سـیـدا ؛ سرپناهِ مادر ..
رمانی از جنس عشق و واقعیت!
توصیه نویسنده : به این صدا گوش بدید و بعد شروع به خوندن کنید .
#بَرگِ_سیوهشتم
- به روایت #دانایکل :
سیدا چشمانش را که از شدت گریه به دریاچهی خون شبیه بودند به عماد دوخت ، عماد همانطور که سرش را به دیوار تکیه داد بود به سیدا چشم دوخت ؛ زمزمه وار لب زد :
عماد : برام مهمی .. متوجهی ؟ بخاطر تک تک اشکات حاضرم هزاران بار اون کثافت زنده بشه و من هزاران بار بکشمش ..
اینبار اشکهایش بیصدا روی گونههایش میغلتیدند و دو عاشق دل خسته در موقعیتی نه چندان عادی خیره به یکدیگر بودند .
- https://eitaa.com/joinchat/3399091739C40374f2174 -
ورود به شرط باور داشتن به عشق در نگاهِ اول👀♥️!
دوسش داری ؟
آره مثل شب که ماه رو دوست داره ، مثل روز که خورشید رو دوست داره ، مثل عماد که سیدا رو دوست داره♥️!
اَمـانــہ .
تنهام آقا معلومه از این حرفام . . 💔 ؛ #امامحسین
دل ِآدمی مگر چهقدر
تحمل دارد ندیدنت را ؟
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما بی تو خسته ایم ،
تو بی ما چگونه ای؟:) 🥲
#حضرتآقا