رمانِ سیدا ، رمانی بر اساس واقعیت!
بَرگِسیوهفتمرمانِسیدا ..
تند تند لباسهای تمیز را درون پلاستیکی که در دستش بود میگذاشت که همان لحظه در با صدای بدی باز شد و سپس صدای سرباز عراقی به گوش رسید که به زور سعی میکرد فارسی صحبت کند :
سرباز : دستات بالا سر برگرد
پلاستیک از دستش روی زمین افتاد و آرام دستانش را بالا برد و به سمت سرباز برگشت. باز هم صدای سرباز با لحن چندشی به گوش رسید : دختر جَمیل هستی .
- https://eitaa.com/joinchat/3399091739C40374f2174 -
گیر افتادن پزشک در چنگال عراقی ها🥲🖤!
سیدا رمانی بر اساس واقعیت با قلمی از جنس عشق و رنگی به سرخیِ خون!
برگی از رمان :
دخترک اشک میریخت و دستش را روی لبانش گذاشته بود تا صدای گریههایش اعصاب عماد را بیشتر از قبل خراب نکند .
اما نمیدانست که عماد چه ترسی را پشت سر گذاشته بود . ترس از دست دادن دختری که دین و ایمانش را از او گرفته بود ، صدایش را بالا برد و فریاد زد :
عماد : لامصببب بفهمممم اگه چیزیت میشد چه غلطی میکردممم هاااا؟
- https://eitaa.com/joinchat/3399091739C40374f2174 -
و امـٰا یه تئوری هست که میگه : مردا وقتی عاشق میشن از هر موجودی آسیب پذیر تر میشن♥️!
وای چشمانش، چشمانش خدا بودند
چشمانش زیبا بودند و همین حکم
شکست مرا داشت در مقابلش، ما تسلیم .
حال و هوای عماد بعد از چشم
تو چشم شدن با سیدا😞🛐 .
#بَرگِ_بیستونهم🪴
با خشمِ مقدسی که سراسر وجودش را دربرگرفته بود مشت آخر را به صورت خون آلود مرد کوبید و فریاد زد :
عماد : گفتم که از مادر زاده نشده کسی که نگاهِ چپ به ناموس مردای ایرانی داشته باشه!
روی انگشتانش رد خون برجای مانده بود ، رد خونی که نشان از ناموس پرستیش داشت .
- https://eitaa.com/joinchat/3399091739C40374f2174 -
غیرت را در لغتنامههایتان معنا کنید مردان ایرانی!
سـیـدا ؛ سرپناهِ مادر ..
رمانی از جنس عشق و واقعیت!
توصیه نویسنده : به این صدا گوش بدید و بعد شروع به خوندن کنید .
#بَرگِ_سیوهشتم
- به روایت #دانایکل :
سیدا چشمانش را که از شدت گریه به دریاچهی خون شبیه بودند به عماد دوخت ، عماد همانطور که سرش را به دیوار تکیه داد بود به سیدا چشم دوخت ؛ زمزمه وار لب زد :
عماد : برام مهمی .. متوجهی ؟ بخاطر تک تک اشکات حاضرم هزاران بار اون کثافت زنده بشه و من هزاران بار بکشمش ..
اینبار اشکهایش بیصدا روی گونههایش میغلتیدند و دو عاشق دل خسته در موقعیتی نه چندان عادی خیره به یکدیگر بودند .
- https://eitaa.com/joinchat/3399091739C40374f2174 -
ورود به شرط باور داشتن به عشق در نگاهِ اول👀♥️!
دوسش داری ؟
آره مثل شب که ماه رو دوست داره ، مثل روز که خورشید رو دوست داره ، مثل عماد که سیدا رو دوست داره♥️!