ـــــــــــــــ ـ
مرا بفهم
من شبیه یک دنیای معمولی نیستم
من دیوانگیام را دارم ،
در بُعد دیگری زندگی میکنم
و برای چیزهایی که روح ندارند وقت ندارم .
.
چه فایده ای دارد نگرانِ من باشی ولی، از من دفاع نکنی؟ خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟ جایِ خالیم را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟ چه فایده ای دارد در بینِ وسایلت باشم اما مهمترینشان نباشم؟
اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم، فکر نکن که چه ضعیف و کمتوان هستم، به این فکر کن که من تو را امن دیدم و روی تو حساب کردم که روی غمگینم را نشانت دادم .
درلغت ما میگوییم: چشم
اما در شعر میگوییم : " وبادقت به این آینه ها نگاه کن،داستانهایی راخواهی دید که قلبم قادر به گفتن آنها نیست ".