يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
(خدا) حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) میدهد؛ و به هر کس حکمت داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمیکنند، و) متذکر نمیگردند.
البقرة/269
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!
الجمعة/2
حکمت (خرد، عقل) (به انگلیسی: Wisdom)، در نزد دانشمندان به معنی دانستن چیزهاست چنانکه باشند. در لغت به معنی فرزانگیاست و معمولاً آن را معادل شرقی یا اسلامی، فلسفهٔ اروپایی میگیرند.
حکمت نظری و حکمت عملی؛
حکمت را به دو شاخهٔ حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم میکنند که هر شاخه زیربخشهای کوچکتر دارد:
حکمت نظری: در دانستن موجوداتیاست که وجود آنها وابسته به حرکات ارادی افراد بشر نباشد.
علم مابعدالطبیعه: در شناخت موجوداتیاست که آمیختگی ماده شرط وجود آنها نباشد.
علم به موجوداتی که بی آمیختگی ماده ممکن نباشند خود دو شاخه میدارد
ریاضی: آمیختگی ماده در تعقل و تصور آن شرط نیست.
علم طبیعی: جز با مخالطت ماده معلوم نباشد.
حکمت عملی: در دانستنِ صلاحِ اموریاست که به اراده و کردارهای انسان وابستهاست.
تهذیب اخلاق به امور انفرادی مربوط است.
به جماعت و مشارکت وابستهاست. خود دو شاخه میدارد:
تدبیر منازل: مربوط است به مشارکت در منزل و خانه
سیاست مدن مربوط است به مشارکت در اجتماعات بزرگتر
به گفتهٔ جواد طباطبایی تقسیم حکمت به عملی و نظری در آثار افلاطون و ارسطو نبود، بلکه توسط شاگردان ارسطو که کتابها را جمع کردند صورت گرفت.
حکمت نظری
افلاطون بر این عقیده بود که حکمت یا فلسفه نظری پذیرای هیچ تقسیمی نیست و کلیه علمها استنتاجهایی هستند از مجموعه واحدی از اصول نهایی، و اثبات این اصول کار علم اعلایی است که افلاطون آن را دیالکتیک نامید.
لیکن حکمت نظری نزد ارسطو و دانشوران اسلامی، در دانستن موجوداتی است که وابسته به حرکات ارادی اشخاص بشر نیستند. با توجه به اقسام موجودات این علم به سه شاخهٔ مابعدالطبیعه، ریاضی و طبیعی تقسیم میشود. هر یک از این علمها اصولی دارند و فروعی.
مابعدالطبیعه
مابعدالطبیعه در نزد دانشوران اسلامی در شناخت موجوداتیاست که بودنشان وابسته به آمیختگی با ماده نباشد. که آن را علم برین، علم پیشین یا به تازی علم اعلی میخوانند.
اصول مابعدالطبیعه خود به دو فن تقسیم شدی یکی علم الهی که شناختن خدا و عقل و نفس و امثال آن است و دیگری فلسفهٔ اولیٰ. در این دومی بحث از وحدت و کثرت و وجوب و امکان و حدوث و قدم میشود.
فروع مابعدالطبیعه شامل دانستن نبوت و شریعت و معاد و آنچه بدان مانند است میشود.
ریاضی
در ریاضی بحث از موجوداتی است که تصورکردن آنها نیاز به ماده ندارد. پیشینیان ریاضی را به فارسی انگارش میگفتند. و آن را علم میانگین یا به تازی علم اوسط هم میخواندند.
اصول علم ریاضی چهار نوع است: یکی هندسه، دوم علم عدد یا حساب یا شمار، سوم نجوم (احکام تنجیم و ستارهبینی بخشی از آن نیست)، چهارم علم تألیف. به سبب آنکه در علم تألیف سخن از نسبت و زمان سکنات در آوازها میرود آن را موسیقی هم میخوانند.
فروع ریاضی شامل جبر و مقابله، مناظر و مرایا، جر اَثقال و علم حیل و جز آن میشود.
طبیعی
در علم طبیعی سخن از موجوداتی بود که جز بهآمیختگی با ماده ممکن نباشند. مر آن را علم زیرین یا به تازی علم اسفل هم میخواندند.
اصول علم طبیعی هشت نوع است. یکی سماع طبیعیاست. در آن سخن از «مبادی متغیرات» است: زمان و مکان و حرکت و سکون و نهایت و بینهایت و جز آن. دوم سماء و عالم است. این در شناخت جسمهای مرکب و احکام اجسام بسیط است چه در آسمان (علوی) و چه در زمین (سفلی). سوم کون و فساد است. این علم در شناختن ارکان، عناصر (چهار آخشیچ) و گونهگون شدن صورتهای مادهاست. چهارم علم آثار علوی است. در شناختن علت رویدادهای طبیعیاست چون آذرخش و باران و برف و زلزله و آنچه بدان مانندهاست. پنجم علم معادن است. در کیفیت و ترکیب مواد (بیجان) است. ششم علم نبات یا گیاهشناسیاست. هفتم علم حیوان یا جانورشناسیاست. هشتم علم نفس است که به انسان باز میگردد.
فروع علم طبیعی پرشمار است: پزشکی، احکام نجوم و کشاورزی سه نمونه از آنهاست.
@ALTAFHIM
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دوستان گرامی دراول ماه شریف ذی الحجه و نزدیک ایام نورانی عرفه و اعیاد قربان و غدیر هستیم
در دین مبین اسلام و مذهب حقه ی تشیع صدقه دادن و کمک به نیازمندان بسیار تاکید شده... در دوران و زمان ما مبالغ 50هزار تومان و 100هزار تومان از طرف شخص یا خانواده ای واقعا پول یه پفک نمکی و تنقلات هست...
عزیزان زیادی چشم به راه کمک هستند که بعضا قدرت خرید نان و چند عدد تخم مرغ هم برای وعده های روزانه را ندارند چه برسد به گوشت یا لباس و دارو ووو 😔خدا خیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید....
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
المنافقون/10
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
هوالنور
ماه شریف ذی الحجه ۱۴۴۶هجری درحال خروج از برج و صورت فلکی سرطان (خرچنگ )است...گذر ماه از کنارمریخ امشب و فردا شب....حدود ده روز مانده تا قمر در عقرب خرداد ماه ...
یا اباجعفر محمدبن علی الباقر و رحمت الله و برکاته 🤲
@ALTAFHIM
🔻سهروردی میگوید که شادی و سعادت از اشراق شدن با نورهای آسمانی حاصل میشود، که هرکس که مزهٔ اشراق شدن به وسیله نورهای قاهر را نچشیده باشد، حتی از معنی شادی و حقیقت آن بیخبر است. همهٔ شادیهای جزئی و گذران این جهان چیزی جز انعکاسی از شادی اشراق شدن و عرفان نیست.
📚سه حکیم مسلمان
👤سیدحسین نصر
╰๛---๛---๛------------------
⌜
🔻به باور ابنسینا، آفرینش نه با عمل خدا، بلکه با اندیشه کردن خدا آغاز شد. هرگاه کسی به چیزی بیندیشد، صورتی از آن چیز در ذهنش پدیدار میشود که از اصل خود بهرهٔ کمتری از حقیقت دارد، اما به هر حال تصویری از آن اصل است. به همین ترتیب خدا در ازل، به خودش اندیشید، و صورتی از خدا پدید آمد که تصویر تمامنمای خدا بود، تنها با این فرق که مخلوق بود. اما آفرینش در همین جا پایان نگرفت، و آن تصویر نیز در خودش و در خدا اندیشه کرد، و صورتهای بیشتری پدید آمد که هر یک به نوبهٔ خود در خودشان و در خدا اندیشه میکردند و تصاویر بیشتری میآفریدند. این تصاویر هر چه از خدا فاصله میگرفتند بهرهشان از حقیقت کمتر میشد، تا در نهایت پایینترین تصویر خدا با اندیشه کردن در خود، جهان مادی و انسان را پدید آورد که تصویر تصویر تصویر خداست. به عبارت دیگر، ما همه فکرهای خدا هستیم.
📚سه حکیم مسلمان
👤سیدحسین نصر
╰๛---๛---๛------------------
⌜