هدایت شده از [ اِغمــــــأ ]
جن و انس و ملک و حور و پری منتظرند
بدهد دست به دستان پیمبر حیدر
پیش منبر شد و فرمود علی جان برخیز
تا قدم رنجه کند بر سر منبر حیدر
بعضی روزها دلم میخواهد روی پیشانیام بنویسم: «دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفانهای درونم میجنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید.»