من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!؟
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه ندانند که تو در خانهٔ مایی
در من امیدی است؛
می آید و می رود اما هرگز نمی گوید بدرود!
این خیلی قشنگه که میگه:
صبورانه در انتظار زمان بمان،
هر چیز در زمان خودش رخ میدهد!
باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند
درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند...
دنیاهیچتعهدی،واسهتکرارهیچلحظهایبه، هیچکسنداده،پسازثانیههاتلذتببر🤍!
میگه که:
سخت است بگیری خبر از حال کسی که از این که طُ باشی و نباشی نگران نیست!(:
می گفت..
اگه میخوای اربعین بری به دختر ارباب بگو؛
چون اون خوب میفهمه
جاموندن از قافلهٔ حسین یعنی چه:)🥀