم خلاصه وار به داستان واقعی ماه نخشب بپردازیم... که در زمان خود سرو صدای زیادی کرده. .. و در اشعار شاعران پارسی گوی هم رسوخ کرد.... @ALTAFHIM
ماه نَخشَب نام ساخته دست المُقَنَع است که آن را به عنوان معجزهٔ خویش به مردم نشان می‌داد. این ماه به شکل جسمی درخشان و گرد بوده که همه شب از چاهی در نخشب بیرون می‌آمده‌است و مردم را شگفت زده می‌نموده. گفته شده که او با شگردی از طریق قرار دادن آینه‌هایی عصرها نور خورشید را بطوری بازتاب می‌داده که از دور به صورت قرص دومی از ماه دیده می‌شده. المقنع از این ساخته برای کشاندن مردم به سوی خویش برای نبرد با المهدی خلیفه عباسی بهره می‌برد. ماهی که مقنع قرن دوم ه. ق . تا مدت چهار ماه هر شب از چاهی که پایین کوه سیام بود برمی‌آورد و چهار فرسخ در چهار فرسخ روشنایی می‌داد. این ماه را ماه کش و ماه کاشغر و ماه مقنع و ماه مُزوَّز نیز گفته‌اند. @ALTAFHIM
هاشم بن حکیم معروف به المُقَنّع، نظامی و فعال مذهبی اهل مرو بود. پدرش یکی از کارگزاران امیر خراسان بود و خود او نیز از فرماندهان تحت امر ابومسلم خراسانی بود. مقنع پس از قتل ابومسلم، به دربار امیر بعدی خراسان راه یافت و پیشکار عبد الجبار الازدی شد و در سال ۱۴۱ هجری در شورشی که عبدالجبار علیه منصور عباسی برپا کرده بود، شرکت کرد. همچنین او در همین زمان به تبلیغ آیین خود پرداخت و خود را پیامبر معرفی کرد ولی پس از شکست قیامش، به دستور منصور دستگیر و زندانی شد. مقنع پس از رها شدن از زندان، دوباره به تبلیغ آیین خود پرداخت؛ اما در این مرحله او خود را خدا خوانده و با استفاده از تجربیات خودش در زمان انقلاب عباسیان، پیروان وفادارش را به عنوان داعی به نواحی اطراف خراسان فرستاد و آنان توانستند افراد زیادی را به سوی آیین مقنع جذب کنند. وقتی خبر تحرکات مقنع و پیروانش به امیر خراسان رسید، او دستور دستگیری مقنع را صادر کرد و مقنع پس از آن مجبور به ترک مرو شد و در ماوراءالنهر سکنی گزید @ALTAFHIM
او پس از فرار از مرو، در منطقه سنام که به علت داشتن موقعیت جغرافیایی کوهستانی تقریباً نفوذ ناپذیر بود، در قلعه‌ای با دو حصار بیرونی و درونی ساکن شد. او توانست با افزایش تعداد پیروانش، بر بسیاری از سرداران عرب پیروز شود؛ به طوری که در سال ۱۵۷ هجری شورش طرفداران مقنع در منطقه فراگیر شد و آنان در سال ۱۵۸ هجری توانستند سمرقند را فتح کنند. خلیفه مهدی عباسی نیز جبرئیل بن یحیی را برای سرکوب مقنع به خراسان اعزام کند. جبرئیل بن یحیی در ماه‌ها جنگ سخت، توانست ابتدا پیروان مقنع را در نرخش شکست دهد و پس از آن به سوی سغد حرکت کرد و پس از شکست دادن سپیدجامگان در چندین جنگ به سوی سمرقند حرکت کرد و توانست آنجا را نیز از شورشیان باز پس گیرد. مقنع مجدداً توانست سمرقند را فتح کند، اما این فتح چندان دوام نداشت چرا که نیروهای خلیفه باز توانستند سمرقند را بازپس گیرند. خلیفه با فرستادن معاذ بن مسلم به مرو به او فرمان داد شورش مقنع را سرکوب کند، معاذ بن مسلم با آمادگی فراوان به مرو رفت و همچنین مقنع نیز برای نبرد خود و سپاهش را آماده کرده بود، ولی عقب‌نشینی مقنع به درون قلعه‌اش که برای این روزها آماده شده بود از موفقیت معاذ جلوگیری کرد، پس از دو سال جنگ بی‌نتیجه، خلیفه مسیب بن زهیر را به مرو فرستاد. مسیب پس از مدتی توانست به کمک سعید بن حرشی به داخل قلعه راه پیدا کنند و به محاصره و شورش مقنع پایان دهند. منابع اسلامی دلایل متفاوتی را برای اینکه چرا او به «المقنع» شهرت داشت عنوان کرده‌اند، از جمله این که کسی نمی‌تواند نور الهی را ببیند یا از آن جهت که او برای مخفی کردن چهرهٔ نازیبای خود مجبور به استفاده از نقاب بود. پیروان مقنع را سپیدجامگان معرفی کرده‌اند و این از آن جهت است که آن‌ها در مخالفت با عباسیان جامه‌های سپید بر تن داشتند. علل موفقیت مقنع در خراسان این بود که در این خطه از سرزمین‌های اسلامی، دین‌ها و عقاید متفاوتی رواج داشت و مقنع در قطعه و مکانی ساکن شده بود که از لحاظ موقعیت جغرافیایی تقریباً غیرقابل نفوذ بود. همچنین ایجاد طبقات اجتماعی در خلافت عباسی و دشواری‌های ایجاد شده برای مردم طبقات پایین یک نوع دل‌زدگی از اسلام را پدیدآورده بود. به علاوه مقنع مردی درس خوانده بود و با استفاده از دانش‌هایی مثل ریاضیات و جادو توانست معجزاتی از جمله ماه نخشب را برای خود ایجاد کند که همین معجزه در جذب پیروان بسیار برای مقنع مؤثر بود و باعث شد که او و پیروانش به مدت ۱۴ یا ۱۲ سال برای خلافت دردسر درست کنند. سپیدجامگان به تناسخ اعتقاد داشته، نماز نمی‌خواندند و روزه نمی‌گرفتند ولی امانت‌داران مورد اعتمادی بودند. اگرچه مقنع سرکوب شد ولی تا سال‌های طولانی پیروان او در اطراف خراسان و ماوراءالنهر حضور داشتند. @ALTAFHIM
ماه نخشب ماه نخشب  به عنوان معجزه معروف مقنع بیش از سایر وقایع زندگی او در ادبیات فارسی ایران انعکاس داشت. ماه نخشب نام ساخت دست مقنع است که او آن را به عنوان معجزه خود به مردم نشان می‌داد و هر شب این ماه را از چاهی در نخشب بیرون می‌آورد و چهار فرسخ، چهار فرسخ را روشن می‌کرد، ماه نخشب به شهرت و افزایش پیروان مقنع اضافه کرد. اما گفته شده است که پس از سرکوب مقنع بعدها از داخل چاه کاسهٔ بزرگ از جیوه خارج کردند. در منابع گوناگون در مورده ماه نخشب سخن گفته شده است ازجمله در ملل و نحل شهرستانی، تجارت السلف هندوشاه نخجوانی، تاریخ بخارای نرشخی، .... ماه نخشب در ادب فارسی در متون فارسی و ادبیات فارسی از ماه نخشب با اسامی و نام‌های مختلفی سخن گفته شده است از جمله مثل ماه کِش، ماه چاه کِش، ماه سیام یا ماه مقنع. اما باید دانست که نویسندگان و شاعران ایرانی به بعد تاریخی این حادثه توجه نمی‌کنند بلکه بیشترین توجه آنان یا بعد جغرافیای شهر نخشب است یا برای تجلیل از پادشاهان حاکم بر این شهر، مثلاً در شعر سوزنی سمرقندی که خود از اهالی این شهر بود اشاره به نخشب برای تجلیل از پادشاه حاکم بر این شهر است. شاید نگاه منفی عالمان دینی به مقنع سبب شده که شاعران اهل آن شهر تمایل چندانی به بیان این موضوع نداشته باشند. به عنوان مثال در شعر سمرقندی. نخشب به جمال او شد امروزاز بعد جنان، جنان دیگرجز سایه عدل به نخشبکو جای که امان دیگ اما در میانه قرن ششم و در شعر شاعران بینابین سبک خراسانی و عراقی توجه به ماه نخشب افزایش یافت، شاعران از این واقعه تاریخی و ظرفیت‌های پنهان آن در جهت آفریدن تصاویر شاعرانه استفاده کردند باید گفت شاعران ماه نخشب را کنایه از روی محبوب استفاد می‌کنند. ماه نخشب و توجه به این حادثه تاریخی در اشعار غنایی و عاشقانه و مدیحه و اشعار حکیمانه و تعلیمی فارسی به چشم می‌خورد. شاعران برای خلق تشبیهات ،استعارات، تملیحات و ایهام بسیار استفاد کردند. جایگاه معشوق در شعر غنایی از چنان جایگاهی برخوردار است که گویی تمامی طبیعت و اجزاء و عناصر آن باید صرف توصیف زیبایی‌های او شوند. ماه نخشب سراسر ظرافت شاعرانه دارد و از آن رو که از ماه تاریک برآمده می‌تواند معادلی برای رخسار معشوق باشد. در تخیل شاعرانه این واقعه تاریخی با تمام جزئیاتش در سیمای معشوق نمود دوباره پیدا می‌کند مانند شعر خاقانی که می‌سراید؛ دستار در ربوده سران را به باد زلفشوریده زلف و مقنعه عید بر سرشبرده مهش به مقنعه عیدی و چاه سیمآب چه @ALTAFHIM
سلام و وقت بخیر یه بحث علمی مطرح کنیم هم نقد جماعت باستان گرا هم برای جلوگیری از تفسیر نادرست قرآن جماعت باستان گرا مدعی هستند ساسانیان و کتب زرتشتی اولین بار کروی بودن زمین را فهمیده اند !!! برای اثبات کذب بودن این مطلب ▪️اول در تصور متون زرتشتی جهان هستی را رسم می کنیم ▪️بعد نشان خواهیم داد یونانیان و رومیان باستان در کتاب هاشون به وضوح از کروی بودن زمین سخن گفته اند
✅جهان هستی از دید علم زرتشتی 🔻در تصویری که زرتشتیان از جهان هستی دارند، کوه البرز در وسط زمین قرار دارد و خورشید و ماه و ستارگان دور آن در حال چرخش هستند(اوستا، برگردان جلیل دوستخواه، جلد اول، صفحه 402) 📚https://b2n.ir/t57007 🔻زمینی تخت و گرد (مانند بشقاب) که توسط کوه ها احاطه شده است(بندهش برگردان مهرداد بهار صفحه 71 و اوستا برگردان جلیل دوستخواه جلد دوم پاورقی صفحه 880) 🔻در این تصویر از سیارات دیگر خبری نیست و آسمان در محفظه ایی گرد از جنس سنگ(یا فلز)قرار گرفته شده و علت آن محافظت در برابر اهریمن است. ✔️جان هینلز ایران شناس معروف می نویسد : ایرانیان باستان جهان را گرد و هموار مانند بشقابی تصور می کردند. در نظر آنان آسمان فضای بی پایان نبود، بلکه جوهری سخت همچون صخره ای از الماس بود که جهان را مانند پوسته ای در برگرفته بود https://b2n.ir/p85625 🔻همانگونه که بیان شد در تصویر زرتشتیان خورشید و ماه و ستارگان زیر سقف سنگی و دور کوه البرز در چرخش هستند. حتی زرتشت هم به حرکت و چرخش خورشید وستارگان اعتراف می کند (هات44بند3) در این تصویر، روز و شب نیز قاعدتا در اثر این چرخش بوجود می آید.
در این تصویر خورشید دور قله البرز در چرخش هست و روز و شب به این دلیل بوجود می آید !!!
🛑استدلال های کروی بودن زمین از زبان ارسطو حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد مسیح(حدود ۶۰۰ سال قبل از ساسانیان )
🛑توضیحات بطلمیوس(دانشمند معروف رومی)در مورد گرد و کروی بودن زمین در کتاب مجسطی خود(حدود ۱۰۰ سال قبل از ساسانیان ) "فصل ۴ : اینکه زمین، به‌طور کلی، کروی است می‌توانیم به این نتیجه برسیم که زمین نیز به‌طور کلی شکلی کروی دارد. زیرا خورشید، ماه و سایر ستارگان برای همه افراد روی زمین در یک زمان مشخص طلوع و غروب نمی‌کنند. همیشه طلوع و غروب این اجرام آسمانی برای کسانی که در سمت شرق هستند، زودتر و برای کسانی که در سمت غرب هستند، دیرتر اتفاق می‌افتد. همین مسئله را می‌توان در مورد گرفت‌ها (به‌ویژه ماه‌گرفتگی) مشاهده کرد. وقتی یک ماه‌گرفتگی در یک لحظه خاص رخ می‌دهد، همه مردم جهان آن را در یک ساعت مشخص مشاهده نمی‌کنند. زمان ثبت این پدیده نسبت به ظهر، برای ناظران در شرق دیرتر از ناظران در غرب ثبت می‌شود. از آنجا که این اختلاف زمانی با فاصله جغرافیایی متناسب است، می‌توان نتیجه گرفت که سطح زمین کروی است. این شکل کروی باعث می‌شود که هر قسمت از سطح زمین به شکلی یکنواخت، بخش بعدی را بپوشاند. اگر زمین شکل دیگری داشت، چنین پدیده‌ای رخ نمی‌داد، همان‌طور که در ادامه توضیح داده خواهد شد. زیرا اگر زمین مقعر (گود) بود، ستارگان ابتدا برای افرادی که در غرب هستند طلوع می‌کردند. اگر زمین صاف بود، ستارگان برای همه افراد در یک لحظه و به‌طور هم‌زمان طلوع و غروب می‌کردند. همچنین، اگر زمین به شکل هرم، مکعب یا هر چندضلعی دیگری بود، باز هم ستارگان برای تمام ناظرانی که در یک خط مستقیم قرار دارند، هم‌زمان ظاهر می‌شدند. اما چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد. همچنین، روشن است که زمین نمی‌تواند استوانه‌ای باشد، به‌طوری که سطح منحنی آن به سمت طلوع و غروب ستارگان قرار گرفته باشد و دو قاعده‌ی صاف آن به سمت قطب‌های جهان باشد، همان‌طور که برخی این نظریه را محتمل‌تر می‌دانند. زیرا در این حالت، هیچ ستاره‌ای برای ساکنان سطح منحنی همیشه قابل مشاهده نمی‌بود. در این صورت، یا همه ستارگان برای ناظران طلوع و غروب می‌کردند، یا در فاصله‌ای برابر از هر یک از قطب‌ها، برخی از ستارگان برای همه ناظران همیشه نامرئی می‌ماندند. اما هرچه بیشتر به سمت قطب شمال حرکت کنیم، ستارگان جنوبی بیشتر پنهان می‌شوند و ستارگان شمالی بیشتر ظاهر می‌شوند. بنابراین، روشن است که این انحنای زمین که بخش‌هایی را به‌طور یکنواخت در جهات مایل پوشش می‌دهد، کروی بودن آن را از هر سو ثابت می‌کند. علاوه بر این، هر زمان که از هر زاویه و در هر جهتی به سمت کوه‌ها یا مناطق مرتفع حرکت می‌کنیم، مشاهده می‌کنیم که اندازه‌ی آن‌ها به تدریج افزایش می‌یابد، گویی که از دل دریا بیرون می‌آیند. در حالی که پیش‌تر، به دلیل انحنای سطح آب، به نظر می‌رسید که زیر آب فرو رفته‌اند. منبع : 👇 👉https://bertie.ccsu.edu/naturesci/cosmology/ptolemy.html