وقتی مراقب حرفهات نباشی،
یکی تا صبح نمیتونه بخوابه، یکی دلش میشکنه، یکی اعتمادش رو از دست میده، یکی از خودش بدش میاد، و یکی شاید هرگز مثل قبل نشه،
مراقب حرفهامون باشیم.
دارم به این نتیجه میرسم که اون دختر همیشگی نیستم
خیلی چیزها ازم کم شده، اعتمادم، شورم، حرف زدنم، حتی خندیدنم،
آدمها فکر میکنن قویام چون چیزی نمیگم اما نمیدونن چقدر شبا با خودم جنگیدم که صبح دوباره آدم عادی باشم،
گاهی دلم میخواد یکی بیاد که بدون سوال، بدون قضاوت، فقط بفهمه، فقط حس کنه که من پشت این یه دنیا دلتنگی، خستگی و حرفهای نگفته پنهون کردم...