eitaa logo
عــــمــــ³¹¹ــــار
3.3هزار دنبال‌کننده
150 عکس
454 ویدیو
1 فایل
عــــمــــ³¹¹ــــار | سنگر عهد و پیمآن🌱 کپی آزاد! هدف آگاهی و آماده سازی ذهن ها برای ظهور مولا . . جناب مالک: @Mehrshad311 شــــروع"12'6'04 پــــایـــانِ‌عَهد"ظهورمولآ
مشاهده در ایتا
دانلود
از تماشای زخم‌ها و عبور از تیر و ترکش‌ها، به تماشای عشق رسیدم. https://eitaa.com/joinchat/3257533274C371c9ab34d بیداری در این مسیر پرخطر، همیشه به قیمت خون بود؛ اما عشق، پاداشِ جان‌فشانیِ ما شد تا حقیقت جاودانه بماند.»
تویی که وقتی راهمو‌ از همتون جدا کردم برگشتی گفتی من می‌بینم روزی که باز برگردی تو این راه اما با پشیمونی زیاد .. :) تویی که من اسممو‌ عوض کردم گفتم هرکس بگه حسین هرچی دیگه از چشم خودش دیده .. اما تو باز منو حسین صدا میزدی و من‌ کیف می‌کردم 🥲 تو .. تو با همه فرق داشتی ؛؛ https://eitaa.com/joinchat/3257533274C371c9ab34d
خونت مرا دوباره به ایمان رسانده است .. عشقِ تو پایِ من به خدا نشانده است؛؛ .. از یک خنده‌ی کوتاه تا قصه‌های دل‌باختگی... عشق، گاهی در یک نگاه شروع نمی‌شود؛ گاهی از سال‌ها آشنایی، از یک نگاهِ ساده به دخترخاله‌ای که همیشه کنارمان بود، آرام‌آرام دل را می‌برد و همه‌چیز را رنگ تازه‌ای می‌دهد... 💘 دلِ پسری که فکر نمی‌کرد روزی، قشنگ‌ترین حسِ زندگی‌اش را در نگاهِ دخترخاله‌اش پیدا کند ..
او با همه فرق داشت .. ؛ از وقتی اسممو‌ عوض کردم .. با قاطعیت‌ صد در صد گفتم هرکس صدام کنه " حسین " من می‌دونم و اون ، اسم من "شایان" !! اما تو یجوری میگی حسین .. زبونم‌ قفل میشه و فقط می‌گم : جانم شهرزادم ؟ https://eitaa.com/joinchat/3257533274C371c9ab34d
‌همیشه می‌شنیدم که می‌گویند شهدا زنده‌اند، اما گمان می‌کردم این فقط یک تعبیرِ کلامی است؛ تا اینکه شهادتِ او، معامله‌ی عجیبی با روحِ من کرد. در هیاهویِ روزمرگی‌ها و غفلت‌هایی که تمامِ دنیایم را پر کرده بود، رفتنِ او مثلِ یک نهیبِ آسمانی بود. او رفت و با خونِ خود، غبارِ سردی را که بر باورهایم نشسته بود کنار زد. گویی با شهادتش، دریچه‌ای از نور به رویِ قلبِ خسته‌ام گشود. امروز اگر در مسیرِ بندگی قدم می‌زنم و طعمِ شیرینِ ایمان را می‌چشم، مدیونِ همان لحظه‌ی طلاییِ شهادتِ او هستم. او جانش را داد تا من، “خودِ واقعی‌ام” را پیدا کنم. حالا دیگر او نه فقط یک شهید، که راهنمایِ بیداریِ من است؛ کسی که رفت تا من، تازه متولد شوم .. https://eitaa.com/joinchat/3257533274C371c9ab34d
عــــمــــ³¹¹ــــار
یه سوال ادمینتون‌با شهید امیدواری نسبتی داره؟ واینکه بهش بگین ناشناس بذاره . -
سلام وقت بخیر آقای امیدوار. دقیقا برای همه ما شبیه یه برادر بودن چه سازمان دانش آموزی چه ناحیه و سپاه استان آشنایی ما با شهید برمیگرده به روایت گری که سال نهم برای ما انجام دادن و بعد از جریان اغتشاشات ۱۴۰۱ سال دومی بود که میدیدمشون وموضوع روایت گری هم راجب شهید علی وردی بود در حضور خانوادشون بود شهید امیدوار ارادت خاصی به شهید علی وردی داشتن و خب تو مدتی که تهران بودن ما هروقت گروه رو چک میکردیم یه عکس از مزار شهید علی وردی گذاشته بودن و التماس دعای زیاد از سال ۱۴۰۲ هم باهاشون همسفر راهیان نور بودیم و بعد از هر راهیان نور یه بهشت گردی داشتیم ولی خب بعد از جنگ ۱۲ روزه کمتر میدیدیمشون‌ فقط هراز گاهی هئیت می اومدن ....