مامانم امروز یهحرفِ قشنگی زد، گفت وقتی یکی میاد واست از تجربههاش میگه بدون داره میانبرِ مسیرِ مقابلتو بهت نشون میده.
واقعا یهجاهایی نیازداره پاشم یهساعت واست کفبزنم بگم: حاجی پشمام عجب بیشعوری بودی رو نکردی.
اگه بههمین روند ادامه بدم، به امیدِخدا میخوام پولگیرِ درِ دستشوییعمومیِ منطقهی گوزآباد قبول شم.
خیلی جالبه، شما معمولا حسِ ناکافیبودن رو از کسی میگیرید که از سرشم زیادید.
من با کوچکترینچیزا ذوق میکنم مثلا تو بهم بگو خوشکلی، بهم یهشاخهگل بده، رندوم واسم آهنگ بفرست بگو یادتافتادم، وقتی حواسم نیست ازم عکس بگیر، واسم یهتکخطی روی برگه بنویس، اسممو تو گوشیت خاص سیو کن، واسه انتخاب رنگِ هودی ازم نظر بخواه، اینا برام خیلی ارزشمندتر از خرید و سوپرایزای آنچنانیه حقیقتا.