رک بگویم ؟!
از همه رنجیده ام ,
از غریب و آشنا ،
ترسیده ام,
با مرام و معرفت بیگانه اند ،
من ، به هر سازی که شد ،
رقصیده ام ,
در زمستان سکوتم ،
بارها ، با نگاه سردتان ،
لرزیدن ام ...
رد پای مهربانی ,
نیست .!
من تمام کوچه را گردیده ام ،
سال ها از بس که ،
خوشبین بوده ام ,
هر کلاغی را ، کبوتر دیده ام .!
وزن احساس شما را ،
بارها ، با ترازوی خودم سنجیده ام .!
اعتقادی به انتقام ندارم ؛
چون آدمهایی که دلشون تاریکه، دیر یا زود با دست خودشون زندگیشون رو خراب میکنن.
وقتی مراقب حرفهات نباشی،
یکی تا صبح نمیتونه بخوابه، یکی دلش میشکنه، یکی اعتمادش رو از دست میده، یکی از خودش بدش میاد، و یکی شاید هرگز مثل قبل نشه،
مراقب حرفهامون باشیم.