هوالنور
خروج ماه شریف ربیع الاول 1447هجری از حالت شرف قمر و ورود آن به برج و صورت فلکی جوزا (دوپیکر).... گذر ماه از کنار مشتری دو شب دیگر
قرص خورشید در ابتدای ورود به سنبله و اول مهر ماه انشالله
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم..... حافظ
کانال تخصصی هیئت و نجوم اسلامی ایرانی التفهیم
@ALTAFHIM
کاستور و پولوکس (به انگلیسی: Castor and Pollux، به یونانی: Κάστωρ καὶ Πολυδεύκης) در اساطیر یونان و روم، پسران دوقلوی زئوس و لدا و برادران هلن تروا بودند. آنها در یونان با نامهای دیئوسکوری یا دیئوسکوروء (به انگلیسی: Dioscuri یا Dioskouroi) شناخته میشدند
به دلیل اینکه زئوس به مانند قویی نزد لدا آمد، بعضی مواقع تصور میشود آنها از تخم به دنیا آمدهاند. پولوکس یک بکسور نیرومند بود، و کستور یک سوارکار حرفهای. آنها در کنار هم با عنوان «دوقلوهای بهشتی» شناخته میشدند، که اغلب با صورت فلکی دوپیکر مرتبط داده میشوند.
در افسانهها این دوقلوها از یک مادر هستند، اما پدر آنها متفاوت بود و این به معنی آن است که پولوکس (فرزند زئوس) نامیرا بود اما کاستور (فرزند پادشاه اسپارت تیندارئوس) میرا. وقتی کاستور مرد، پولوکس از زئوس طلب کرد تا جاویدان بودن خود را با کاستور قسمت کند و آنها با یکدیگر باشند، در نتیجه آنها قسمتی از صورت فلکی جمینای شدند و به درخشانترین دو ستاره در آن گروه یعنی کاستور: سرپیشین و پولوکس: سرپسین تبدیل شدند. آنها به صورت متناوب در المپوس به عنوان ایزد و در هادس به عنوان انسانهای فانی به سر بردند.
بعد از اینکه تسئوس خواهر آنها، هلن تروا را ربود و به آفیدنس (شهری در شمال آتن) برد، کاستور و پولوکس او را آزاد کردند و همچنین آنها مادر تسئوس، آیترا را دزدیدند و به اسپارتا آوردند، آیترا را مجبور کردند تا بردهٔ هلن شود اما سرانجام توسط نوههای خود بعد از سقوط تروا به خانهٔ خود بازگشت.
بعدها، دوقلوها جیسون را بر روی کشتیاش آرگو همراهی کردند. در طی این سفر دریایی، پولوکس خود را با کشتن پادشاه جنگجوی آمیکوس، که او را به مبارزه بکس طلبید مشهور ساخت.
هردوی آنها شکارچیان و سوارکاران لایقی بودند که در شکار گراز کالیدونیان سهیم بودند.
کاستور و پولوکس همچنین دختران لئوسیپوس "Leucippus"، فوبه و هیلائرا را ربودند و با آنها ازدواج کردند و بعدها کاستور توسط برادرزادههای لئوسیپوس، ایداس و لینسئوس در نبردی کشته شد.
در ابتدای سدهٔ ۵ پیش از میلاد، دوقلوها رسماً به رومیان معرفی شدند. در اسطورهها آمده که آنها به رومیان یاری رساندند تا در نبرد دریاچه رگیلوس بر لاتینان پیروز شوند. برای همین، آئولوس پستومیوس، دیکتاتور و سردار رومیان در آن جنگ، معبدی نذرشان کرد. این معبد پس از مرگ دیکتاتور و بهتوسط پسرش (که بدین منظور بهعنوان دوئومویر نصب شده بود) در فروم یا همان میدان مرکزی روم بنا و افتتاح شد.
دوستان گرامی به این نوع ادبیات و داستان ها
اساطیر(افسانه) یونان گفته میشود... که هزاران سال قبل در بین اقشار جامعه سینه به سینه نقل شده
نامهای سیارات و کواکب و صورتهای فلکی ووو همه و همه...
مثل حماسه ی ایلیاد و اودیسه ی هومر...در بین حکما و منجمین اسلامی و عربی اسمها متفات است
م. خ
@ALTAFHIM
صورت فلکی دوپیکر که با نام عربی جوزا یا توأمین هم نامیده میشود یکی از صورتهای فلکی منطقةالبروج است و در شبهای زمستان قابل مشاهده است. بین صورتهای فلکی گاو از شرق، خرچنگ از غرب، ارابهران از شمال و سگ کوچک و تکشاخ از جنوب واقع شدهاست.
@ALTAFHIM
عکس صورت فلکی جوزا(دو برادر یا دو پیکر) به همراه جدول ستارگان کتاب صور الکواکب .... حکیم بزرگ عبدالرحمن صوفی رازی رحمت الله
@ALTAFHIM
◈ سنتی متافیزیکی در فلسفهی قرن نوزدهم وجود داشت که ادعا میکرد هر حقیقتی ضرورتاً به تمام حقایق دیگر مرتبط است. ایدئالیستها و هگلیهای بریتانیایی باور داشتند که جهان یک کل واحد جدانشدنی و درهمپیوسته است. بدین معنا، این فلاسفه، کلگرا بودند. کلگرایان مدعیاند که درهمپیوستگی این جهان به حدی فراگیر است که اگر کسی حقیقتاً بخشی از واقعیت را بفهمد، آنگاه تمام واقعیت را فهمیده است. به علت این درهمپیوستگی، هر "جمله" تنها در صورت تطابق با کل جهان صادق است.
در اوایل قرن بیستم واکنشی محکم علیه کلگرایی به پیشتازی برتراند راسل و لودویگ ویتگنشتاین رخ داد. استدلال این فیلسوفان این بود که کلگرایی با فهم متعارف و بهترین فعالیتهای علمی ما همخوانی نداشته و اینکه باید مجموعهای از امور واقعِ به لحاظ منطقی مستقل و بنیادی به نام اتمهای منطقی وجود داشته باشد. دو امر واقع الف و ب به لحاظ منطقی مستقلند اگر و تنها اگر تمام چهار مورد ذیل ممکن باشد:
1) الف و ب، هر دو وجود داشته باشند.
2) نه الف و نه ب وجود نداشته باشند.
3) الف وجود داشته باشد اما ب خیر.
4) ب وجود داشته باشد اما الف خیر.
◈ طبق دیدگاه اتمیستهای منطقی، اتمهای منطقی قسمتهای واقعی جهان هستند که هر گزاره در صورت مطابقت با آنها صادق است. برای نمونه، فرض کنید که سبز بودن چمن یک اتم منطقی است، گزارهی "چمن سبز است" صادق است زیرا در تطابق با امر واقعِ سبز بودن چمن است. بعلاوه، و برخلاف آنچه کلگرایان باور داشتند، از نظر اتمیستهای منطقی امر واقعِ سبز بودن چمن کاملاً مستقل و متمایز از آبی بودن آسمان بوده و لزومی ندارد که گزارهی "آسمان آبی است" در تطابق با امر واقع سبز بودن چمن باشد تا صادق گردد.
◈اتمیستهای منطقی چون راسل و ویتگنشتاین همچون سایر فیلسوفان مانند جی. ای. مور، نظریهی تطابقی صدق را توسعه دادند که اظهار دارد امور واقع چیزهایی هستند که گزارهها را صادق میسازند. بدین جهت، این فیلسوفان این ایده که نخستین بار توسط ارسطو در مقولهها (قاطیغوریاس) بیان شده بود را اساس کار خود قرار دادند:
«اگر انسانی وجود داشته باشد، آنگاه این گزاره که طی آن میگوییم "آن انسان وجود دارد" صادق خواهد بود؛ و متقابلاً، اگر گزارهای که طی آن میگوییم "آن انسان وجود دارد" صادق باشد؛ آنگاه آن انسان نیز وجود دارد. با این حال، صادق بودن گزاره به هیچ روی، علت وجود آن شئ واقعی نیست؛ بعکس، وجود شئ واقعی به نحوی علّت صادق بودن گزاره است: اینکه شئ واقعی وجود داشته باشد یا خیر علّت صدق یا کذب گزاره است».
چون امر واقع سبز بودن چمن آن چیزی است که گزارهی "چمن سبز است" را صادق میسازد، امر واقع سبز بودن چمن صادقساز (truthmaker) گزارهی "چمن سبز است" میباشد.
◈ به بیان دقیقتر: x صادقساز گزارهی p است، اگر و تنها اگر، 1) ضرورتاً اگر x وجود داشته باشد، آنگاه p صادق باشد، و 2) ضرورتاً اگر x وجود داشته باشد و p صادق باشد، آنگاه صادق بودن p حداقل به طور جزئی در اثر وجود x است. این تعریف کلاسیک صادقساز است.
◈ Koons, R. C., & Pickavance, T. H. (2017). The atlas of reality: A comprehensive guide to metaphysics. Wiley-Blackwell.
◈ (ع.ق)
🔵[intermediate level]
🆔 t.me/analyticphil
♻️ بخش جالبی از مصاحبهی پیتر آدامسون (مورخ امریکایی فلسفه)
◾️فیلسوف محبوب شما کیست ؟ اعم از مرده یا زنده؟
آدامسون: ابنسینا. او مهمترین فیلسوف سدههای میانه است (طرفداران آکوئیناس، ببخشید) و به طور خارق العادهای مبتکر و دارای استقلال ذهنی بوده.
◾️چه فیلسوفی را خیلی دست کم گرفتهاند ؟
آدامسون: به نظرم فخرالدین رازی. خیلی از خوانندگان احتمالاً اصلا نام او را نشنیدهاند، اما او یک فیلسوف-متکلم از قرن دوازدهم بود. یکی از مهمترین اندیشمندانی که به ابنسینا پاسخ گفته به روشی که گفتم ... عربینویسی او نیز نسبتاً آسان است فلذا لذتبخش است که رویش کار شود.
◾️بهترین فیلسوفی که با او بیشتر مخالف هستی ؟
من در یک خانوادهی آتئیست به دنیا آمدهام و آتئیست هستم و چون بخش زیادی از وقتم را کتابهای کلامی میخوانم لذا با ایدههای زیادی مواجه میشوم که با آنها مخالفم. اما فارغ از این نکته، میل و بنتام که از فایدهگرایی دفاعکردهاند، با اینکه هر دو را تحسین میکنم.