یکی بود و یکّی نبود ..
غیرِ خدا هیشکی نبود !
زیرِ آسمونِ کبود ،
یه دختر دردونه بود :)))
هدایت شده از آبی؛
اگه یه بار (که قطعا یه بار نیست )کسی شما رو حالا به دلایل کاملا میخره سر استایل/چهره/صدا/و.... مسخره کرد ،سعی کنید هیچوقت ناراحت نشید .
چون این بدن ،این صدا،و ... به شما امانت داده شده و شما باید از اون محافظت کنید و تنها چیزی که براتون باقی میمونه روحتونه.
سعی کن به روحت لطمه نخوره .
٭
بعضیآدما فقط برای تموم شدن محرم ناراحت میشن ،
فقط برای طرزِ مرگِ امامحسینعلیهالسلام گریه میکنن ،
به این فکر نمیکنن که امامحسینعلیهالسلام اصلا برای چی این اتفاق براش افتاد ،
دنبال اتفاقاتین که احساسات رو درگیر میکنه ،
دنبال دلایلِ منطقی برای این اتفاقات نیستن ،
تعداد بسیار زیادی هیئت شرکت میکنن که فقط بهشون خوش بگذره ،
که فقط دوستهاشون رو ببینن ،
بعضیوقتا فکر میکنم هیئتها فقط شدن کارزار خالیشدنِ احساسات ، نه بدست آوردن معنویت ..
انگار بعضیا با دوستاشون حتی توی رقابتن ، هر کی تعدادِ بیشتری هیئت بره ..
دیگه برای هیئتهای کوچیک ارزش قائل نیستن ،
انگار که امامحسینعلیهالسلام فقط به هیئتهای بزرگ با دوبسدوبس بیشتر عنایت دارن ،
انگار فقط هیئتهای بزرگ حاجت میده ..
بعد حالا نزدیک اربعین که میشه همه فقط به فکرِ رفتن هستن ،
به عمقِ مسئله توجه نمیکنن و فقط مکان رو مهم میدونن ..
به نظرم باید محرم رو درک کرد ،
درک محرم یعنی غیرت حسینی ،
یعنی تصمیم گیری درست در بزنگاهها ،
محرم تمامش پر از آموزش تشکیلاته ، نه تنها محرم بلکه تمامیِ عزاها و به قولی اتفاقاتی که برای اهلبیتعلیهمالسلام افتاده ،
واقعا درک واقعی از محرم یعنی یاد بگیری حر باشی !
کاش به محرم و صفر نگاهِ عمیقتری داشته باشیم ،
کاش عمقِ مصیبتِ اهلبیتعلیهمالسلام رو درک کنیم ..
کاش بفهمیم امامحسینعلیهالسلام به خاطر آب قیام نکردند ! ..
اون لحظه که دوتاتون آخرین باریه که همدیگه رو میبینید تا سهماه دیگه ، همون وقتی که هی صحبتو کش میدی ، همون وقتی که هی به مامانت میگی الان میام الان میام ، فقط برای یه ثانیهی دیگه که بخندین و همو خوب نگاه کنین .. اون لحظه خیلی سخته ، اصلا انگار غم خلاصه میشه توی نگاههای آخر ..