🔴 درباره ی اعتماد عاقلانه و اعتماد غیرعاقلانه
🔴 کنار گذاردنِ کلی اعتمادگرایی اولا غیرعملی است و ثانیا غیرعاقلانه است.
🔴 غیرعملی بودنِ آن به این خاطر است که امکان ندارد یک نفر در همه ی حیطه هایی که دستیابی به پاسخِ صحیح در آن حیطه مورد نیاز است، بتواند متخصص شود، بنابراین هیچ راهی جز اعتمادگرایی وجود ندارد. شما اسمش را میتوانید اعتماد بگذارید یا رجوع به متخصص یا تقلید
🔴 و اما غیرعاقلانه بودنِ طرد کلی اعتمادگرایی به این خاطر است که با حذفِ اعتمادگرایی ما خودمان را از حجم بزرگی از تلاشهای فکری دیگران محروم می کنیم. اعتمادگرایی زمینه را برای بهره برداری از تحقیقاتِ دیگر محققان باز میکند.
🔴 عاقلانه نیست که من راهی که قبلا توسط فلان دانشمند پیموده شده است را من دوباره از صفر شروع کنم. اگر من بتوانم اعتماد کنم، میتوانم پا بر شانه ی آنان بگذارم و افق وسیعتری را طی کنم.
🔴 بنابراین ضدیت با اعتمادگرایی به نحو کلی، عملی غیرعاقلانه است اما چه کسی است که نداند بسیاری از نگونبختیهای بشر به خاطر اعتماد بیجای آنان است.
🔴 لطفا به جمله ی قبل دوباره بنگرید. قید بیجا یعنی چه؟
🔴 اعتمادِ بیجا یعنی اعتمادِ غیرعاقلانه.
🔴 با استفاده از یک مثال ساده، تفاوت اعتمادگرایی عقلانی و اعتمادگرایی غیرعقلانی را میتوان نشان داد.
🔴 ما میخواهیم یک مسیری را طی کنیم. اگر بخواهیم خودمان این مسیر را برویم، باید پای پیاده به راه بزنیم و برویم و برویم....... چقدر میتوان طی مسیر کرد اینطوری؟
🔴 راهِ دیگر این است که ببینیم آیا اتوبوسی، مینی بوسی یا تاکسی و اتومبیلی هست که ما را سوار کند تا بتوانیم پیشرفت بیشتری داشته باشیم؟
🔴 نگاه میکنیم و اتوبوس ها را می بینیم. عقلانیتِ من به من میگوید از اتوبوس استفاده کن اما نه هر اتوبوسی. به عبارت دیگر، عقلانیتِ من به من راهنمایی میدهد که به فلانی میتوانی اعتماد کنی و کلی از مسیر را او قبلا رفته است پس با او برو.
🔴 سوارِ اتوبوسی که عقلانیت من مجوز ورودش را به من داده است می شوم اما این اتوبوس نباید جوری باشد که اگر در وسط راه، متوجه شدم که اشتباه کردم و راننده ی این اتوبوس آدم درستی نیست یا قوانین را رعایت نمیکند و ...؛ نتوانم از اتوبوس پیاده شوم. اتوبوسی را باید انتخاب کنم که اگر متوجهِ اشتباهم در اعتمادم شدم، بتوانم از آن اتوبوس پایین بیایم.
🔴 اعتمادگرایی عاقلانه آن اعتمادی است که اگر در میانه ی راه، عقلانیتِ من به من این پالس را داد که این کسی که تو به وی اعتمادکرده ای، آدم درستی نیست؛ بتوانم به حرفِ عقلانیتم گوش بدهم.
🔴 اعتمادگرایی آتئیستها
🔴 یکی از عوامل موثری که نوجوانان آتئیست و یا آگنوستیک را مبتلا به اعتمادگرایی غیرعقلانی میکند، تعدادِ فیلسوفان و ساینتیستهای ملحد است.
🔴 ترویجِ علمگرایی و بزرگساختنِ ساینتیستها در ذهنِ نوجوانان، میتواند آنان را به موقعیتِ معرفتی اعتمادگرایی غیرعقلانی برساند به گونه ای که اعتمادشان به دانشمندان در همه زمینه ها ( حتی در زمینه هایی که آن دانشمند تخصصی در آن موضوع ندارد) بیشتر از اعتمادشان به دریافتهای وجدانی و عقلانی خودشان شود😭
🔴 اگر سستی دلایلی که هاوکینگ و کراوس و دنت و داوکینز در کتابهایشان نوشته اند را برای این نوجوانان به وضوح شرح دهید به گونه ای که بیپایه بودنِ این دلایل را خودشان بفهمند و تعقل کنند و درک کنند، باز هم تسلیمِ عقلانیت نمیشوند. چرا؟
🔴 اعتمادگرایی غیرعقلانی آتئیستها به ساینتیستها مبتنی بر این استفهام انکاری است که مگر ممکن است این همه دانشمند و فیلسوف در اشتباه باشند؟!
🔴 اعتمادگرایی غیرعقلانی میتواند ذهن را بدین صورت منجمد کند که: اگرچه من درک درستی از فلسفه علم ندارم و نمیتوانم به این اشکالات پاسخ بدهم و هرچه فکر میکنم میبینم در منازعه ی هاوکینگ با لنوکس، حق با لنوکس است، اما مگر ممکن است این همه دانشمند و فیلسوف درباره ی خدا اشتباه کرده باشند؟!
🔴 اعتمادگرایی غیرعقلانی این قدرت را دارد که آن دانش آموزی که بنیه ی فلسفی نقادی ادعاهای هاوکینگ و کراوس را ندارد و نمیتواند نقدهای افرادی مانند دیوید آلبرت و لنوکس را بر این ادعاها بخواند و بفهمد و حتی نمیتواند جزئیاتِ فیزیکی و علمی مطرح شده در کتابِ کراوس را درک کند را در موضعِ رادیکالی آتئیستهای مبارز تثبیت کند، به حدی که کاسه ی داغتر از آش شوند و از خودِ کراوس هم مبارزتر شوند😳
🔴 پرسش از کثرت جمعیت ساینتیستهای ملحد، پرسشِ خوب و جالب توجهی است که برای یافتنِ پاسخِ آن باید از زاویه های مختلفِ جامعه شناسی ( منظورم جامعه ی علمی است) و فلسفی ( بحث فراپارادایمها در علم و مبحث معیار باورها در معرفتشناسی باور) و نیز دروندینی به آن نگاه کنیم تا شاید بتوانیم جوابِ این سوال را پیدا کنیم اما جوابِ این سوال هرچه میخواهد باشد، نمیتواند این مجوز را بدهد که به خاطرِ آن، من درک خودم و دریافتهای واضح عقلانی خودم را نادیده بگیرم.
🔴 اگر جمعیتِ ساینتیستهای ملحد از این تعدادی که اینک هست، افزونتر گردد و مثلا دوبرابر یا ده برابر شود؛ باز هم چنین چیزی نباید من را بی اعتنای به عقلانیتِ خودم کند. نهایتِ کاری که دیدنِ جمعیت ساینتیستهای آتئیست میتواند انجام دهد این است که دوباره و سه باره و ده باره، دلایل و مستنداتی که برای باور کردنِ خدا دارم را مرور کنم.
🔴 مرور مجدد بر دلایل و مستندات خداباوری هم نه تنها بد نیست بلکه فکر میکنم همه ی ما خداباورانِ نقاد بارها و بارها این کار را انجام داده ایم و من شخصا خودم بارها و بارها این کار را کرده ام و نمیدانم چندبار در عمرم اما شاید بیش از صدها بار از زوایای مختلف، به این مسئله ی مهم حمله کردهام و بر اساسِ پذیرشِ سطح معیار عقلانی نرمال ( که معیار عرفِ انسانها برای پذیرش گزاره ها به عنوانِ واقعیت خارجی است) قوای ادراکی من مرا به این گزاره ی صادق رسانده است که خدا هست.
🔴 زیادیِ جمعیتِ طرفداران یک ایده و عقیده و نظر، صلاحیتِ آن را ندارد که یک انسان عاقل را به حدی برساند که اعتمادِ به جمعیت را برتر از عقلانیتِ خودش قرار دهد.
🔴 اعتمادگرایی غیرعقلانی بد است و بدی آن به خاطرِ غیرعقلانی بودنِ آن است بنابراین همچنان که اعتمادگرایی افراد عامی داعش به مفتیان وهابی بد است، اعتمادگرایی آتئیستهای عامی به ساینتیستهای آتئیست هم مردود است
عکس تاریخی زحل – سال ۱۹۱۲
این تصویر شگفتانگیز بیش از یک قرن پیش، در سال ۱۹۱۲ میلادی در رصدخانه لیک (Lick Observatory) آمریکا ثبت شده است.
برای ثبت آن از یک تلسکوپ شکستی عظیم با قطر دهانه ۹۱ سانتیمتر و صفحات عکاسی شیشهای استفاده شد.
🔭 این عکس یکی از نخستین تصاویر دقیق و ارزشمند از سیاره زحل به شمار میرود؛ زمانی که فناوری عکاسی نجومی هنوز در ابتدای راه بود.
بهترین عکسهای نجومی سال ۲۰۲۵ به انتخاب رصدخانه سلطنتی گرینویچ اعلام شدند
در سال جاری، عکس اول با عنوان «هسته آندرومدا» برنده شد. نویسندگان موفق شدند که کهکشان را با جزئیات بسیار ریز ثبت کنند.