eitaa logo
آسِدمَهدی
2هزار دنبال‌کننده
88 عکس
152 ویدیو
6 فایل
- اندرون ذهن یک هشتادی! - نشر بده اما کپی نکن🌱! ادمین تبادلات: @s_yafa مداحی عربی: @SoteHayat خدمات: https://eitaa.com/joinchat/3417835120Ce788b22164 ناشناس: https://punz.ir/message/0B9X1nl
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم سر اصل صحبت و روضه..
خودم و همه کس و کارم فدای اون دختری که یتیم شده و پدر از دست داده..
یه جا نتونست بشینه برای باباش گریه کنه..💔
تا بابا رو شهید کردن دستور اومد فرار کنید.. شروع کرد به دویدن روی خار مغیلان..
هر دختری به یک طرف می‌دوید.. با کمک خانوم حضرت زینب دختر ها یک جا جمع شدند
و تا آمدند گریه کنند به اسارت رفتند....
ته تهش یه جا فرصت پیدا کرد که بشینه گریه بکنه اون شب اونقدر نشست صدا زد بابا.. بابا.. دختره دیگه...
تا اون لعنت الله علیه سر اباعبدالله رو فرستاد برای دختر خانوم ما سر مطهر رو که گرفت تو دامنش..
یه روضه ای ریاض نقل میکنه که جگرت آتیش میگیره ..
میگه رقیه نه تنها که نمیتونست ببینه دست هم هر چی میکشید رو صورت بابا.. می‌گفت این صورت شبیه صورت بابام نیست هر کاری که کرد نمیشناخت که این سر باباست💔😭
گفت عمه اینا چه بلایی سر صورت بابای من آوردن؟!..
اميرالمؤمنين دست حسینش رو گرفت... هر دو دارند گریه می‌کنند..