هرجا میرسم خوابم میاد، فقط خوابم میاد، میخوام روی زمینِ مدرسه، پیادهرو، سوپری، وسطِ رانندگی، توی اسنپ، هرجا که بشه بخوابم و دراز بکشم.
من به تکتکِ رفتارهاتون فکر میکنم، به نگاههاتون، به حرفاتون، به لفظاتون، به حسی که بهم میدید و خلاصه به هرچیزی که فکرشو بکنید، فکر میکنم. بله، غمانگیزترین بخشِ زندگیم همین فکرکردنه.
یکم باهم مدارا کنید. زود عصبانی نشید، زود هر آدمی رو حذف نکنید، اینشهرِکثافت بویِ تنهایی میده. اگه فکر می کنید درست میشه ترک نکنید. اینروزا دیگه کسی حوصلهی آشنایی نداره، یسریروزا و یسریآدما دیگه تکرار نمیشن.
چه فایدهای داره وقتی نگرانِ من باشی ولی از من دفاع نکنی؟ خیلی دوستم داشتهباشی، اما منو نفهمی؟ جایِخالیمو حس کنی، اما سراغمو نگیری؟ چه فایدهای داره بینِ وسایلت باشم اما مهمترینش نباشم؟