در آثار افلاطون رد پای انسان، مسئله جبر و اختیار و مضمون داستان خر ژان بوریدان موجود است.
ارسطو در کتاب «در آسمان»، شخصی را مثال میزند که به یک اندازه تشنه و گرسنهاست و آب و غذا در فاصله مساوی با او گذاشته شده اما گیج شده و نمیداند اول به کدام سمت برود.
دانته نیز در کتاب کمدی الهی (بهشت، آغاز منظومهٔ چهارم)، به این موضوع اشاره میکند.
اسپینوزا در کتاب اخلاق (بخش دوم، شرح و تفسیر گزاره ۴۹) به مضمون تمثیل ژان بوریدان توجه میدهد.
گوتفرید لایبنیتس تمثیل ژان بوریدان را با تأکید روی اراده انسان، نقد کردهاست.
کارل مارکس در کتاب هژدهم برومر ناپلئون بناپارت گوشهای به مثال خر ژان بوریدان زدهاست: «نه خری که میان دو دسته علف گیر کرده باشد و نداند کدام لذیذتر است، بلکه حالت خری که میان دو چماق مانده و میخواهد بداند کدام یک از آن دو دردناکتر است.»
آلبرت اینشتین به ریاضیات و فیزیک هر دو علاقه داشت. در شرح حال خودش گفته که برای این که مثل خر ژان بوریدان پادرهوا نمانم و سرگردان نشوم، از سبک سنگین کردن مسئله دست برداشتم و بالاخره فیزیک را انتخاب کردم.
آیزایا برلین در آثار خویش از جمله کتاب چهار مقاله درباره آزادی به داستان خر ژان بوریدان اشاره کردهاست.
فردریک کاپلستون نیز در کتاب تاریخ فلسفه از آن سخن گفتهاست.
نیکلای چرنیشفسکی در نامهای که برای خانواده اش مینویسد اشاره به انسانی میکند که بین دو انتخاب گیر کرده و نمیداند چه کند. از اینجا رانده و از آنجا ماندهاست. چرنیشفسکی بعد از شرح داستان به مثال خر ژان بوریدان گریز میزند.
مایکل کلارک در کتاب Paradoxes from A to Z ضمن اشاره به چیستانهایی که از زمان زنون تا گالیله و لوییس کرول تا برتراند راسل پیش رو ذهن بشر بوده، به داستان خر ژان بوریدان نیز اشاره نموده است.
داگوبرت رونز در کتاب فرهنگ فلسفهٴ (نیویورک ۱۹۴۲، ص ۴۲) نه به ژان بوریدان، به خر ژان بوریدان پرداخته است.
روانشناس لهستانی کورت لوین[۲۸] (۱۹۴۷–۱۸۹۰) (واضع نظریه میدانی در روانشناسی)،[۲۹] در یکی از نوشتههایش پس از اشاره به داستان خر ژان بوریدان میگوید: این نوع درگیری ناپایدار است. وقتی که فرد، به دلیل عوامل اتفاقی، نقطه تعادل را ترک گفته، به طرف یکی از ناحیه – هدفها حرکت میکند، نیرویی که متوجه این ناحیه میشود افزایش مییابد، در نتیجه او با دور شدن از نقطهٔ تعادل به نزدیک شدن به ناحیه- هدف ادامه میدهد. این موضوع از فرضیهای گرفته شده که میگوید نیروی کشش به سوی ناحیه – هدف بتدریج که فاصله شخص با هدف کم میشود افزایش مییابد.
یکی از درسهایی که از داستان خر ژان بوریدان میگیریم این است: دودلی و تردید دائمی با شک مقدس که راه به یقین میبرَد، از بنیاد متفاوت است. جبرها واقعی است اما اختیار انسان واقعی تر است. باید انتخاب کنیم و تصمیم بگیریم. بی تصمیمی و دو به شک بودن، راه عمل را میبندد. بی تصمیمی خودش یک نوع تصمیم نیست.
اریش کستنر نویسنده آلمانی و خالق نمایشنامه «مدرسه دیکتاتورها»، در کتاب «آزادی کوچک» die kleine freiheit به طنز گفته است: تصمیم نگرفتن هم در واقع یک جور تصمیم است.
عمل زمانی صورت میگیرد که برآیند تضادها و تعارضات درونی به روی یکی از عناصر بچرخد. خر ژان بوریدان وقتی میان دو امر متضاد قرار گرفت، چون نتوانست بر تضادها چیره شود، از عمل باز ماند و جان سپرد.
@ALTAFHIM
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ والله والله والله غدیر از اربعین مهمتره...
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دوستان گرامی در ماه شریف ذی الحجه ودر آستانه ی عید سعید غدیر خم هستیم ...
نیازمندان آبرومند را فراموش نکنیم
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...هر مبلغی هر مقداری خدا خیرتان بدهد
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
المنافقون/10
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شکاف ماه | بررسی پرونده آسمانیِ تنها قمر کرهی زمین
✍️ ماه، تنها قمر زمین، پر از شکافها و دهانههاییست که نظم تکرارشونده و عمق غیرعادیشان، ذهن بسیاری از زمینشناسان و اخترشناسان را به خود مشغول کرده. نظریهی رسمی میگوید اینها حاصل میلیاردها سال برخورد و فرسایشاند؛ اما مقالهای تازه، ردّ پای روایتی کاملاً متفاوت را پیش میکشد.
🖊 اگر این ساختارها واقعاً ناشی از یک شکافت بزرگ باشند، چرا هیچ جرمی از برخورد باقی نمانده؟ و اگر همان واقعهای باشد که ۱۴۰۰ سال پیش، تاریخنگاران اسلامی از آن گفتهاند.
♦️ آیا علم، باید بخشی از تاریخ را بازنویسی کند؟
✅️ لینک اثر برای تماشای نسخه باکیفیت در یوتیوب
🔗https://linktw.in/PfUidG
🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
📢
مرحوم علامه حسن زاده:
فقهای اسلام در اکثر ابواب فقه نیازمند علوم ریاضی اند، مثلا در مسأله کرّ به دانستن قواعد هندسی نیاز دارند تا مساحت ظروف را برای معرفت مقدار کرّ که باید به حسب مِساحت چهل و دو وجب و هفت هشتم وجب بوده باشد تحصیل کنند،چنان که شیخ بهایی در کتاب فقهی خود الحبل المتین به تفصیل بحث کرده است.
فقیه در وقت و هلال و قبله نیاز به دانستن علم هیأت و نجوم دارد،چنان که در ارث به معرفت موازین حساب،احتیاج مبرم دارد.
علامه حلی در تحقیق فجر اول و ثانی یعنی صبح صادق و کاذب در کتاب تذکره چنان ماهرانه و محققانه به مبانی قویم هیأت و مثلثات کروی بحث کرده است که شیخ بهایی با این که خود متضلع در این فنون است در ابتدای کتاب مفتاح الفلاح به نقل عبارت موجز تذکره تبرک جسته است.
علامه حلی بسیاری از مسائل فقهی کتاب قواعد را که یکی از متون فقهی امامیه است مثلا وصایا را به قواعد جبر و مقابله حل کرده است.
در وقف نامه مدرسه سپهسالار قدیم تهران قید شده است که استاد آن مدرسه باید کسی باشد که از عهده تدریس قواعد علامه برآید.
کتب ریاضی از قبیل خلاصة الحساب،فارسی هیأت قوشچی،شرح چغمینی،اصول اقلیدس،اُکَر و مساکن ثاوذوسیوس،اُکرمانالائوس در مثلثات کروی،شرح خفری بر تذکره خواجه طوسی ،مناظر ابن هیثم به تنقیح ابوالحسن فارسی،زیجات الغ بیگی و محمدشاهی و بهادری،بیست باب خواجه در اسطرلاب،هفتاد باب شیخ بهایی یعنی رساله حاتمیه در اسطرلاب و عمل به ربع مجیّب و کره متحرک اوطولوقس و عمل به کره قسطا ابن لوقا که ۶۵ باب در معرفت ضروری روزانه در هیأت و نجوم است و مجسطی بطلیموس به تحریر خواجه از کتب درسی حوزه های علمیه ما در رشته های ریاضی بوده است.
خود این حقیر به تدریس اکثر کتب نامبرده در حوزه علمیه قم و شرح و تعلیقه و تحشیه بر آنها توفیق یافته است،مثلا:
۱-زیج بهادری را یک دوره شرح فارسی کرده است.
۲-اکرمانالائوس در مثلثات کروی را یک دوره تدریس و شرح کرده است.
۳-اصول اقلیدس را از بدو تا ختم دو دوره حواشی و تعلیقات نگاشته است.
۴-اکر و مساکن ثاوذوسیوس و بر مجسطی تحریر خواجه شرح دارد و به ویژه در مسأله یافتن بعد بین المرکزین آن یک رساله نوشته است.
و در حقیقت آن چه در این علوم گفته و نوشته ایم همه شعله ای از طود علم و تحقیق و خوشه ای از خرمن پرفیض جناب علامه ذوالفنون مرحوم استادم آیة الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی روحی له الفداء است که سالیانی دراز در کنف پرمهر و محبت او کسب کرده ایم.