eitaa logo
~°دنیای آرورو🪞꩜
32 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
(چیزی ندارم بنویسم)
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت پنج🪞 چندلحظه مکث کرد و یهو گفت «: دارم دنبال گردنبند مرواریدت میگردم» پس بالاخره جواب سوالمو داد . ولی گردنبند مرواریدمو میخواست چیکار کنه ؟ به چه دردش میخورد .؟ از توی کمد بالای میزم درش اوردم و محکم توی دستم گرفتمش . گفتم:« تا نگی میخوای چیکارش کنی نمیدمش . - اوم +نگفتی تو کی هستی ؟ از جونم چی میخوای ؟ - منظورت چیه ؟ +وای خدای من! - آلیشیام دیگه . یه گربینه . +گرگینه؟ -نه گربینه داشتم دیوونه میشدم . این همه ادم . چرا باید این اتفاقای عجیب غریب برای من می افتاد؟ تی|درسا
پارت شش🪞 +تا نگی گردنبندو میخوای چیکار از جام تکون نمیخورم آلیشیا _خب... راستشو بخوای اون مرواریدا به من قدرت ماه رو میدن که میتونم بیماری هارو خوب کنم. وای خدای من این چی داره میگهه نگاهمو به گردنبند دوختم و زیر لب آروم و با بغض گفتم: «این گردنبند برای ناهو بوده که قبل از غیب شدنش اونو به من داد تا ازش مواظبت کنم..» یکم به فکر فرو رفتم _تصمیمت چیه؟ اونو به من میدیش؟ +فقط به یه شرط _هرچی باشه قبول میکنم +میتونی ناهو رو پیدا کنی؟ _سعیمو میکنم.... گردنبندو بهم میدی؟ آروم و با گریه دستمو طرفش دراز کردم اونم آروم گردنبندو از توی دستم برداشت تی|درسا