eitaa logo
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
356 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
13 فایل
وَڪَفیٰ‌بِرَبِّكَ‌هادیاًوَنَصیراً [برای‌هدایت‌ویاری‌تو،پروردگارت‌کافی‌ست💗. ] تولدمون : 1402/1/8 ^^ کپی؟!قبلش یه صلوات برای سلامتی بابامهدی بفرست :)✨ درخدمتم : @Axjrjgx
مشاهده در ایتا
دانلود
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی حیوانات مامور اجرای حکم الاهی اند : )
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگن شهدای مدافع حرم برای پول میرن . . شهدا : [اگه طاقت نداری نبین :) ]
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 ویدئو شرافت سودی😏 روایت تازه خطاب به علیمی ها ، آقامیری ها، حجاب استایل ها و سلبریتیهایی که شرافت شان دکمه خاموش و روشن دارد. [ویژه مظلومیت مردم فلسطین]🇵🇸
هدایت شده از أنا من الحسین
در دنیایی که یک کودک 6 ساله فقط به جرم مسلمان بودن با 26 ضربه چاقو در آمریکا توسط صاحب خانه 76 ساله سلاخی می شود با من از انسانیت حرف نزن ..! @farhangi02
هدایت شده از عماد ؛
‏به‌دکتر‌گفتم: همه‌داروهامو‌می‌خورم اما‌تاثیر‌نداره.. گفت‌سر‌وقت‌می‌خوری؟ تازه‌فهمیدم‌که‌ چرا‌نمازهایی‌که‌میخونم تاثیر‌نداره..(:! تازه‌مِنَتم‌میذاریم
هدایت شده از عماد ؛
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و اما حقیقت چیست ؟! ... لحظه به لحظه آنچه که در مترو بر آرمیتا گراوند گذشت ... - @Vahid_mhi ๋࣭ ࣪ ֪֢
23.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+زن دوست داره محل توجــــه باشه××‼️… • •🎙استاد رائفی‌پور •
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 #پارت_بیست_هشتم #رمان_اقیانوس_مشرق پینه دوز نمی داند چه بگوید. فقط لبخند می زند. عِم
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 با عجله پاپوش را از پا در می آورد و کف پاهایش را نشان پینه دوز می دهد: +نگاه کن! پینه دوز با تعجب به کف پاهای عِمران نگاه می کند.خبری از زخم و آبله نیست: _اللّٰه اکبر! +به هر کس که نشان دادم و گفتم دیشب در این پاها آبله بود،باور نکرد. _شاید از همین آب باشد. پیش از آنکه خمیر را مهیا کنم، آن را چندی در این آب خواباندم. صدای شیههٔ اسب بلند می شود. عِمران نیم خیز می شود و گردن اسب را می بیند. آسوده خاطر دوبارهٔ می نشیند و به مشک نگاه می کند و می گوید:《نمی دانم اگر برای کسی روایت کنم که روزگاری در برهوتی، از غریبه ای مشکی آب به دستم رسید که هرچه از آن می نوشیدم تمام نمی شد،چه خواهد گفت. آیا مرا دیوانه خطاب نخواهد کرد؟》 _شاید خیال کنند دیوانه و مجنونی ؛ اما چه باک؟بگذار تمام عالم تو را دیوانه خطاب کنند! خم می شود و ریگی برمی دارد و آن را به دست عِمران می دهد. _این ریگ را میان مشتت نگه دار. عِمران با تعجب ریگ را میان مشتش پنهان می کند و به پینه دوز چشم می دوزد. _اکنون در دستان تو ریگی پنهان است . اگر تمام عالم بگویند تو در دستت جواهری پنهان کرده ای ،آیا چیزی بر ارزش این ریگ افزوده خواهد شد؟ عِمران سر تکان می دهد: +نه. _و اگر در دستان تو الماسی پنهان باشد و تمام جهان بگویند که تو ریگی در دست داری،آیا ارزش آن الماس کاسته می شود؟ عِمران دوباره سر تکان می دهد: +هرگز! ادامه دارد . . .!_