درخشش دو غول آسمانی؛ مقارنه ماه و سیاره مشتری در آسمان ایران
در شامگاه چهارشنبه دهم اردیبهشتماه
کاظم کوکرم، سخنگوی کمیته آماتوری انجمن نجوم ایران، به بررسی رویداد نجومی ویژهای که در شامگاه چهارشنبه دهم اردیبهشتماه رخ خواهد داد (مقارنه ماه و سیاره مشتری)، پرداخت و گفت: هنگام غروب خورشید، اگر در شهرهای ایران رو به سمت مغرب بایستیم، یعنی همان جهتی که خورشید دارد غروب میکند، میبینیم که هلال ماه در کنار یک جرم بسیار درخشان در آسمان دیده میشود. در واقع سمت چپ ماه، این جرم بسیار درخشان وجود دارد که با روشنایی کاملاً متمایز از ستارههای دیگه دیده میشود. این جرم درخشان در واقع سیاره مشتری است که خیلی پرنور دیده میشود.
به گزارش مهر، وی ضمن اشاره به اینکه جدایی زاویه ماه و مشتری در این مقارنه نزدیک به ۵ درجه است و این پدیده احتمالاً برای بسیاری از علاقمندان آسمان شب جلب توجه خواهد کرد، افزود: از گذشتههای دور، در طالع بینیها این مقارنه یعنی مقارنه ماه و مشتری را یک رویداد خوشیمن میدانستند اما به لحاظ نجومی، ما فقط این رویداد را منظره زیبایی میدانیم که فرصتی است تا سیاره مشتری را در آسمان به کمک موقعیت ماه تشخیص دهیم یا از آن عکاسی کنیم.
کوکرم ادامه داد: رویدادی مثل مقارنه ماه و مشتری به این شکل که ماه در کنار یک جرم درخشنده دیده میشود، یکی از نمادهای معروف به ویژه در کشورهای اسلامی است. تصویر معروف ماه در کنار یک ستاره که بر پرچم کشورهایی مانند ترکیه، تونس، پاکستان و مالزی نقش بسته، نمایانگر خوشیمنی این رویداد نجومی است. اما تأکید میکنم که هیچ ربطی به مقوله علمی ندارد و بیشتر احساس و برداشتهایی است که در تمدنهای مختلف نسبت به این منظره زیبا در آسمان شب وجود داشته است.
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چهارشنبه دهم اردیبهشت ساعت حدودن بیست (البته از نظر من بیسواد ۲۱)
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔭 در #هفته_جهانی_نجوم
با کلیپ استوریهای جذاب نجومی با من همراه باشید. 🎉
اصالت ماهیت، مبنای ملاک نیازمندی بودن امکان ماهوی، و نفی اصالت ماهیت عامل ناکارآمدی دلیل انکار ماهیت از واجب تعالی
1. فلاسفهای که امکان ماهوی را ملاک نیازمندی به علت تلقی کردهاند، اصالتالماهوی بودهاند و دیدگاهشان درست بوده است؛ برای اینکه:
2. همانها که ماهیت را اصیل تلقی کردهاند، ماهیت بماهی هی را اصیل نمیدانستند، ماهیت بماهی هی، لیست الا هی. از نظر ایشان ماهیتی که محقق است اصیل است. اما نکته این است که تحقق ماهیت چیزی علاوه بر خود ماهیت نیست. ماهیت قبل از تحقق (که این تحقق با جعل جاعل حاصل میشود) اعتباری است، اما بعد از جعل، خود ماهیت محقق میشود و اصیل میگردد.
3. ماهیت که بماهی هی اعتباری است، نمیتواند خود به خود محقق شود، اما در عین حال امکان تحققش وجود دارد و برای اینکه محقق شود، لازم است علتی از بیرون آن را محقق گرداند.
4. به همین دلیل است که میگوییم ماهیت امکان دارد و همین امکان ملاک نیازمندی آن به علت است.
5. باز به همین دلیل گفته میشود که واجب تعالی ماهیت ندارد، چرا که لازمهاش این میشود که تحقق ماهیت واجب تعالی هم نیازمند علت باشد و چون امر محقق چیزی جز ماهیت نیست، واجب تعالی هم محتاج میشود که خلف فرض است.
6. حال اگر اصالتالوجودی باشی، و ماهیت را هیچ ندانی یا آن را امر ذهنی بدانی، یا آن را حد یا نحوة وجود بدانی، دیگر نمیتوانی امکان ماهوی را ملاک نیازمندی تلقی کنی؛ زیرا:
7. اگر ماهیت هیچ است، ملاک بودنش بیمعناست؛
8. اگر ذهنی است، نمیتواند ملاک نیازمندی امر خارجی باشد؛
9. اگر حد یا نحوة وجود است، ولو آنکه فی حد ذاته، لابشرط و لذا ممکن است، و در نتیجه برای تحقق نیازمند علت است، اما علتش چیزی جز همان وجودی که ماهیت حد یا نحوة آن است نخواهد بود.
10. به این ترتیب، اگر ماهیت را نحوة وجود بدانیم واجب تعالی هم میتواند ماهیت داشته باشد؛ زیرا:
11. درست است که ماهیت واجبتعالی هم فی حد ذاته اعتباری و لابشرط است و برای تحقق نیازمند وجود است، اما نیازمند وجودی جز وجود واجب تعالی نیست. به عبارت دیگر، ماهیت واجب تعالی نحوة وجود واجب تعالی است و قائم به آن و محتاج به همان است و چنین احتیاجی تحلیلی است و منافاتی با واجب بودن حضرت حق ندارد؛ چرا که هیچ علت بیرونیای دخالت ندارد. مثل آن است که بگوییم صفات واجب تعالی قائم به ذات واجب تعالی میباشد و بینشان علیت تحلیلی است.
12. بنابراین با قول به اصالت وجود دیگر نمیتوان از براهینی استفاده کرد که ماهیت داشتن را ملاک نیازمندی به علت دانسته و با تکیه بر آن ماهیت را از واجب تعالی نفی میکنند.
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برهانی ترکیبی از کیهانشناسی و فلسفه، برای اثبات وجود خدا
بسیار عالی گفته!
کدام روش؟
در بحث روششناسی اعتقادات، کسی نمیتواند بگوید که روش من تصویر کامل و دقیق از هستی میدهد و روشهای دیگر هیچ بازنمایی از هستی ندارند.
بله میتوان گفت: «فلان روش، احتمال و امکان بازنمایی بیشتری از هستی نسبت به سایر روشها دارد».
برای بررسی روشها، توجه به چارچوب آنها و مقدار توانایی و برد آنها لازم است.
🔸مثلا در روش تجربی، شخص فقط از ابزار تجربه برای شناخت هستی و خدا و انسان و ... استفاده میکند. پس مقدار شناختش از هستی هم به اندازهی برد تجربه خواهد بود. مانند تجربهگرایان.
🔸 در روش عقلی صرف، شخص از ابزار عقل برای شناخت هستی استفاده میکند. مانند عقلگرایان در فلسفهی غرب.
🔸 در روش شهودی، شخص از طریق شهود به شناخت هستی میپردازد. مانند عرفا
🔸 در روش متنی، شخص با مراجعه به متون دینی سعی میکند هستی را بشناسد. خود روش متنی چند زیرشاخه دارد:
▫️ مراجعه به متون دینی (اعتقادی) با فهم عرفی از هستی. مانند مکتب ابن تیمیه
▫️ مراجعه به متون دینی با فهم عرفی اولیه از هستی ولی با کمک عقل. عقل در گشت و گذار بین متون و کشف ارتباط بین آنها و توجه به محال نبودن تصویر به دست آمده، تصویر عرفی خود از هستی را اصلاح کرده و ارتقا میدهد. مانند متکلمین.
🔸 یک روش هم ترکیب بین روشها است.
▫️ ترکیب روش عقلی و روش متنی. مانند برخی از مکاتب فلسفهی اسلامی. عقل به عنوان یک ابزار شناختی به شناخت هستی میپردازد و با یک شناخت اولیه از هستی به محضر متون دینی میرود که هم متون دینی را بهتر میفهمد و هم به فهم خود از هستی وسعت و عمق میدهد.
▫️ ترکیب روش عقلی و متنی و شهودی: مانند مکتب متعالیه و عرفان نظری. این ترکیب و ارتباط در مکتب متعالیه به قدری شدید است که برخی معتقدند ملاصدارا متکلم بوده و نه فیلسوف.
ما به دنبال روشی هستیم که بتواند بیشترین بازنمایی از هستی را داشته باشد. یعنی تصویری از خدا و انسان و روح و معاد و ... به ما بدهد که به حقیقت نزدیکتر باشد.
روشن است که هر چه از ابزارهای شناختی بیشتری استفاده شود شناخت کاملتری هم نسبت به هستی به دست میآید. کسی که خود را فقط به ابزار حسی و یا عقلی محدود کرده شناختش هم به همان مقدار و ناقص است.
کسی که فقط به متن دینی بسنده میکند همان متن را هم درست نخواهد فهمید مانند مکتب ابن تیمیه.
کسی هم که به متن مراجعه میکند و از عقل نیز برای فهم متن استفاده میکند اما نه عقل کاشف از هستی بلکه عقلی که صرفا ارتباط بین متون را کشف میکند و یا محال نبودن آن را بررسی میکند باز خود را از سایر ابزارهای شناختی محروم کرده است. و همین باعث میشود که باز فهمش از هستی کامل نباشد. چون: نمیتوان ثابت کرد که متون دینی میتواند تصویری کامل از هستی ارائه کند به طوری که ما را از سایر ابزارهای شناختی بینیاز میکند.
شاید آیات و روایاتی که میفرمایند همه چیز در قرآن و روایات آمده است باعث شده این تصور در اشخاص به وجود آید که «هرکسی» و «فقط با صرف مراجعه به این متون» میتواند این علوم را از این متون استخراج کند.
🔹 در انتها به فرض به این نتیجه رسیدیم یک روشی از سایر روشها بهتر است. آیا میتوان این روش را برای همه تجویز کرد؟ خیر. برخی اگر به همان روش متکلمین پیش بروند برایشان بهتر است. برخی حتی همان فهم عرفی برایشان کافی است. چون نه توانایی ادراکی همه در یک اندازه است و نه در خیلی اوقات نیازی است که خیلی از مردم شناخت کامل و عمیقی از هستی داشته باشند. به قول امام صادق (ع) در توحید مفضل، همین مقدار از شناخت که «خداوند وجود دارد» کافی است تا عبد به فرمانبرداری مشغول باشد.
مطلبی بسیار عالی از حجتالاسلام جناب آقای علی جباری حفظهالله
پادکستی درباره اصالت وجود.wav
حجم:
19.8M
پادکستی درباره اصالت و تشکیک در وجود
۱. درس_گفتارهای مقدماتی فلسفه استاد سربخشی.wav
حجم:
20.1M
آموزش فلسفه، پادکست اول
این سند به بررسی فلسفه از منظر آیتالله مصباح یزدی میپردازد و ساختار کتاب "آموزش فلسفه" ایشان را تشریح میکند. در این مباحث، به اهمیت و دشواری فلسفه، لزوم استعداد، وقتگذاشتن و مداومت در یادگیری آن و نیز مراحل آشنایی، فهم و نقد فلسفی اشاره میشود. بخشهای اصلی کتاب شامل مقدمات، شناختشناسی، متن اصلی فلسفه و خداشناسی توضیح داده شده و دلیل گنجاندن شناختشناسی در ابتدای کتاب، که در پاسخ به چالشهای فلسفه غرب مطرح شده، بیان میگردد. همچنین به نقش سوفیستهای یونان باستان و ریشههای شکاکیت در فلسفه پرداخته شده و تأکید میشود که تسلط بر مباحث فلسفی برای پاسخگویی به شبهات، به ویژه برای طلاب، ضروری است.
۲. درس_گفتارهای مقدماتی فلسفه استاد سربخشی.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
آموزش فلسفه، پادکست دوم
این صوت، برگرفته از جلسهی آموزش فلسفه توسط استاد محمد سربخشی است که به سیر تاریخی فلسفه میپردازد. در ابتدا، به خاستگاه فلسفه در یونان باستان و نقش سوفیستها و انحراف معنای واژهی "سوفیست" اشاره میشود. سپس، به واکنش سقراط به سوفیستها و معنای واژهی "فیلسوف" پرداخته و نقش افلاطون و ارسطو در احیای فلسفه در یونان بررسی میگردد. در ادامه، به علت مهاجرت فیلسوفان یونانی به اسکندریه و شکوفایی فلسفه در این شهر اشاره شده و در نهایت، انتقال و گسترش فلسفه در جهان اسلام، عوامل این گسترش، و ظهور مکاتب فلسفی در این حوزه مورد بحث قرار میگیرد. همچنین به تعریف و تفاوت دانش حقیقی و اعتباری در این متن پرداخته شده است.